دیماه 1404 را چه باید نامید؟ / زمان تصمیم سرنوشتساز است
مدرس فیلمنامهنویسی و کارگردان کشورمان، در روایتی، دیماه 1404 را لحظه تصمیم سرنوشتساز برای ایران توصیف کرد.
بیژن همدرسی، مستتدساز، کارگردان و مدرس فیلمنامهنویسی، در روایتی، دیماه 1404 را لحظه تصمیم سرنوشتساز برای حاکمیت و ایران توصیف کرد.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، بیژن همدرسی در یادداشتی برای تابناک نوشت:
"ایران پس از طی دورانی پرتنش از موجی از ناآرامیها که با اعتراضات مردمی آغاز شد و با مداخله عوامنل تخریب و جریانات معاند به خشونت و ناامنی کشیده شد، اکنون به ظاهر آرامش یافته است. این واقعه که در ادبیات حاکمیت «فتنه» خوانده شد، با وجود پایان نسبی، ریشههای خود را در خاکستر جامعه بر جای گذاشته است. آنچه رخ داد تنها یک نشانه هشداردهنده بود که در صورت عدم درمان ریشهای، احتمال شعلهور شدن مجدد آن با شدتی بیشتر وجود دارد.
کانونهای اصلی
یکی از کانونهای اصلی این آتش زیر خاکستر، بحران اقتصادی و معیشتی است. نوسانات شدید نرخ ارز، کاهش مداوم ارزش پول ملی، تورم فزاینده و فشار روزافزون بر طبقات متوسط و ضعیف، نه تنها کیفیت زندگی را تنزل داده، بلکه امید به آینده را نیز تحلیل برده است. این وضعیت تنها یک مشکل اقتصادی نیست؛ بلکه تبدیل به بستری عمیق برای نارضایتی گسترده و احساس بیعدالتی شده است. زمانی که مردم در تأمین ابتداییترین نیازهای خود دچار مشکل باشند، فضای اجتماعی به ماده اشتعالزایی تبدیل میشود که هر جرقهای میتواند آن را فروزان کند.
زخم عمیق تلفات انسانی
سوی دیگر ماجرا، پیامدهای انسانی و اجتماعی درگیریهای اخیر است. کشته شدن جمعی از هموطنان، از جمله مردم عادی و مأموران نیروهای امنیتی، زخمهای عمیقی بر پیکره جامعه وارد کرده است. این تلفات، تنها آمار نیستند؛ بلکه داغی هستند که بر دل خانوادهها نشسته و حافظه جمعی را تلخ کرده است. این خاطره میتواند به عاملی برای بیاعتمادی عمیقتر بین بدنه جامعه و حکمرانی تبدیل شود. التیام این زخمها نیازمند فرآیندی شفاف، مبتنی بر عدالت و اقناع وجدان عمومی است، در غیر این صورت، این درد خفته میتواند در آینده بار دیگر سر باز کند.
نفوذ
در کنار این عوامل داخلی، تهدید نفوذ و بهرهبرداری دشمنان خارجی نیز واقعیتی انکارناپذیر است. تجربه نشان داده است که بستر نارضایتیهای اجتماعی و اقتصادی، همواره هدف جریانات معاند، گروههای مخالف مسلح و بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای پیشبرد اهداف تخریبی خود قرار گرفته است. این نیروها همواره در کمین نشستهاند تا از هر شکاف اجتماعی به عنوان اهرمی برای ایجاد ناامنی و بیثباتی استفاده کنند. بنابراین، حتی اگر اعتراضی کاملاً مردمی و برخاسته از مطالبات واقعی آغاز شود، به سرعت در معرض خطر مصادره و انحراف توسط این عوامل قرار میگیرد.
زمان تصمیم
اکنون و در این دوره آرامش نسبی، زمان تصمیمگیری سرنوشتساز است. اگر دولت و حاکمیت تنها به تدابیر امنیتی و کنترل سطحی اکتفا کند و به اصلاح و درمان ریشههای اقتصادی و اجتماعی بحران نپردازد، در واقع تنها خاکستر را بر روی آتش پخش کرده است. جرقه بعدی ممکن است از هر سو بیاید: از افزایش ناگهانی قیمتها، از یک رویداد اجتماعی خاص، یا از تحریکات طراحیشده دشمن. در آن صورت، موجسواران بحران آماده خواهند بود تا از این جرقه، آتشی دیگر برافروزند.
احتمال تکرار
پس مسئله اصلی، نه انکار وجود آتش زیر خاکستر، و نه سرکوب هرگونه صدای منتقد به بهانه جلوگیری از نفوذ دشمن، بلکه ایجاد یک برنامه جامع، جسورانه و سریع برای خنثیسازی مواد اشتعالزا در درون جامعه است. این برنامه باید همت خود را بر رفع ملموس مشکلات معیشتی مردم، تثبیت اقتصادی، ایجاد فضای گفتمان و اعتمادسازی اجتماعی، و افشای هوشمندانه توطئههای دشمن متمرکز کند. تنها در این صورت است که میتوان خاکستر را به کلی از ریشه سرد کرد و امکان هرگونه موجسواری را از جریانهای مخرب گرفت. آینده ایران در گرو پیشدستی عاقلانه و اقدام ریشهای امروز است، وگرنه تاریخ با تکرارِ غمبارتری روبرو خواهد شد.