خبرنگار؛ آخرین سنگر حقیقت در عصر الگوریتم
یک فعال رسانهای و کارشناس حوزه اقتصاد پلتفرمی گفت: روز خبرنگار، روز پاسداشت کسانی است که هنوز باور دارند حقیقت را نباید به مصلحت قدرت، منطق بازار یا تصمیم ماشین واگذار کرد.
یادداشت مهمان؛ مهدی غنی یاری، فعال رسانهای و کارشناس حوزه اقتصاد پلتفرمی؛ صبح که از خواب بیدار میشویم، بسیاری از ما پیش از آنکه با کسی حرف بزنیم، صفحه تلفن همراهمان را روشن میکنیم. خبرها را مرور میکنیم، چند تصویر میبینیم، شاید ویدیویی برایمان پخش شود و در میان انبوهی از پیامها و مطالب، روی بعضی مکث میکنیم و از کنار بعضی دیگر میگذریم. تصورمان این است که خودمان انتخاب کردهایم چه ببینیم و چه بخوانیم.
اما تمام ماجرا این نیست. پشت صفحهای که در دست ماست، سامانههایی وجود دارند که بر اساس رفتار گذشته ما حدس میزنند به چه چیزی علاقه داریم و سپس تصمیم میگیرند چه مطلبی زودتر مقابل چشم ما قرار بگیرد. این سازوکارها که به زبان ساده «الگوریتم» نامیده میشوند، امروز در شبکههای اجتماعی، موتورهای جستوجو، فروشگاههای اینترنتی و بسیاری از خدمات روزمره حضور دارند. ما در جهانی زندگی میکنیم که دیگر فقط انسانها تصمیم نمیگیرند چه چیزی دیده شود؛ ماشینها نیز در شکل دادن به آنچه میبینیم، میخوانیم و دربارهاش فکر میکنیم سهم دارند.
در چنین جهانی، روز خبرنگار فقط روز بزرگداشت یک حرفه نیست؛ روز پاسداشت یکی از مهمترین سنگرهای حقِ دانستن است.
سالها خبرنگار را کسی میدانستیم که در برابر قدرت میایستد، پرسش میکند، آنچه پنهان مانده است آشکار میسازد و میان واقعه و جامعه پلی برای آگاهی میزند. اما امروز خبرنگاری با قدرتی تازه و شاید پیچیدهتر روبهرو شده است: قدرتِ تعیین آنچه دیده میشود.
دیگر مسئله فقط این نیست که چه کسی اجازه انتشار یک خبر را میدهد؛ مسئله این است که چه سازوکاری تصمیم میگیرد کدام خبر دیده شود، کدام روایت بالا بیاید، چه چیزی فراگیر شود و چه حقیقتی در انبوه محتوا، بیآنکه رسماً سانسور شده باشد، ناپدید بماند.
ما وارد عصری شدهایم که در آن، گاه مهمتر از «آزادی انتشار»، آزادی دیدهشدن است. شبکههای اجتماعی و سکوهای اینترنتی به بخش مهمی از میدان عمومی زندگی ما تبدیل شدهاند. الگوریتمها برای ما انتخاب میکنند چه بخوانیم، چه ببینیم، درباره چه چیزی خشمگین شویم، از چه چیزی بترسیم و حتی چه مسئلهای را مهم تلقی کنیم. در چنین جهانی، حقیقت دیگر تنها با دروغ رقابت نمیکند؛ با سرگرمی، هیجان، سرعت و رقابت برای تصاحب توجه ما نیز روبهروست. این همان نقطهای است که مسئولیت خبرنگار امروز، از خبرنگار دیروز سنگینتر میشود.
خبرنگار معاصر تنها راوی واقعه نیست؛ باید نگهبان فاصله میان «واقعیت» و «روایتی باشد که از واقعیت برای ما ساخته میشود».
در اقتصاد امروز، توجه ما ارزش دارد. هر کلیک، هر توقف روی یک تصویر و هر دقیقهای که در یک شبکه اجتماعی میگذرانیم میتواند ارزش اقتصادی ایجاد کند. خشم میتواند مخاطب جذب کند، ترس میتواند او را نگه دارد و هیجان گاهی بسیار بیشتر از یک گزارش دقیق و آرام دیده میشود. در این میدان، خبرنگاری حرفهای شاید یکی از معدود نیروهایی باشد که هنوز باید بتواند بگوید: آنچه مهم است، الزاماً همان چیزی نیست که بیشتر دیده شده است.
این تمایز امروز حیاتی است.
