سهم بنزین از هزینههای خانوار چقدر است؟
اقتصادنیوز: اگر قیمت بنزین به صورت تدریجی مانند دولت خاتمی اصلاح می شد و طرح تثبیتقیمتها اجرا نمی شد، با پول حاصل از اصلاح قیمت بنزین می شد سالانه 69 کیلومتر خط متروی جدید ساخت یا 14600 اتوبوس جدید به ناوگان حمل و نقل اضافه کرد یا 7,600 مگاوات برق به ظرفیت تولید برق کشور اضافه کرد.
به گزارش اقتصادنیوز، در گزارش پیشین اقتصادنیوز درباره معمای قیمتگذاری بنزین در ایران با تیتر «بلایی که تثبیت قیمت بنزین بر سر اقتصاد ایران و سفره مردم آورد»؛ گفته شد که سیاست بنزینی در ایران دهههاست که اسیر چرخه معیوب «انجماد و شوک» است.
دورههای طولانی تثبیت دستوری قیمت که به انباشت یارانه پنهان و رشد مصرف میانجامد و ناگزیر به یک شوک درمانی ناگهانی، مانند آبان 1398، ختم میشود. در آن گزارش تلاش شد به این پرسش پاسخ دهیم که چه میشد اگر بهجای این چرخه، سیاست «تعدیل تدریجی» با رشد متوسط سالانه 32 درصد (مشابه آنچه در دورههای 1373 تا 1383 و 1386 تا 1394 رخ داد) ادامه مییافت؟
همانطور که دیدیم، چرخه انباشت عدم تعادل به دلیل انجماد قیمتی حاصل از سیاست تثبیت و سپس تخلیه آن از طریق شوک، دلیل مرکزی مشکل قیمتگذاری بنزین در ایران است. مشکل، ناتوانی در ایجاد یک مکانیزم تعدیل و افزایش تدریجی قیمت است که مردم بتوانند خود را با آن تطبیق دهند. اما اگر روند افزایش تدریجی و پلکانی قیمت بنزین تداوم مییافت، امروز قیمت بنزین چند تومان بود؟ به این پرسش در دو سناریو پاسخ دادیم.
اگر طرح مخرب تثبیت قیمتها اجرا نمی شد
در سناریوی اول گفتیم که اگر سیاست تعدیل تدریجی که در دوره سالهای 1373 تا 1383 اجرا می شد و قیمت بنزین به طور متوسط سالانه حدود 32 درصد افزایش پیدا میکرد، در سال 1383 متوقف نمیشد و ادامه مییافت، قیمت بنزین در سال 1386 (زمان بحران سهمیهبندی) به حدود 184 تومان میرسید (در مقابل قیمت 100 تومان دستوری) و قیمت در سال 1389 (زمان هدفمندی) حدود 423 تومان میشد (در مقابل قیمت 400 تومان سهمیهای).
همچنین قیمت بنزین در سال 1398 (زمان بحران دوم و اتفاقات تلخ آبان 98) به حدود 5 هزار و 148 تومان میرسید (در مقابل دو نرخ 1500 تومان سهمیه و 3 هزار تومان آزاد) و در نتیجه، اگر میزان رشد متوسط 32 درصدی که در سالهای 1373 تا 1383 اتفاق افتاد، تداوم مییافت، قیمت بنزین در سال 1405 به حدود 35 هزار تومان میرسید.
در سناریوی دوم نیز دوره 1386 تا 1394 را مبنا قرار دادیم. این دوره، شامل شوک سهمیهبندی و شوک هدفمندی بود و قیمت بنزین از 100 تومان در سال 1386 به هزار تومان در سال 1394 رسید که رشد سالانه 32 درصد را نشان میدهد. این سناریو، هزینه واقعی تثبیت قیمت بنزین را در فاصله سالهای 1394 تا 1398 نشان میدهد.
قیمت در سال 1394 به هزار تومان رسیده بود. اگر سیاستگذار به جای تثبیت و انجماد قیمت در سطح هزار تومان، صرفاً همان روند تعدیل متوسط 32 درصدی (که ترکیبی از تورم و واقعیسازی بود) را ادامه میداد؛ قیمت بنزین در سال 1395 به 1320 تومان میرسید. در سال 1396 قیمت به هزار و 742 تومان میرسید و در سال 1397 نیز بنزین 2 هزار و 299 تومان میشد. در نهایت قیمت در سال 1398 (سال بحران آبان 98) به 3 هزار و 35 تومان میرسد.
