قصههای نان و نمک (60)/ سه تا «پ»: پول، پارتی، الکل!
زیر چشمی نگاهش کردم، صدای تو دماغی داشت. از اینها که قد کوتاهی دارند، موهای ریخته، شکم برآمده...
زیر چشمی نگاهش کردم، صدای تو دماغی داشت. از اینها که قد کوتاهی دارند، موهای ریخته، شکم برآمده...