جامعهای که اهمیت رویدادها را صرفاً از تعداد بازدیدها، پسندها و موضوعات داغ بفهمد، آرامآرام اختیار تشخیص امر مهم را به سازوکارهایی واگذار میکند که هدف نخست آنها الزاماً کشف حقیقت نیست.
در چنین شرایطی، دفاع از خبرنگار فقط دفاع از یک صنف نیست؛ دفاع از توانایی انسان برای فهمیدن و انتخاب کردن است. اگر مخاطب نتواند به اطلاعات معتبر دسترسی داشته باشد، اگر نتواند میان واقعیت و دستکاری تمایز بگذارد و اگر آنچه میبیند دائماً توسط سازوکارهایی نامرئی انتخاب و مرتب شود، آزادی انتخاب او نیز بهتدریج معنای خود را از دست خواهد داد. انسانی که نمیداند چرا چیزی را میبیند، چگونه میتواند مطمئن باشد آنچه انتخاب میکند، واقعاً انتخاب خودش است؟
اینجاست که خبرنگاری دوباره معنایی بنیادین پیدا میکند. خبرنگار باید سؤال کند؛ نه فقط از مسئولان و نهادهای رسمی، بلکه از صاحبان رسانهها، شبکههای اجتماعی، شرکتهای فناوری و سازوکارهای هوش مصنوعی که هر روز سهم بیشتری در شکل دادن به افکار عمومی پیدا میکنند.
باید بپرسد چرا این روایت دیده شد و آن روایت نه؟ چه کسی از گردش یک خبر سود میبرد؟ چه دادهای از ما جمعآوری میشود؟ چه چیزی در پشت اولویتبندی محتوا قرار دارد؟ و چه زمانی «انتخاب مخاطب» در واقع نتیجه هدایت انتخاب اوست؟ عصر هوش مصنوعی این مسئولیت را حتی دشوارتر کرده است.
اکنون تصویر میتواند کاملاً واقعی به نظر برسد و واقعی نباشد؛ صدا میتواند متعلق به انسانی باشد که هرگز آن جملات را نگفته است؛ متن، تصویر و ویدئو میتوانند در مقیاسی تولید و منتشر شوند که تشخیص حقیقت از جعل را برای مخاطب عادی هر روز دشوارتر کند. در چنین جهانی، شاید ارزشمندترین محصول خبرنگاری دیگر فقط «خبر» نباشد. اعتماد است.
اعتماد به اینکه کسی هنوز برای دیدن واقعیت وقت گذاشته، پرسیده، تحقیق کرده، تردید کرده، راستیآزمایی کرده و حاضر شده است مسئولیت آنچه منتشر میکند بر عهده بگیرد.
به همین دلیل، آینده خبرنگاری را نباید در رقابت با هوش مصنوعی جستوجو کرد. ماشین میتواند سریعتر بنویسد، داده بیشتری پردازش کند و هزاران خبر را در چند ثانیه خلاصه کند؛ اما جامعه همچنان به انسانی نیاز دارد که بپرسد: «این خبر چه معنایی برای انسان دارد؟»، «چه چیزی در این روایت غایب است؟» و مهمتر از همه، «قدرت در کجای این داستان پنهان شده است؟»
روز خبرنگار در چنین جهانی، روز تجلیل از کسانی است که هنوز حاضرند میان هیاهوی اطلاعات و حقیقت تفاوت بگذارند. کسانی که وظیفهشان تنها افزودن یک خبر دیگر به جریان بیپایان محتوا نیست، بلکه گاهی ایستادن در برابر همین جریان است.
شاید روزی آزادی مطبوعات را با این پرسش میسنجیدیم که: «آیا خبرنگار میتواند بنویسد؟»
امروز باید پرسش دیگری را نیز کنار آن قرار دهیم:«آیا حقیقتی که خبرنگار مینویسد، فرصت دیدهشدن دارد؟»
در جهانی که هر روز بخش بیشتری از آنچه میبینیم و میخوانیم توسط سامانههای هوشمند انتخاب میشود، خبرنگاری مستقل و مسئولانه یکی از مهمترین راههای حفظ حق جامعه برای دیدن، دانستن و انتخاب کردن است.
روز خبرنگار، روز پاسداشت کسانی است که هنوز باور دارند حقیقت را نباید به مصلحت قدرت، منطق بازار یا تصمیم ماشین واگذار کرد. روز خبرنگار، روز پاسداشت حق انسان برای دانستن است؛ و شاید بیش از هر زمان دیگری، حق او برای آزادانه اندیشیدن.