منافقین پول مردم را برای خیریه جمع میکردند و با آن گلوله میخریدند + فیلم

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، ساسان سوری، یکی از پرسشهای مهم درباره گروههای مسلح و تروریستی، چگونگی تأمین مالی و تداوم حیات تشکیلاتی آنهاست، گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) نیز از این قاعده مستثنی نیست، این سازمان که از دهه 1350 فعالیت خود را آغاز کرد و پس از انقلاب اسلامی به یکی از بازوهای خشونتطلب علیه مردم ایران بدل شد. گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در طول چهار دهه...
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، ساسان سوری، یکی از پرسشهای مهم درباره گروههای مسلح و تروریستی، چگونگی تأمین مالی و تداوم حیات تشکیلاتی آنهاست، گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) نیز از این قاعده مستثنی نیست، این سازمان که از دهه 1350 فعالیت خود را آغاز کرد و پس از انقلاب اسلامی به یکی از بازوهای خشونتطلب علیه مردم ایران بدل شد. گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در طول چهار دهه با وجود ضربات سنگین داخلی و انزوای بینالمللی، همچنان به حیات خود ادامه میدهد، رمز بقا و استمرار این گروه را باید در سازوکارهای پیچیده تأمین مالی آن جستوجو کرد. روایتهای منتشرشده از اعضای جداشده، اسناد رسانهای و گزارشهای نهادهای امنیتی غربی، همگی نشان میدهند که منافقین در مسیر تأمین مالی، از سه منبع اصلی بهرهمند بودهاند: جمعآوری مستقیم از مردم تحت پوشش خیریهها، دریافت کمکهای پنهان از دولتها و سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، و همچنین فعالیتهای مالی غیرقانونی در سطح بینالمللی.
جمعآوری مالیات اجتماعی و سوءاستفاده از خیریهها
بخشی از منابع مالی سازمان از طریق روشی موسوم به «مالی اجتماعی» به دست میآمد، طبق اعتراف خانم آن سینگلتون، یکی از اعضای جداشده از منافقین، این اقدام بهظاهر با هدف کمک به پناهجویان ایرانی معرفی میشد، اما در واقع پوششی برای تأمین هزینههای نظامی سازمان بود. اعضای منافقین در اروپا، بهویژه انگلستان، با در دست داشتن عکسهای افراد زندانی، به خیابانها میآمدند و از مردم عادی درخواست کمک میکردند، آنها وانمود میکردند که این پولها صرف خرید چادر، غذا و سرپناه برای ایرانیان فراری میشود، در حالی که درون تشکیلات بهطور صریح پولها بر اساس «تعداد گلوله» محاسبه میگردید.
در همین راستا، منافقین مؤسساتی شبهخیریه همچون «ایران اینترلینک» را راهاندازی کردند تا وجههای قانونی به فعالیتهای خود دهند، بخشی از مبالغ جمعآوریشده به حساب این مؤسسات واریز میشد تا مسیرهای رسمی انتقال وجوه پوشانده شود، اما حجم زیادی از وجوه بهصورت نقدی در چمدانها حمل و از کشورها خارج میشد. برآوردها نشان میدهد که در برخی سالها، مبالغی نزدیک به 2 میلیون پوند توسط این گروه جمعآوری و جابهجا میشد، هرچند همه جزئیات مسیر این پولها مشخص نیست، اما روشن است که از این منابع برای خرید تجهیزات نظامی، تبلیغات رسانهای و تأمین هزینههای تشکیلاتی بهرهبرداری میگردید.
این سوءاستفاده از اعتماد عمومی نشاندهنده ماهیت فریبکارانه سازمان است، در واقع منافقین با بهرهگیری از پوشش خیریه، هم احساسات انساندوستانه مردم عادی را هدف قرار میدادند و هم مسیرهای قانونی و بانکی را برای جابهجایی منابع خود دور میزدند.
حمایتهای مالی و سیاسی قدرتهای خارجی
یکی دیگر از ابعاد مهم در تأمین مالی منافقین، کمکهای مستقیم و غیرمستقیم قدرتهای خارجی است، روایتها و شواهد گوناگون حکایت از آن دارد که سازمان مجاهدین خلق در دهههای اخیر، علاوه بر درآمدهای خیابانی، مبالغ کلانی را از طریق نمایندگان حقوقی، وکلا و کانالهای غیرشفاف دریافت کرده است. به گفته برخی اعضای سابق، این کمکها اغلب بهصورت چکهای چند هزار پوندی از سوی وکلا یا افراد واسطه پرداخت میشد، پرداختهایی که بهطور آشکار فراتر از توان مالی مردم عادی بود و نشان میداد پشت پرده، قدرتهای سیاسی و اطلاعاتی در حال تغذیه مالی گروه هستند.
حضور لابیهای قدرتمند سازمان در پایتختهای غربی، دعوت از سیاستمداران بازنشسته برای سخنرانی در نشستهای سالانه و پرداخت مبالغ هنگفت به آنها، همه شواهدی است که نشان میدهد منافقین بخشی از منابع مالی خود را از دولتها و نهادهای امنیتی دریافت کردهاند.
تدام حیات منافقین با کمکهای مالی پنهان
بررسی شیوههای تأمین مالی منافقین نشان میدهد که این گروه از ترکیبی از فریبکاریهای خیابانی، حمایتهای پنهان سیاسی و فعالیتهای غیرقانونی استفاده کرده است تا حیات خود را تداوم بخشد. سوءاستفاده از احساسات انسانی مردم عادی در اروپا، دریافت کمکهای کلان از قدرتهای خارجی و بهرهگیری از مسیرهای خلافکارانه مالی، همه نشاندهنده ماهیت غیرشفاف و مجرمانه این سازمان است. از منظر حقوقی، منافقین مصداق روشن یک گروه تروریستی هستند که با نقض کنوانسیونهای بینالمللی و اصول بنیادین حقوق بشر، امنیت منطقهای و بینالمللی را تهدید کردهاند، راهکار مقابله با چنین گروههایی، شفافسازی مالی، اعمال نظارت سختگیرانه بر خیریهها و الزام دولتها به رعایت تعهدات ضدتروریسم است.
به بیان دیگر، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، جلوگیری از جریان مالی به سمت گروههایی است که در عمل علیه امنیت مردم میکنند، خشکاندن ریشههای مالی منافقین، میتواند بیش از هر ابزار دیگری به انزوای سیاسی و فروپاشی تشکیلاتی آنها منجر شود.