جمعه 12 دی 1404

عیسی (ع) و علی (ع)؛ پدران الهیات و تاریخ

وب‌گاه الف مشاهده در مرجع
عیسی (ع) و علی (ع)؛ پدران الهیات و تاریخ

سال نو میلادی، در سنت مسیحی، در لایه عمیق خود، مذکِر و یادآور ورود معنا به تاریخ است؛ لحظه‌ای که در آن، امر الهی در صورت مسیح علیه‌السلام متجسد شد و نسبت انسان با خدا از هیئت اقتدارِ متعالیِ دوردست به صورت پدرانه و ملموس ارتقا یافت. مسیح علیه‌السلام، نه فقط پیام‌آور ایمان، بلکه آشکارکننده چهره‌ای از خداوند بود که قدرت را در قالب محبت، سلطه را در هیئت حمایت، و حکم را در صورت نسبت بازتعریف کرد.

در این افق، پدر نام دیگر نوعی از اقتدار است که مشروعیت خود را نه از فاصله، بلکه از قرب می‌گیرد؛ اقتداری که به‌جای تحمیل، تداوم می‌بخشد و به‌جای حذف، معنا می‌آفریند. پدر، در الهیات مسیحی، اصلِ پیوند، منشأ نجات و بنیان استمرار اخلاقی انسان تلقی می‌شود.

تقارن این معنا با میلاد امام علی بن ابی‌طالب (ع)، امکان انتقال مفهوم پدر از ساحت الهیات به عرصه تاریخ را فراهم می‌سازد. آن‌چه در مسیحیت به‌مثابه حقیقتی الهی مطرح می‌شود، در سنت علوی صورت‌بندی انسانی، اجتماعی و سیاسی می‌یابد. در این‌جا پدر دیگر افزون بر وجه آسمانی و متافیزیکی اش، جایگاهی عملی و مسئولیتی تاریخی است.

امام علی (ع) پدر است، نه از حیث نسبت خونی، بلکه از منظر هدایت، معیاریت و ملجأ بودن. ولایت علوی، ادامه همان منطق و معنای پدرانه است؛ سرپرستی در برابر تصرف، مراقبت در برابر تملک، و تقدم در تحمل بار پیش از تقدم در بهره. این ولایت، قدرتی است که خود را خرج می‌کند تا جامعه از هم نپاشد.

در این معنا، ولایت نه ابزار اِعمال حاکمیت، بلکه شیوه بودن در قدرت است؛ نه امتیاز، بلکه تکلیف؛ نه حق ویژه، بلکه به‌منزله مسئولیت مضاعف تلقی می‌گردد.

امام علی (ع) پدر است، چون عدالت را بدون حامل رها نمی‌کند، چون ضعف را مقدم بر اقتدار می‌نشاند، چون حکومت را نه ملک شخصی، بلکه امانتی سنگین می‌فهمد.

اگر مسیح نسبت پدرانه را آشکار ساخت، علی (ع) آن نسبت را زیست‌پذیر کرد. یکی معنا را در ساحت ایمان گشود و دیگری آن را در میدان تاریخ محقق ساخت. پدر، در این پیوند، نام دیگر ولایتی است که معنا را از انتزاع بیرون می‌کشد و به مسئولیت بدل می کند.

میلاد امام علی (ع)، همزمان با آغاز سال میلادی، یادآور این حقیقت اساسی و بنیادین است که مقام پدری در اوج خود، شکل بالغ اقتدار اخلاقی است؛ اقتداری که نه می‌ترساند و نه رها می‌کند، نه حذف می‌کند و نه تحقیر، بلکه نگه می‌دارد، تحمل می‌کند و راه می‌گشاید.

نو شدن زمان و دنیای ما، بدون بازگشت به این منطق، صرفاً تکرار و تکرر اعداد و عقربه‌هاست؛ اما احیای پدر به‌عنوان معنا، امکان تولد دوباره اخلاق در تاریخ را فراهم می‌آورد. با این معنا، جای چندانی برای اشغالگری، تحریم و جنگ و تجاوز باقی نمی‌ماند.