شباهت زندان پهلوی دوم با زندان آمریکاییها در ابوقریب / چهطوری چریک؟
روزی دو بار هم بیشتر اجازه نمیدادند که به دستشویی بروم. در اینفرصت کاسه ادرار را به دستشویی برده خالی میکردم. یکبار در همیندفعات که کاسه را با خود به روی زمین میکشیدم، ادرار لب پَر شد و مقداری از آن روی زمین راهرو ریخت که نگهبان آمد و بقیه آن را روی سرم خالی کرد. یکدفعه جا خوردم. آنقدر کارش زننده و غیرقابل تحمل بود که نمیدانستم گریه کنم یا فریاد بزنم، بغض بدجور گلویم را میفشرد.