دوشنبه 8 تیر 1405

نگاهی به آیین‌های چهارشنبه‌سوری

خبرگزاری ایسنا مشاهده در مرجع
نگاهی به آیین‌های چهارشنبه‌سوری

گفته می‌شود قدیمی‌ها اعتقاد داشتند که خاکستر چهارشنبه‌سوری نحس است، همچنین خانواده‌هایی که بیمار یا حاجتی داشتند، نذر می‌کردند و آش می‌پختند و....

به گزارش ایسنا، علی بلوکباشی در نوشتاری با عنوان «چهارشنبه‌سوری (بوته‌افروزی، قاشق‌زنی، فالگوش‌نشینی، بخت‌گشایی، و... در شب آخرین چهارشنبه سال» که در مجله هنر و مردم (1345، شماره پیاپی: 53 و 54) منتشر شده، درباره آیین بوته‌افروزی در چهارشنبه‌سوری آورده است: «پیش از پریدن آفتاب از لب بام، بوته‌های خار و گَزَن را روی بام یا زمین در سه یا پنج یا هفت «گُله» کُپه می‌کنند. با نیم‌تاریک شدن آسمان، گِردِ هم می‌آیند و بوته‌ها را آتش می‌زنند... هر کدام سه بار از روی بوته‌های افروخته می‌پرند و می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من». قدیمی‌ها اعتقاد داشتند که خاکستر چهارشنبه‌سوری نحس است؛ چراکه مردم، هنگام پریدن از روی آن، زردی و بیماری خود را به آتش می‌دهند و، در عوض، سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می‌کنند. بنابراین، بوته‌ها که خاکستر شد، زنی آن را در خاک‌انداز جمع می‌کند و از خانه بیرون می‌بَرَد و در سر چهارراه می‌ریزد و، در بازگشت، درِ خانه را سخت می‌کوبد. کسی از درون می‌پرسد: کیست؟ می‌گوید: منم. می‌پرسد: از کجا آمده‌ای؟ می‌گوید: از عروسی. می‌پرسد: چه آورده‌ای؟ می‌گوید: تندرستی. در این هنگام در را می‌گشایند و همراه او تندرستی را برای یک سال به خانه خود می‌آورند.»

همچنین او در جای دیگری از این نوشتار درخصوص دیگر آیین‌های این شب آورده است: «پختن آش ابودَردا و آش بیمار: خانواده‌هایی که بیمار یا حاجتی داشتند، نذر می‌کردند و این آش را می‌پختند و اندکی به بیمار می‌خوراندند و بقیه را در میان فقرا پخش می‌کردند.

قاشق‌زنی: زنان و دختران حاجت‌دار، قاشقی یا کاسه‌ای مِسین برمی‌دارند و شب‌هنگام در کوچه، در برابر هفت خانه، خاموش و بی‌سخن، قاشق را پی‌درپی بر کاسه می‌زنند. صاحب خانه، که با چنین رسمی آشناست، چیزی در کاسه آن‌ها می‌گذارد که ممکن است پول باشد یا شیرینی و آجیل و بُنشَن و.... «قاشق‌زنان» اگر چیزی به دست نیاورند، از برآمدن حاجت خود ناامید خواهند شد.

فالگوش‌نشینی: آسمان که تاریک شد و شناسایی مردم دشوار، زنان و دخترانی که آرزو دارند، نیت می‌کنند و از خانه بیرون می‌روند و در سر راه یا گذر مردم یا سر چهارسو می‌ایستند یا می‌نشینند و، بی‌آنکه شناخته شوند، گوش به سخن رهگذران می‌سپارند. نیک و بدِ سخن رهگذران برای فالگوش‌نشینان فال است. اگر نخستین رهگذرانی که از برابر آن‌ها می‌گذرند سخن دلنشین و شاد بگویند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را حتم می‌دانند، و اگر سخنان تلخ و اندوه‌زا بگویند، رسیدن به مراد و آرزوی خود را ممکن نخواهند دانست.»

انتهای پیام