رمان «من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم» وارد بازار نشر شد

رمان «من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم»، ماجرای زنی است که تصمیم گرفته رمان بنویسد نوشته قدسی خانبابایی توسط نشر صاد منتشر شد.
رمان «من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم»، ماجرای زنی است که تصمیم گرفته رمان بنویسد نوشته قدسی خانبابایی توسط نشر صاد منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم» نوشته قدسی خانبابایی، ماجرای زنی است که تصمیم گرفته یک رمان بنویسد. اما همین که دست به کار میشود مشکلات از زمین و زمان بر سرش آوار میشود. فرزانه شخصیت اصلی داستان از همان آدم هاست که همیشه قرار است از شنبه شروع کنند. شروع کنندههای خوبی که ادامه دهندههای افتضاحی هستند. کلاس آرایشگری و خیاطی و کامپیوتر و باشگاه بدنسازی را نصفهکاره رها و یک دفعه تصمیم میگیرد نویسنده شود. با یک شوهر که دو دستی به باورهای مردسالارانهاش چسبیده و یک دختر دم بخت. همه چیز از یک قول شروع میشود. شوهر فرزانه حتی یک درصد هم به فرزانه و کارهایش اعتماد ندارد. میداند زنش آدم تمام کردن نیست. اما این بار قضیه فرق می کند. فرزانه قول میدهد نه ماه دیگر یک رمان تحویل بدهد.
نویسنده در هر فصل در قالب داستان به یکی از عناصر داستان مثل کشمکش، درونمایه و شخصیت پرداخته است و خواننده مرحله به مرحله با نحوهی شکلگیری یک رمان آشنا میشود.
استفاده از ضربالمثلها، فرهنگ عامیانه و زبان طنز از نقاط برجستهی این اثر است. رمان «من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم» در اختتامیه جشنواره خودنویس در سال 1399 رتبه سوم را کسب کرده است.
در بخشی از کتاب آمده است:
از همان جلسات اول کلاسهای داستاننویسی تا همین حالا هر جا از من پرسیدهاند تولستوی را میشناسی؟
با افتخار گفتهام: بله آقا! بعد از کلی جنگ و دعوا، تازه با هم آشتی کردهایم.
همینگوی را چطور؟
اصلا ما هر شب تا با اسلحه وداع نکنیم خواب به چشم بیصاحبمان نمیآید.
جلال؟
نگفته بودم؟ من فرزند خواندهی زن زیادیاش هستم دیگر!
هدایت؟
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، من هر سال در سالمرگ هدایت خودکشی میکنم؛ ایناها اینم جاش!
این رمان در 156 صفحه با قیمت 47 هزار تومان توسط نشر صاد منتشر شده است.