فضای «18+» ایکس!
اگر قرار باشد برای فضای مجازی «برچسب» بزنیم، بیتعارف باید گفت: ایکس یا همان توئیتر سابق مستحقِ 18+ است؛ آن هم نه از سر وسواس اخلاقی، بلکه از شدت آلودگی. آلودگیای که حتی ذهنِ 18+ را هم زخمی میکند. گویی کلمات در این فضا چنان بد نشستهاند که اگر برچسب 18+ هم بر پیشانیاش بزنیم، باز مسئله حل نمیشود. اینجا نه سن مهم است و نه بلوغ؛ مسئله، سقوطِ ادب است.
ایکس، بعضا میدان تاختوتاز کسانی شده که از ابتداییترین اصول گفتوگو بیبهرهاند اما میخواهند تا آخر خط بروند. کلماتشان را اگر آنالیز کنی و نگاهشان را اگر تحلیل، از میانهی بدن بالاتر نمیآید. اندیشهای در کار نیست؛ غریزه است که تایپ میشود. فحش، جای فکر را گرفته و هتاکی، بدلِ استدلال شده است. با این جماعت باید گفت: بیچاره ملتی که چنین جماعت فحاشی بخواهند برایش تصمیم بگیرند. بیچاره کشوری که بخواهد روی شانههای لرزان اینها، پرچم بگذارد.
در قیاس با این فضا، «چالهمیدان» بیشتر به تالار گفتوگو میماند. دستکم آنجا قواعد نانوشتهای از مرام و مردانگی وجود داشت. اما اینجا، پشت نامهای جعلی و عکسهای دزدیدهشده، هرچه دهان میخواهد میگوید. البته از آدمهای فیک، جز حرفهای فیک هم نمیتوان انتظار داشت.
جدی گرفتنشان خطاست؛ چرا که اگر قرار بود هر اکانت، یک انسان واقعی باشد، نمیشد در کوچه و خیابان با چشم و گوش باز راه رفت. نه؛ بیشترشان دروغاند. ایران هم نیستند. و شاید به همین خاطر است که فضای واقعی کشور، آنچنان که در ایکس تصویر میشود، آلوده نیست.
گروهی پیرپسر و پیردختر بیکار از آلبانی، پشت سیستمها مینشینند و مسابقه فحش میگذارند؛ همان سرگردانهایی که با عنوان «منافقین» شناسنامهدار شدهاند. در کنارشان، جمعی پهلویچیِ خیالپرداز هم هستند که در توهم بازگشت، با آنان رقابت میکنند. اینها ایرانی نیستند؛ هرچند اگر زبان فارسی داشته باشند و سجل ایرانی.
ایرانی، مودب است؛ حتی در برابر دشمن. دهانش، مسیر آمدوشد کلمات نجس نمیشود. جنس او با این شبهآدمهای دروغی فرق دارد. ایرانی، اهل بهگزینیِ شیوههای رفتاری است. در سختترین شرایط هم، سعی میکند بهترین رفتار را بروز دهد. «بهروزرسانی» او، رو به آینده است و ناظر به حسنِ رفتار.
نمیشود توئیتربازان هتاک را هموطن دانست. برخی «ساکنان ایکس»، بیش از آنکه شهروند باشند، بیهویتاند؛ آنقدر که حتی حاضر نیستند با نام شناسنامهای خود و تصویر واقعیشان سخن بگویند. خودشان هم نمیخواهند این وضعیت، شاخص شناسایی شخصیتشان باشد.
این فضای آلوده را باید طهارت داد؛ نه با فیلتر فحش، که با حضور ادب. با نقشآفرینی آدمهای مودب. آنوقت اگر نوجوانی، یا حتی کودکی، گذرش به این فضا افتاد، بهجای تهوعِ روانی، با حالی خوش و ارزشی افزودهی معرفتی خارج میشود. ایکس، اگر قرار است «فضای گفتوگو» باشد، باید از نو آموخت که گفتوگو، پیش از هر چیز، با ادب آغاز میشود.