خانواده هایی که با کرونا به زیر «خط فقر» رفتند
به گزارش خبرگزاری اقتصادایران، نزدیک به 20 ماه از شیوع بیماری کرونا در کشور میگذرد و هر روز که سپری میشود، بیشتر از قبل با آسیبهای این بیماری ناشناخته آشنا میشویم.
کرونا حالا بیشتر از آنکه فقط یک ویروس بیماری زا باشد، یک عارضه اجتماعی است که آسیبهای آن روز به روز بیشتر نمایان میشود. در این بین، بیشترین آسیب و عارضه این بیماری، بروز فقر است. البته فقیر شدن خانوادههای درگیر کرونا، فقط شامل حال کشور و مردم ما نمیشود. بلکه این شکل از آسیب کرونا، تبدیل به معضل جهانی شده است.
ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم و چه بسا با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر کشور، کرونا بر شدت فقر برخی از طبقات جامعه افزوده است.
بررسیها و مطالعات میدانی نشان میدهد که طبقات آسیب پذیر جامعه که تا قبل از کرونا هم درگیر مشکلات اقتصادی بودهاند، با آمدن این ویروس، بیشتر در فقر فرو رفتهاند.
نگاهی به دادههای اشتغال نشان میدهد که در حدود 100 درصد از مشاغل از دست رفته در سال 1399 مشاغل غیر رسمی بودند که دهکهای پایین درآمدی در آن اشتغال دارند. همچنین از حدود 1.5 میلیون شغلی که در بهار 1399 از دست رفته، بیش از 600 هزار شغل برای افراد دارای اشتغال ناقص بوده است.
بررسی متغیرهای جریان بازار کار نشان میدهد که درصد بیشتری از مشاغل غیر رسمی نسبت به رسمی در سال 1399 بیکار شده یا بهطور کلی به جمعیت غیر فعال تبدیل شدهاند. از آنجا که سه دهک پایینی به طور متوسط شامل 51 درصد شاغلان بخش غیر رسمی و سه دهک بالایی به طور متوسط شامل 22 درصد شاغلان بخش غیر رسمی در سال 98 بودهاند، در نتیجه حمایتهای کرونایی از شاغلان رسمی، پوشش کمتری در دهکهای پایین درآمدی دارد.
برآوردها نشان میدهد که به طور متوسط در دوره زمانی 1380 تا 1398 حدود 33 درصد از جمعیت کشور زیر خط فقر چند بعدی قرار گرفتهاند و خط فقر از 950 هزار تومان در سال 1390 به 10 میلیون تومان در سال 1399 رسیده است.
قطعا، عدد 10 میلیون تومان در سال 1400 افرایش یافته و میتواند به مرز 11 میلیون تومان نیز رسیده باشد.
این در حالی است که از اواخر سال 98 و با آمدن کرونا، وضعیت معیشت اغلب خانوادههای طبقات متوسط و پایین جامعه، به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. به طوری که از تأمین حداقلهای زندگی محروم شدهاند.
یک بیمار کرونایی اگر خفیف مبتلا شده باشد، حداقل برای مدت 2 هفته تا 4 هفته نیاز به مراقبت و تغذیه دارد که هزینهای بالغ بر 500 هزار تومان خواهد شد. حالا فرض بگیریم این وضعیت شامل حال خانوادهای 4 نفره بشود و نیاز به ویزیت و دارو در منزل داشته باشند که در این صورت باید بیش از 2 میلیون تومان هزینه کنند.
حالا اگر یک یا دو نفر از افراد همین خانواده که مبتلا شده باشند و نیاز به بیمارستان پیدا کنند، هزینه آنها به چند برابر میرسد.
این در حالی است که اگر سرپرست خانواده حقوق بگیر نباشد، دچار مشکل شدیدتری خواهد شد. زیرا، اگر خودش مبتلا شود، باید قید کار د درآمد را برای یک مدت بزند و از جیب بخورد. این در صورتی است که پولی برای از جیب خوردن داشته باشد.
نتایج به دست آمده در مطالعه حوزه فقر از سال 80 تا 98 نشان میدهد هزینه خانوار در طول این 18 سال 22 برابر شده است. در این دوره نرخ تورم به عنوان عامل فزاینده فقر و کاهش قدرت خرید تا سال 1398 به 41 درصد رسیده است. همچنین سرعت متوسط سالیانه خط فقر مطلق در کل کشور برابر با 20 درصد بوده است و مقدار این شاخص در طول دوره مورد بررسی بیش از 27 برابر شده است.
شرایط کرونایی کشور باعث شده تا هزینه خانوار متأثر از آسیبهای این بیماری افزایش یابد و در نتیجه آن، شاهد رواج بیش از پیش مشاغلی همچون دستفروشی هستیم. البته آسیبهای کرونا در همین ختم نمیشود و بحران بیکاری در دوران کرونا چند برابر شده است. به طوری که خیلی از خانوادهها که سرپرست آنها قبل از کرونا هم شغل ثابت نداشته و جزو مشاغل روزمزد بوده است، با آمدن کرونا مجبور به خانه نشینی شده و در نتیجه، درگیر بحرانها و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی کرونا شده اند.
این در حالی است که یارانههای معیشتی دولت، به اندازهای نیست که بتواند جوابگوی هزینههای یک زندگی حداقلی باشد و از همین رو، خانوادههای زیادی در این دوران، دچار بحران شده اند.