یک‌شنبه 11 مرداد 1405

غزل اربعین؛ روایت عشق، داغ و بیداری کربلا

وب‌گاه الف مشاهده در مرجع
غزل اربعین؛ روایت عشق، داغ و بیداری کربلا

رضا حمیدی، کارشناس فرهنگی و رسانه، در تازه‌ترین سروده خود با عنوان غزل اربعین، به بازخوانی حماسه عاشورا، غربت کاروان حسینی و پیوند عمیق فرهنگ شهادت با حقیقت انسانی پرداخته است. این غزل با بهره‌گیری از تصاویر ماندگار کربلا، از داغ کاروان شهیدان، مشی عاشقانه حضرت عباس (ع)، شکوه حرم حسینی و پیام جاودان قیام عاشورا سخن می‌گوید. شاعر در این اثر، اربعین را نه تنها یک آیین سوگواری، بلکه مسیر معرفت، بیداری و عرفان معرفی می‌کند؛ مسیری که از مرز زمان عبور کرده و همچنان الهام‌بخش دل‌های عاشقان است. این سروده، تلاشی ادبی برای بازتاب فرهنگ ایثار، مقاومت و عشق حسینی در قالب غزل فارسی است.

اربعین است و غمی سرزده مهمان من است داغِ یک قافله در خلوتِ ویران من است

خجل از روی شهیدانم و از خونِ فرات مشکِ عباس، هنوز آینه‌گردان من است

هر وجب خاک در آن وادیِ خونین بلا به الفبای شهادت، خطِ قرآن من است

این غمِ توست که از مرزِ زمان می‌گذرد مقتلت تا به ابد مکتب عرفان من است

واپسین لحظه عمر تو سرآغاز صفاست اخرین زمزمه‌ات زمزم پنهان من است

همچو هاجر که دویده‌ست پی آب حیات حرمت آینه‌ی دیده‌ی گریان من است

شرح غم‌های تو چون نیزه خون‌پالایی تیغ بیداری عالم شده، در جان من است

لحظه ای نیست که غافل بشوم از یادت زندگی بی غم تو باعث خسران من است

بیرق عشق حسین است که برپاست هنوز سرخی‌اش حک شده بر پرچم ایران من است

کربلا چیست؟ شفاخانه‌ی عشاقِ جهان که غبارِ حرمش مرهم و درمان من است