روایت جذاب گزینه نیمکت استقلال از ترک فوتبال؛ از سرمربیگری حرفهای تا اداره 3 شعبه مکدونالد!
الکساندر نوری مربیگری در فوتبال را کنار گذاشت تا سه شعبه مکدونالدز را اداره کند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ الکساندر نوری، سرمربی سابق وردربرمن، هرتابرلین و اینگولشتات و دستیار یورگن کلینزمن در هرتابرلین و همچنین دستیار کوتاهمدت گرگ برهالتر در تیم ملی فوتبال مردان آمریکا به تازگی مربیگری را رها کرده و مشغول اداره 3 شعبه مکدونالد است.
او درباره انگیزه و ایجاد یک محیط سالم برای کار تیمی میگوید: «فکر میکنم عوامل مشابهی مردم را به حرکت وامیدارد. اینکه در محیطی کار کنید که در آن مورد قدردانی قرار بگیرید، ارزشمند باشید و بهعنوان یک شریک با شما رفتار شود. من تمرکز زیادی روی ایجاد فرهنگی در سازمان دارم که افراد از آمدن به محل کار لذت ببرند و احساس بد یا فشار زیادی وجود نداشته باشد. من همیشه میگویم: ما همگی مسئول ایجاد این فضا هستیم. ما چارچوب را تعیین میکنیم، قوانین و ساختار را مشخص میکنیم، اما در نهایت این خود ما هستیم که اصول همکاری را تعریف میکنیم و باید هر روز آن را در عمل زنده نگه داریم.»
با این حال، نوری درباره یک تیم فوتبال صحبت نمیکند. او با وجود سابقه طولانی در فوتبال، از جمله 13 سال دوران بازی که بیشتر آن در لیگهای پایینتر آلمان سپری شد و همچنین دورهای کوتاه در سیاتل ساوندرز، طی سالهای اخیر فوتبال را کنار گذاشته است.
آخرین تجربه مربیگری او در کاوالا یونان بود که در سال 2022 از این تیم جدا شد. پس از آن، پیشنهادهایی از چند تیم آلمانی حاضر در لیگهای پایینتر و همچنین برخی باشگاههای خاورمیانه دریافت کرد. او حتی مدتی در چند باشگاه در کنار مربیان مختلف حضور داشت و از نزدیک کار آنها را زیر نظر گرفت. با این حال، هیچیک از این پیشنهادها آنقدر برایش جذاب نبود که بخواهد خانوادهاش را برای پذیرفتن شغلی که ممکن بود تنها مدت کوتاهی دوام داشته باشد، جابهجا کند. بیثباتی موجود در دنیای فوتبال به تدریج برای او خستهکننده شده بود و نوری به دنبال آیندهای باثباتتر بود.
او میگوید: «دیگر احساس خوبی نسبت به آن نداشتم. این شغل به حدی پرزحمت است که باید صددرصد انرژی و توان خود را برای آن بگذارید. اگر با 98 درصد توان انجامش دهید، درست نیست.»
به همین دلیل، نوری انرژی خود را صرف زندگی جدیدی کرده است: اداره سه شعبه مکدونالدز در شمالغرب آلمان.
او میگوید: «در آن مقطع احساس کردم این فصل از زندگی من در فوتبال به پایان رسیده است و باید فصل جدیدی را آغاز کنم. این تصمیم فقط تصمیم شخصی من نبود. من و خانوادهام پس از سالها جابهجایی مداوم و بیثباتی در فوتبال حرفهای، با یکدیگر به این نتیجه رسیدیم که زمان آن رسیده است آیندهای باثباتتر برای خودمان بسازیم.»
فرآیند تبدیل شدن به صاحب امتیاز یک شعبه مکدونالدز حدود یک سال زمان میبرد و شامل مراحل مختلفی از جمله فرآیند درخواست، چندین مصاحبه، دورههای آموزشی و یک ارزیابی پنجساعته است که طی آن، متقاضی باید یک سناریوی تجاری را بررسی، ارزیابی و برای آن یک طرح کسبوکار ارائه کند.
