پاسخ هادی خانیکی به علت از دست رفتن مرجعیت رسانه؛ بیاعتمادی!
عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اینکه شرایط امروز، فضای مناسبی برای زیست روزنامهنگارانه نیست، گفت: روزنامهنگاری فقط یک شغل نیست، بلکه نوعی تعهد به جامعه و مسئولیتهای تاریخی است.
هادی خانیکی، عضو هیات علمی گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: زمینه اجتماعی، ارتباطی، وضعیت اقتصادی و معیشتی و ناامنی شغلی، ناامنی حقوقی، هراس از برخوردهای مختلفی که ممکن است توسط نهادهای رسمی و غیررسمی انجام بگیرد، دنیای روزنامهنگاری را ناامن میکند.
در ادامه مشروح این گفتگو را می خوانید:
مساله امنیت شغلی، همواره همراه خبرنگاران بوده است، امنیت اقتصادی و قضایی هر دو مساله خبرنگاران است. در چنین شرایطی خبرنگار چقدر میتواند حقایق را بیان کند و چقدر باید در بیان حقیقت تلاش کند؟
ابتدا روز خبرنگار را خدمت همه روزنامهنگاران ارجمند اعم از خبرنگاران، عکاسان، گزارشگران و فعالان حوزه رسانههای اجتماعی و مجازی، نویسندگان مطبوعات و رسانهها تبریک میگویم، به طور ویژه باید یادی از شهید محمود صارمی خبرنگار ایرنا کرد که در 17 مرداد 1377 در مزار شریف افغانستان قربانی جور و جهل شد و به همین مناسبت 17 مرداد به نام او به عنوان «روز خبرنگار» نامیده شد.
خبرنگاری به طور خاص و خبرنگار به طور عام، تنها یک کنش فردی نیست و خبرنگاران برای تامین امنیت خاطر، نیازمند فراهم شدن محیط مناسب به لحاظ معیشتی و حقوقی هستند؛ تا بتوانند در آن فعالیت کنند. به خصوص در شرایط امروز ایران و وضعیت پیچیده و خطیری که روزنامهنگاران در شرایط جنگی و هم در شرایط مربوط به مسائل اقتصادی، حقوقی و قضایی در آن با تهدیدهای متعددی مواجه هستند. بعضی از این تهدیدها را که به طور خاص بر آنها تاکید دارم، بیان میکنم؛ نخستین چیزی که روزنامهنگار با آن مواجه است، امکان نگاه واقعبینانه و فراهم آوردن گزارشهایی همهجانبه از مسائل تلخی است که جامعه با آن روبهرو است. مساله این است که آیا خبرنگار از جایگاه سیاسی، حقوقی و قضایی مطمئنی برخوردار است که به اتکای آنها بتواند به تحقیق درباره رویدادها بپردازد؟
به دلایل مختلف میتوانم بگویم که شرایط امروز، فضای مناسبی برای زیست روزنامهنگارانه نیست در شرایط پرخطر و ناامن از هر نظر، ابتدا حساسیت نسبت به انعکاس اخبار و رویدادها بالا میرود و همچنین وقتی که جامعه با مسائل ارتباطی درگیر است، با نوعی بیاعتمادی نسبت به رسانه مواجه میشود، این بیاعتمادی علیالقاعده (بهطور معمول) بر انتخاب خبرنگار، روزنامهنگار و ارزشهای خبری که باید در حوزه حرفهای رعایت شود، تاثیر میگذارد.
امروز در جامعه به دلیل اختلالهای ارتباطی متعددی داریم، با اختلالهای عمودی و افقی مواجه هستیم. اختلالهایی به صورت عمودی بین نظام حکمرانی و جامعه یا جامعه و نظام حکمرانی؛ هم بیاعتمادی افقی که در رسانهها نسبت به خودشان و رسانههای دیداری و شنیداری به شکلی و رسانههای مجازی به شکل دیگر وجود دارد. اختلالهای ارتباطی به جایی رسیده است که مرجعیت بخش بزرگی از رسانهها از دست رفته و تضعیف شده و اخبار جعلی زمینه مساعدتری را نسبت به اخبار واقعی پیدا کرده است؛ اینها مسائل اجتماعی است که دنیای حرفهای روزنامهنگار را هم تحت تاثیر قرار میدهد.
در کنار اینها، زمینه اجتماعی، ارتباطی، وضعیت اقتصادی و معیشتی و ناامنی شغلی، ناامنی حقوقی، هراس از برخوردهای مختلفی که ممکن است توسط نهادهای رسمی و غیررسمی انجام بگیرد، دنیای روزنامهنگاری را ناامن میکند. خبرنگار در چنین شرایطی در وضعیتی که وجود دارد، محاط (محصور) میشود و در همین شرایط باید خبرهای تلخ و سخت، خبرهای جنگ، حادثه و فاجعه را هم بدهد، مجموعه این مسائل در روان و توان خبرنگار هم تاثیر میگذارد.