مطابق این سناریو، اگر میزان رشد متوسط 32 درصدی که پس از اجرای قانون هدفمندی یارانهها در سالهای 1386 تا 1394 مشاهده شد، پس از آن نیز ادامه مییافت، قیمت بنزین در سال 1405 به 21 هزار تومان میرسید.
خبر مرتبط بلایی که تثبیت قیمت بنزین بر سر اقتصاد ایران و سفره مردم آورد | با دست فرمان دولت خاتمی، بنزین امسال 35 هزار تومان بود و آبان 98 رخ نمیداداقتصادنیوز: اگر میزان رشد متوسط 32 درصدی قیمت بنزین که در سالهای 1373 تا 1383 اتفاق افتاد تداوم مییافت، قیمت بنزین در سال 1405 به حدود 35 هزار تومان میرسید؛ بدون اینکه آبان 98 اتفاق بیفتد و بحران اقتصادی و اجتماعی رخ بدهد.
حال باید به این پرسش پاسخ دهیم که هزینه فرصت سیاست تثبیت چقدر است؟
اگر تداوم رشد 32 درصدی از سال 1394، که قیمت بنزین هزار تومان بود، را مبنا قرار دهیم، قیمت فرضی بنزین در سال 1403 پس از 9 سال، با اعمال این رشد مرکب، میبایست به حدود 12,166 تومان میرسید. این در حالی است که قیمت واقعی پرداختی مردم در سال 1403، با در نظر گرفتن میانگین مصرف روزانه 115 میلیون لیتر و نرخ ترکیبی سهمیهای و آزاد، حدود 2400 تومان برآورد میشود.
بر این اساس، درآمد واقعی دولت از فروش بنزین در سال 1403 روزانه 276 میلیارد تومان محاسبه میشود. اما در سناریوی فرضی تعدیل تدریجی، حتی با فرض کاهش مصرف به دلیل واقعیسازی قیمتها (مثلاً بازگشت به مصرف 70 میلیون لیتر روزانه)، فروش هر لیتر به قیمت 12,166 تومان، درآمد فرضی دولت میتوانست روزانه به 898 میلیارد تومان برسد. این به معنای اختلاف درآمد روزانه 622 میلیارد تومان، یا معادل 227 هزار میلیارد تومان (227 همت) در سال است. با در نظر گرفتن نرخ دلار آزاد 60 هزار تومانی در سال 1403، تثبیت قیمت بنزین پس از سال 1394، تنها در سال 1403 منجر به از دست رفتن درآمدی معادل حدود 3.8 میلیارد دلار برای دولت شده است.
این رقم خیرهکننده 3.8 میلیارد دلار درآمد سالانه از دست رفته، میتوانست شکافهای عمیق زیرساختی کشور را پر کند؛ از جمله توسعه صدها کیلومتر خط مترو در کلانشهرها، نوسازی کامل ناوگان اتوبوسرانی، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر برای حل ناترازی برق، بهینهسازی پالایشگاهها برای کاهش تولید مازوت، و یا حتی بازگرداندن بخشی از آن به صورت یارانه نقدی هدفمند به دهکهای پایین جامعه برای جبران اثرات تورمی ناشی از اصلاح قیمت.
پولی که دود شد و به هوا رفت میتوانست صرف زیرساختها و رفع ناترازیها شود
به عنوان مثال، با متوسط هزینه ساخت 55 میلیون دلاری برای هر کیلومتر مترو، این مبلغ میتوانست هر سال صرف احداث حدود 69 کیلومتر خط متروی جدید در کلانشهرها شود و شبکه حمل و نقل ریلی را دگرگون سازد.
در همین حال، در بخش حمل و نقل عمومی روزمره، با برآورد هزینه 260 هزار دلاری برای هر اتوبوس برقی مدرن، این 3.8 میلیارد دلار، میتوانست هر سال ناوگان اتوبوسرانی کشور را با بیش از 14,600 دستگاه اتوبوس نو تجهیز کند و مشکل آلودگی هوا و فرسودگی را تا حد زیادی مرتفع سازد.
علاوه بر این، در بخش حیاتی انرژی و برای مقابله با ناترازی برق، با هزینه متوسط 500 هزار دلار برای احداث هر مگاوات نیروگاه خورشیدی، این درآمد میتوانست، هر سال صرف احداث 7,600 مگاوات ظرفیت جدید انرژی پاک شده و اتکا به سوختهای فسیلی را به شدت کاهش دهد.
