تاریخ سیاسی زنان بازنشر شد / فمینیسم به روایت متفکر یهودی ضداسرائیل

دومین چاپ کتاب «تاریخ سیاسی زنان؛ مبارزات طبقاتی و آزادیخواهی زنان» نوشته تونی کلیف و ترجمه نیکزاد زنگنه توسط نشر افکار منتشر شد.
دومین چاپ کتاب «تاریخ سیاسی زنان؛ مبارزات طبقاتی و آزادیخواهی زنان» نوشته تونی کلیف و ترجمه نیکزاد زنگنه توسط نشر افکار منتشر شد.
به گزارش خبرنگار مهر، نشر افکار در بهار 1401 دومین چاپ کتاب «تاریخ سیاسی زنان: مبارزات طبقاتی و آزادیخواهی زنان» (Class Struggle and Womens Liberation: 1640 to the Present Day) نوشته تونی کلیف (Tony Cliff) و ترجمه نیکزاد زنگنه را در 450 صفحه و بهای 150 هزار تومان منتشر کرد.
چاپ نخست این کتاب بهار 1400 با شمارگان 500 نسخه و بهای 125 هزار تومان منتشر شده بود. تونی کلیف، یهودیِ مارکسیست فلسطینی و ضدصهیونیست است که دو سال پیش از تشکیل اسرائیل به انگلستان مهاجرت کرد، کتاب «تاریخ سیاسی زنان: مبارزات طبقاتی و آزادیخواهی زنان» را در سال 1984 منتشر کرد. همانطور که نویسنده در عنوان فرعی نسخه اصلی تأکید کرده، این کتاب وقایع بازه زمانی سالهای 1640 تا اواخر دهه 1970 میلادی در حوزه مبارزات زنان را در بر میگیرد.
کلیف در مقدمه کتاب مینویسد: «در طول صد و اندی سال گذشته، دو جنبش مختلف یعنی مارکسیسم و فمینیسم در پی آزادی زنان و نابودی موقعیت نابرابر و تحت ستمِ آنها در جامعه امروز و جایگزین ساختن آن با برابری کامل و حقیقی بودهاند. با این حال، این دو جنبش، ستم بر زنان را به دو شیوه بسیار متفاوت تبیین میکنند و راهبردهایی را دنبال میکنند که کاملاً در مقابل یکدیگر قرار میگیرد. اختلاف اصلی جهان بهزعم فمینیسم، اختلاف میان زنان و مردان و علت ستمدیدگی زنان، پافشاری مردان بر ادامه اِعمال سلطه و کنترل آنها است.
تاریخ، داستان ساختارهای مردسالارانه تغییرناپذیری است که مردان از رهگذار آنها زنان را به انقیاد خود در آوردهاند. تنها راه برانداختن این ساختارها توسط زنان - از هر طبقه اجتماعی که باشند - اتحاد علیه مردانِ تمام طبقات اجتماعی است. اما برای مارکسیسم، ستیز اساسی در جامعه، نه ستیز بین جنسها که ستیز طبقاتی است.
هزاران سال است که اقلیتی از مردان و زنان برای تصاحب کار اکثریت عظیم مردان و زنان کارگر با یکدیگر همکاری کردهاند. مبارزه طبقاتی بین استثمارکننده و استثمارشونده - فارغ از جنس - نیروی محرکه دگرگونیهای تاریخی بوده است. از این رو، ستم بر زنان تنها در بستر روابط گستردهتر بهرهکشی طبقاتی قابل درک است. هرچند در سالهای اخیر برخی از «فمینیستهای سوسیالیست» کوشیدهاند تا شکاف بین این دو دیدگاه را کاهش دهند، اما واقعیت این است که هیچ سازشی نمیتواند بین آنها وجود داشته باشد.»