خبرنگار در چنین شرایطی موظف به این است که بر اساس مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعی به پرداختن به خبر و انتقال آن به جامعه بپردازد، معمولا مسئولیت فردی و اجتماعی خبرنگار در مواجهه با شرایط اقتصادی، حقوقی، سیاسی و اجتماعی، دچار مشکل و وقفه میشود؛ اما مساله فراتر از این است.
روزنامهنگاری را باید حرفه عاشقانه و موثر تعریف کرد که روزنامهنگار در آن به عنوان یک کنشگر فعال میتواند بر بالا بردن توان ارتباطی، بالابردن توانایی گفتوگو در جامعه، در بالابردن سطح مدارا و مراقبت از همبستگی اجتماعی تاثیربگذارد. همه عناصری که باعث بقا و رشد جامعه میشود، مسائلی مانند تجاوزها و جنگهای سال گذشته که در تاریخ هم نمونههای آن موجود است، زمانی که جامعه و شهروندان از میهن، سرزمین، آیین و فرهنگ خود با تمام وجود دفاع میکنند، دستمایههای مهمی هستند.
باید روزنامهنگاری و خبرنگاری را به خصلت کنشگرانه فعال و خصلت عاشقانه متکی کرد و پذیرفت که امروز روزنامهنگاری فقط یک شغل نیست، بلکه نوعی تعهد به جامعه و تعهد به مسئولیتهای تاریخی است، به این دلیل باید از روزنامهنگاران و خبرنگاران در سطح صنفی و هم در سطح اقتصادی و سیاسی و حقوقی به عنوان عاملان فرهنگ و همبستگی جامعه دفاع، به آنها توجه و برای رفع این موانع تلاش کرد.
در چنین شرایطی برخی از خبرنگاران هوشیار قلم خود را تقویت کردند و مسائل مختلف را گاه حتی شاعرانه به شکلی که برای جایی ایراد نداشته باشد، بیان میکنند؛ اما شاید مخاطب آنها عموم نباشد. شما این روش را چطور ارزیابی میکنید در چنین شرایطی خبرنگاران باید صریح و شفاف و به شکلی بنویسند که برای عموم جامعه قابل فهم باشد؟
طبیعتا دانش و حرفه روزنامهنگاری، تکساحتی نیست، تعریف کاربردیِ روزنامهنگاران، به معنی اندیشمندان، متفکران و متخصصانی است که میتوانند اندیشه، دانش و تخصص خود را به زبان عام ترجمه کنند؛ به این دلیل هم زبان آنها باید به زبان قابل فهم و زبان مردم نزدیک شود. زبان خبرنگاران هم حتما پایههای ادراکی و عاطفی دارد یعنی اینکه زبان روزنامهنگاری میتواند به زبان هنر و شعر، طنز، کاریکاتور و استعاره نزدیک شود. این سبک از نوشتن با ضرورت قابل فهم بودنش برای جامعه تعارضی ندارد، کما اینکه تجربه روزنامهنگاری در ایران، از مشروطه تا دوران پیش از انقلاب و بعد از انقلاب، دوران اصلاحات و جنگ همین ویژگی را داشته و مهم این است که نوشتههای روزنامهنگاران دو در وجه بیان حقیقت، کم کردن از رنجهای جامعه مانند دور کردن ذهن و زبان جامعه از خشونت، قطبی شدن، دروغ، افترا، تندخویی، بداخلاقی موثر باشد. در این راه روزنامهنگار نباید گرفتار جنبههای منفی جامعه شود.
امروز در شرایطی به سر میبریم که متاسفانه اخبار جعلی، زبان خشن، افترا، دروغ، زبان ترجیح جنگافروزی بر صلح، زبان غفلت از مسئولیتها، زبان خودمداری و خودمحوری، زبان غالبی در فضای رسانهای داخلی و خارجی شده است.
مجموعه این مسائل نوعی بیاعتمادی نسبت به رسانه یا گریز از رسانه را ترویج داده است، رسانه به طور عام و کنشگر رسانه به طور خاص باید بتواند زبانی متفاوت با این گرایشها و ارزشیابی غلط را انتخاب کند. زبانی که حتما برای جامعه قابل فهم باشد، جامعهای که باید تنوع و تفاوت را در آن به رسمیت شناخت، و از تولید پیامهای یکسان برای جامعه ناهمسان دوری کرد.