نوری تمام این مراحل را پشت سر گذاشت و در ماه ژانویه مدیریت دو رستوران را بر عهده گرفت و در ماه ژوئن نیز شعبه سوم را به مجموعه خود اضافه کرد. این سه شعبه در مجموع حدود 150 کارمند دارند. البته او شخصاً مسئول سرخ کردن سیبزمینی یا پر کردن دستگاههای میلکشیک نیست و برای اداره امور روزمره هر یک از رستورانها مدیرانی دارد. نقش نوری، نظارت بر عملکرد هر سه شعبه است.
او میگوید: «این یک فرآیند طولانی بود. شاید حدود سه سال پس از ترک مربیگری طول کشید تا درباره چیزی که واقعاً برای فصل بعدی زندگیام میخواستم، فکر کنم. متوجه شدم که به دنبال ثبات هستم. متوجه شدم به دنبال فرصتی هستم که بتوانم چیزی را در بلندمدت بسازم و تأثیری ماندگار ایجاد کنم. آخرین شغلهای مربیگری من کوتاهمدت بودند؛ شما قراردادی سهساله امضا میکنید، اما ممکن است پس از شش ماه از کار برکنار شوید. این شرایط برای خانواده شما یک چالش بزرگ است. من همیشه به دنبال ثبات بودم و در فوتبال حرفهای، چنین ثباتی نادر است و تنها تعداد محدودی از افراد فرصت ساختن چیزی در بلندمدت را پیدا میکنند. بنابراین، زمانی که به دنبال کاری بلندمدت بودم، مکدونالدز با این سیستم به من این فرصت را داد که بهعنوان یک کارآفرین چیزی بسازم؛ در عین مستقل بودن، از یک ساختار جهانی و یکی از بزرگترین برندهای دنیا نیز بهرهمند باشم.»
نوری بارها درباره این موضوع صحبت میکند که تجربیاتی که در فوتبال به دست آورده و افرادی که از آنها آموخته است، همچنان در زندگی جدیدش کاربرد دارند.
او میگوید: «خوششانس بودم که چنین تجربیات بزرگی داشتم؛ از جمله کار کردن در کنار یورگن کلینزمن. گرگ برهالتر دوست خوب من است و درسهایی به من آموخت که همچنان بر سبک رهبری من تأثیر میگذارند.
من از این افراد چیزهای زیادی یاد گرفتم. از یورگن یاد گرفتم که اعتمادبهنفس و دیدگاه خود را داشته باشم، اما همیشه آن را با زوایای دید و دیدگاههای مختلف به چالش بکشم. سپس اگر دیدگاههای متفاوتی داشته باشید، اتفاقات خوبی رخ میدهد و در نهایت میتوانید تصمیم بگیرید.
من مفهوم «ذهنیت رشد» را از یورگن و گرگ یاد گرفتم. آنها همیشه متخصصان و دیدگاههای بیرونی را وارد سازمان میکردند تا فرآیندهای خود و همه چیز دیگر را به چالش بکشند. تجربه کار در کنار چنین شخصیتهایی برای من یک درس بزرگ بود و این تجربیات اکنون نیز در شغل فعلیام به من کمک میکنند.»
با این حال، وقتی نوری توضیح میدهد که اکنون از این زندگی بیشتر از بازگشت به فوتبال لذت میبرد، باور کردن حرفهایش کمی دشوار است. او زمانی درباره هیجانهایی که مربیگری یک تیم به همراه دارد مثل زمانی که در سال 2016 هدایت وردربرمن را برعهده گرفت و این تیم را از خطر سقوط تا آستانه کسب سهمیه رقابتهای اروپایی رساند، گفته بود که نمیتوان چنین احساسی را در یک شغل اداری پیدا کرد.»
او در پاسخ به این پرسش که اگر فردا پیشنهادی مناسب از یک باشگاه بزرگ بوندسلیگا دریافت کند، آیا به زندگی سابقش بازخواهد گشت یا خیر، کمی محتاطانه پاسخ میدهد. با این حال، تأکید میکند که پشیمان نیست. او رؤیای سرمربیگری در بوندسلیگا را در سر داشته و به آن دست یافته است؛ به همین دلیل خودش را «کاملاً راضی و خرسند» توصیف میکند.
با این حال، زمانی که درباره پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای زندگی یک مربی سرشناس صحبت میکند، باور کردن رضایت او بسیار آسانتر میشود؛ چرا که این شغل در صورت موفقیت میتواند فوقالعاده لذتبخش باشد، اما هنگام شکست نیز فشار و دشواری زیادی به همراه دارد.
