روی سکوی جهانی؛ جایی که جوان ایرانی تسلیم نشد حتی زیر بمباران!
در روزهای جنگ و با وجود اختلال اینترنت و آسیب به زیرساختهای علمی، نوجوانان ایرانی در المپیادهای جهانی درخشیدند و با کسب طلای تیمی هوش مصنوعی برای اولین بار و مدالهای رنگارنگ در رشتههای مختلف دیگر، نشان دادند استعداد ایرانی حتی در سختترین شرایط هم میتواند در قله جهان بایستد.
به گزارش خبرنگار دانشگاه و فناوری خبرگزاری دانشجو، در روزهایی که جنگ، آسمان ایران را درگیر کرده بود و بسیاری از زیرساختهای ارتباطی و علمی کشور با محدودیت و آسیب مواجه بودند، گروهی از نوجوانان ایرانی در میدان دیگری برای کشورشان میجنگیدند؛ میدانی که نه صدای انفجار، بلکه صدای رقابت علمی در آن شنیده میشد. آنها راهی المپیادهای جهانی شدند؛ با یک تفاوت مهم: شرایطی که در آن برای رقابت آماده شده بودند، شبیه شرایط معمول هیچ مسابقهای نبود.
روایت تیم ملی ایران در سومین دوره المپیاد جهانی هوش مصنوعی، شاید یکی از روشنترین تصاویر از این روزها باشد. فرخ سیر، قائممقام معاون توسعه علمی نخبگان، از روزهایی میگوید که حتی روند آمادهسازی تیم نیز تحت تأثیر شرایط جنگ قرار گرفته بود: «روزی که دانشگاه شریف مورد حمله قرار گرفت، سرور تمرینی تیم هوش مصنوعی دچار آسیب شد و با قطعی اینترنت ما بسیار اذیت شدیم و بستر تمرین و آمادهسازی بچهها دچار مشکل شد.»
با این حال، مسئله برای اعضای تیم یک انتخاب ساده داشت؛ یا شرایط سخت را بهانه کنند و متوقف شوند، یا مسیرشان را ادامه دهند.
آنها راه دوم را انتخاب کردند!
فرخ سیر میگوید: «با وجود همه محدودیتها بچهها مسیرشان را ادامه میدهند و پرچم ایران را بالا میبرند.» نتیجه این ایستادگی نیز چیزی فراتر از یک حضور معمولی در یک مسابقه جهانی بود؛ ایران برای نخستین بار در این رقابت به مدال طلای تیمی دست یافت.
آرمان منجیپور، دارنده مدال برنز انفرادی المپیاد جهانی هوش مصنوعی، درباره ابعاد این موفقیت میگوید: «از بین 106 کشور شرکتکننده توانستیم مدال طلای تیمی را کسب کنیم.» او در عین حال تأکید میکند که کیفیت مسابقات نسبت به سال گذشته نیز به شکل محسوسی افزایش یافته بود؛ یعنی این موفقیت در رقابتی ساده و کمرقیب به دست نیامده است.
کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلیاما شاید مهمتر از خود مدال، شرایطی باشد که این مدال در آن به دست آمد.
محمدامین نظمفر، دارنده مدال نقره المپیاد جهانی هوش مصنوعی، صریحتر از این امید و انگیزه سخن میگوید: «با وجود جنگ و مشکلات ناشی از آن تیم ما طلایی شد.»
برای اعضای تیم، این موفقیت صرفاً یک نتیجه ورزشی یا علمی نبود؛ پیامی بود برای نشان دادن اینکه شرایط تحمیلی نمیتواند الزاماً اراده یک نسل را متوقف کند. نظمفر میگوید: «ما امید داشتیم که میتوانیم نشان دهیم جنگ و کارهایی که دشمن آمریکایی - صهیونی میکند روی انگیزه ما تأثیری نخواهد داشت و موفق هم شدیم.»
این روایت زمانی معنادارتر میشود که واکنش رقبای خارجی را هم کنار آن بگذاریم.
محمدرضا درویشی، دارنده مدال نقره المپیاد جهانی هوش مصنوعی، میگوید طلایی شدن ایران بسیاری از رقبا را غافلگیر کرد: «اصلاً فکر نمیکردند ایران بتواند مدال بگیرد.»
اما واکنش رقبا تنها غافلگیری نبود. به گفته درویشی، «رقبای جهانی از عملکرد تیم ایران و طلایی شدن ما با وجود جنگی که بر ما تحمیل شد، خوشحال شدند.»