فراتر از اینها، در حوزه بهداشت و درمان، با فرض هزینه متوسط 85 میلیون دلاری برای ساخت یک بیمارستان مجهز 250 تختخوابی، امکان احداث سالانه حدود 44 بیمارستان مدرن در سراسر کشور فراهم میآمد. در بخش آموزش، با هزینه تقریبی 1.5 میلیون دلار برای ساخت یک مدرسه استاندارد 12 کلاسه، میشد هر سال بیش از 2,500 مدرسه جدید ساخت. حتی در بخش آب، با هزینه 125 میلیون دلاری برای هر واحد آبشیرینکن بزرگ (ظرفیت 100 هزار متر مکعب)، میشد سالانه 30 واحد آبشیرینکن در سواحل جنوب احداث نمود.
سهم ناچیز بنزین از هزینههای خانوار
از سوی دیگر و در سمت خانوار، بررسی سهم هزینه بنزین از حداقل دستمزد ماهانه، هسته اصلی این تله بنزینی را آشکار میسازد. اگر سبد مصرفی ثابت 100 لیتر بنزین در ماه را بهعنوان شاخص در نظر بگیریم، سهم آن از حداقل دستمزد در سال 1359 حدود 4.8 درصد بود.
این سهم در میانه دهه 70 و در سال 1373، به دلیل تثبیت قیمت، به ارزانترین حالت خود یعنی 1.4 درصد از حداقل دستمزد رسید. در ادامه با اجرای سیاست تعدیل، در سال 1383 این سهم به 6.6 درصد و در سال 1394 به اوج خود یعنی 11.8 درصد از حداقل دستمزد ماهانه بالغ شد که فشار واقعیتری بر مصرفکننده وارد میکرد.
اما امروز، در سال 1403، با وجود تورم شدید در سایر کالاها و انجماد قیمت بنزین، سهم هزینه همان 100 لیتر بنزین (با احتساب نرخ ترکیبی سهمیهای و آزاد که حدود 210 هزار تومان میشود) به شدت سقوط کرده و به تنها 1.9 درصد از حداقل دستمزد ماهانه رسیده است.
اگر سیاست انجماد قیمت ادامه یابد، با وجود رشد حداقل دستمزد در سالهای آتی (برای مثال 18.7 میلیون تومان در 1405)، سهم بنزین از دستمزد به دلیل ثابت ماندن قیمت، به 1.12 درصد کاهش مییابد که به معنای ارزانتر شدن نسبی بنزین است.
این در حالی است که در سناریوی فرضی رشد 32 درصدی، قیمت بنزین که در سال 1403 باید به 12,830 تومان میرسید، در سال 1404 به حدود 16,059 تومان و در سال 1405 به 21,198 تومان بالغ میشد؛ این نشان میدهد که تداوم تثبیت، فرصتسوزی درآمدی دولت را تشدید کرده و سهم بنزین در سبد هزینه را به صورت مصنوعی ناچیز نگه میدارد.
در نهایت، سیاست تثبیت قیمت، اگرچه در کوتاهمدت با رساندن سهم بنزین به زیر 2 درصد از حداقل حقوق، رضایت ظاهری ایجاد کرده، اما در عمل یک «فرصتسوزی مضاعف» است. از یک سو، دولت سالانه میلیاردها دلار درآمد قابل سرمایهگذاری در زیرساختها را از دست میدهد و از سوی دیگر، این انرژی ارزان، الگوی مصرف را به شدت ناکارآمد کرده و زمینه را برای «شوک» بعدی و تکرار بحرانهای اجتماعی آماده میسازد.
همچنین بخوانید- چرا حکومت محمدرضا پهلوی در سالهای آخر با ناترازی برق روبهرو بود؟ | طرح ضربتی هویدا به در بسته خورد
- رئیس سازمان مالیاتی دولت احمدی نژاد: قرار بود ظرف 5 سال نرخ بنزین آزاد شود | الان باید بنزین لیتری 20 هزار تومان باشد
- کلاهبرداری با آگهی فروش تخممرغ هستهای!/ ماجرا چه بود؟
- رمزگشایی از کلاف سردرگم ناترازی انرژی در ایران + اینفوگرافیک