نمونهای افراطی از این شرایط، یکی از همکلاسیهای نوری در دوره دریافت مدرک مربیگری حرفهای در سال 2016 است: یولیان ناگلزمان. هدایت تیم ملی آلمان در جام جهانی اخیر بدون شک افتخار بزرگی بود، اما به نظر نمیرسید ناگلزمان از هیچ لحظهای از آن لذت برده باشد. او تحت فشار عملکرد ضعیف تیم، سنگینی تاریخ و افرادی مانند یورگن کلوپ که بعدها جانشین او شد قرار داشت؛ حتی اگر انتقادهای کلوپ مستقیم و عمدی نبودند.
در مقابل، زندگی نوری طی شش ماه گذشته آرامتر بوده، اما ثبات بسیار بیشتری داشته است. نوری میگوید: «وقتی دوره مربیگری حرفهای خود را میگذرانید، به شما آموزش میدهند که وقتی قراردادتان را با یک تیم امضا میکنید، در واقع برگه اخراج خود را نیز امضا کردهاید. من دلتنگ این فشار نیستم. من دوره بسیار خوبی را در وردربرمن داشتم که طی آن در 11 بازی متوالی شکست نخوردیم. فکر میکنم 9 برد و دو تساوی داشتیم؛ چیزی شبیه به این.»
او عبارت «چیزی شبیه به این» را به کار میبرد، گویی اعداد را دقیق به خاطر ندارد؛ در حالی که کاملاً مشخص است آنها را بهخوبی میداند.
او ادامه میدهد: «فکر میکنم یکی از بهترین نیمفصلهای دوم تاریخ وردربرمن بود. در اوج بودید، همه چیز مثبت بود و هر حرفی که میزدید، همه آن را عالی میدانستند اما به محض اینکه دو یا سه بازی را میبازید، همه چیز زیر سؤال میرود و همه چیز اشتباه تلقی میشود.»
سپس برای لحظهای کوتاه، بخشی از عزم و تصمیم خود را کنار میگذارد و خاطره لحظات کوتاه شکوه و افتخاری را به یاد میآورد که در میان فشارهای زندگی یک مربی رقم میخورد:«از سوی دیگر، وقتی در دقیقه 95 مقابل 60 هزار هوادار در یک ورزشگاه کاملاً پر گل میزنید... دیگر هرگز چنین احساسی را تجربه نخواهید کرد.»
یکی از مسائلی که نوری بیش از همه در زندگی جدید خود از آن لذت میبرد، حضور خانوادهاش در این مسیر است؛ چیزی که در دوران مربیگری فوتبال عملاً امکانپذیر نبود. همسرش، کریستینا، در بخش منابع انسانی فعالیت میکند و پسرش، آریان، نیز چند شیفت در یکی از رستورانها کار کرده است.
او میگوید: «بهعنوان مربی نمیتوانم چنین چیزی را به فرزندانم منتقل کنم. اما اگر بهعنوان یک کارآفرین چیزی بسازم، شاید بتوانم.»
نوری البته بهطور کامل از فوتبال جدا نشده است. او در برگزاری مسابقات فوتبال پایه که با همکاری رستورانهایش برگزار میشوند، مشارکت دارد و برای تبلیغ آنها نیز از چند دوست قدیمی خود کمک گرفته است. پیامهای حمایتی یورگن کلینزمن، تورستن فرینگز و همچنین آیلتون، مهاجم سابق وردربرمن و یکی از چهرههای محبوب فوتبال آلمان، نیز اخیراً در صفحات اجتماعی این رستورانها منتشر شده است.
با این حال، این تمام ارتباط نوری با فوتبال است. او همانطور که خودش میگوید، از «حباب فوتبال» خارج شده و اکنون منتظر آیندهای طولانی در مکدونالدز است.
او میگوید: «من از زندگی خود کاملاً احساس رضایت دارم. چشمانداز روشنی دارم و اینکه بتوانم همراه با افرادی که دوستشان دارم و خانوادهام برای تحقق این چشمانداز تلاش کنم، اتفاقی بسیار ویژه است.
من به کارما اعتقاد دارم. واقعاً میخواهم کارفرمای خوبی باشم. کاری را که انجام میدهم دوست دارم.»
منبع: اتلتیک
258258