این شاید یکی از مهمترین تصاویر این موفقیت باشد؛ نوجوانانی که در شرایطی متفاوت از بسیاری از رقبای خود وارد مسابقه شدهاند، در نهایت نهتنها روی سکوی جهانی ایستادهاند، بلکه نگاه رقبای خود را نیز تغییر دادهاند.
حتی نمادی که تیم ایرانی با خود به مسابقات برد، بخشی از همین روایت بود. اعضای تیم با کاروانی به نام «میناب» در مسابقات حاضر شدند و کولهپشتی کودکان میناب را بهعنوان هدیه به دیگر شرکتکنندگان اهدا کردند؛ گویی قرار بود در کنار نمایش توان علمی، تصویری از ایران و پیوند این نسل با مردم کشورشان نیز به جهان ارائه شود.
کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلیبا این حال، داستان موفقیت جوانان ایرانی به المپیاد هوش مصنوعی محدود نمیشود. در همین روزها، نوجوانان و جوانان ایرانی در عرصههای مختلف علمی از جمله فیزیک، ریاضی، نجوم، شیمی و زیستشناسی نیز در رقابتهای جهانی خوش درخشیدهاند و مجموعهای از مدالهای طلا، نقره و برنز را به دست آوردهاند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این موفقیتها به دست میآید، فقط یک جدول مدال نیست.
این نتایج نشان میدهد سرمایهای انسانی در کشور وجود دارد که حتی در شرایط دشوار نیز ظرفیت حضور در بالاترین سطح رقابت جهانی را دارد. نسلی که اگر آموزش ببیند، فرصت پیدا کند و از آن حمایت شود، میتواند نام ایران را در عرصههایی به مراتب مهمتر از امروز مطرح کند.
اما درست از همین نقطه، سؤال اصلی آغاز میشود.
اگر این جوانان توانستهاند در سختترین شرایط بدرخشند، کشور برای حفظ و شکوفایی این ظرفیت چه میکند؟
مدال، پایان مسیر نیست؛ بلکه شاید آغاز یک مسئولیت بزرگتر باشد. استعدادی که امروز روی سکوی جهانی ایستاده، فردا میتواند پژوهشگر، استاد دانشگاه، متخصص هوش مصنوعی، دانشمند یا سازنده یک فناوری راهبردی برای کشور باشد. اما تحقق این آینده، به حمایت، سرمایهگذاری، آموزش باکیفیت و ایجاد مسیر روشن برای ادامه فعالیت نخبگان نیاز دارد. محمدرضا درویشی از همین نگاه به آینده سخن میگوید: «ما دانش خود را در اختیار دانشآموزان کشورمان قرار میدهیم تا در سالهای آینده، در این عرصه نتایجی بهتر هم کسب کنند.»
این جمله شاید مهمترین بخش ماجرا باشد؛ نسلی که خود به قله رسیده، میخواهد مسیر رسیدن نسل بعدی را هموار کند. اینجاست که مسئله حمایت از استعدادهای برتر، از یک مطالبه صنفی یا بودجهای فراتر میرود و به یک مسئله ملی تبدیل میشود.
نمیتوان از افتخارآفرینی جوانان ایرانی در عرصه جهانی سخن گفت و همزمان سهم واقعی نخبگان، دانشآموزان مستعد و مجموعههای تربیتکننده آنان را در تصمیمات بودجهای نادیده گرفت. هزینهکرد برای این نسل، هزینه مصرفی نیست؛ سرمایهگذاری روی آینده کشور است.
جوانانی که در میانه جنگ و با وجود اختلال در اینترنت و آسیب به زیرساختهای تمرینی، تمرین را متوقف نکردند و در نهایت پرچم ایران را بر سکوی جهانی بالا بردند، یک واقعیت را به نمایش گذاشتند: «کار نشد ندارد.» اما این پیام، یک روی دیگر هم دارد.
اگر امروز این استعدادها را نبینیم، اگر مسیر رشدشان را تأمین نکنیم و اگر حمایت از نخبگان را در حد تشویق و تقدیر پس از کسب مدال خلاصه کنیم، ممکن است فردا برای حفظ همین سرمایه انسانی هزینهای بهمراتب سنگینتر بپردازیم.
مسئله فقط مدالی نیست که امروز بر گردن یک نوجوان ایرانی قرار گرفته است؛ مسئله آینده کشوری است که میتواند بخشی از مهمترین سرمایههای علمی خود را از همین نوجوانان بسازد.
آنها سهم خود را انجام دادهاند؛ حتی در روزهایی که شرایط علیهشان بود. حالا نوبت کشور و مسئولان است که سهم خود را ادا کند.