مولفه مهم در انتخاب همسر چیست؟ / 4 معیار کلیدی در دوران آشنایی پیش از ازدواج + فیلم
انتخاب همسر یکی از سرنوشتسازترین تصمیمهای زندگی است؛ تصمیمی که تنها با تکیه بر احساس یا منطق به نتیجهای پایدار نمیرسد. زهرا براتی، مشاور و روانشناس حوزه ازدواج، در گفتوگو با خبرگزاری دانشجو با تأکید بر نقش خودشناسی، بلوغ عاطفی و مهارتهای ارتباطی، از ضرورت انتخاب آگاهانه در ازدواج و پرهیز از تصمیمهای شتابزده میگوید.
گفتوگوی تفصیلی SNNTV با زهرا براتی، مشاور و روانشناس حوزه ازدواج، درباره انتخاب آگاهانه همسر، نقش خودشناسی، تعادل عقل و احساس، بلوغ عاطفی، مهارتهای ارتباطی و اهمیت مشاوره پیش از ازدواج برگزار شد.
در ادامه سلسله گفتوگوهای کارشناسی خبرگزاری دانشجو در حوزه روانشناسی، اینبار به سراغ یکی از مهمترین و تعیینکنندهترین تصمیمهای زندگی هر فرد رفتهایم؛ تصمیمی که میتواند مسیر سالهای آینده زندگی را شکل دهد: انتخاب آگاهانه در ازدواج.
در همین راستا، گفتوگویی مفصل با دکتر زهرا براتی، مشاور و روانشناس حوزه ازدواج و خانواده، انجام دادیم تا از منظر علمی و تجربی به معیارها، چالشها و الزامات یک انتخاب درست در ازدواج بپردازیم.
تعارض عقل و احساس؛ یک تصور نادرست
زهرا براتی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به یکی از برداشتهای رایج در میان جوانان میگوید:
«بسیاری از افراد تصور میکنند که در انتخاب همسر باید یا منطقی باشند یا احساسی، در حالی که این یک دوگانهسازی نادرست است. انتخاب سالم، انتخابی است که هم عقل و هم احساس در آن نقش داشته باشند.»
به گفته این روانشناس، عقل و احساس مانند دو کفه یک ترازو هستند که باید به تعادل برسند. اگر یکی از این دو بیش از حد سنگین شود و دیگری نادیده گرفته شود، انتخاب به سمت نادرستی میرود.
او توضیح میدهد:
«منطق وظیفه ارزیابی واقعبینانه آینده رابطه را بر عهده دارد؛ اینکه این رابطه چه فرصتها و چه تهدیدهایی برای فرد ایجاد میکند. در مقابل، احساس میزان پیوند عاطفی، صمیمیت و آرامشی را که فرد در کنار طرف مقابل تجربه میکند، مشخص میکند.»
خطر افراط؛ از حسابگری وسواسگونه تا هیجانزدگی
براتی با تأکید بر اینکه هر دو بُعد عقل و احساس میتوانند دچار افراط شوند، هشدار میدهد:
«منطق افراطی میتواند به حسابگری وسواسگونه، کمالگرایی و ساختن تصویری غیرواقعی از زندگی مشترک منجر شود. از سوی دیگر، احساس افراطی فرد را وارد رابطهای تکانشی و صرفاً هیجانی میکند که فاقد ارزیابی منطقی است.»
مدیریت سرعت رابطه؛ یک اصل کلیدی
این مشاور حوزه ازدواج، مدیریت سرعت رابطه را یکی از عوامل مهم در حفظ تعادل میان عقل و احساس میداند و میگوید:
«در روانشناسی معمولاً توصیه میشود دوره آشنایی حداقل بین شش ماه تا یک سال باشد. این زمان کمک میکند احساسات اولیه تا حدی فروکش کند و فرصت کافی برای فعال شدن منطق و ارزیابی دقیقتر فراهم شود.»
به اعتقاد او، بسیاری از افراد زمانی دچار مشکل میشوند که آنقدر سریع درگیر هیجانات عاطفی میشوند که دیگر مجال تصمیمگیری منطقی از آنها گرفته میشود.
خودشناسی؛ ستون اصلی انتخاب درست
براتی خودآگاهی را یکی از مهمترین پایههای انتخاب آگاهانه در ازدواج میداند و تأکید میکند:
«بدون خودشناسی، انتخاب درست تقریباً غیرممکن است. تا زمانی که فرد نداند چه میخواهد، چه نیازهایی دارد، از چه چیزهایی میترسد و چه الگوهایی در تصمیمگیریهایش تکرار میشود، نمیتواند انتخاب سالمی داشته باشد.»
او خودشناسی را شامل شناخت نیازها، کمبودها، ترسها، تلههای ذهنی و الگوهای رفتاری میداند و اضافه میکند:
«وقتی فرد به این شناخت میرسد، نگاهش به رابطه و انتخاب همسر کاملاً تغییر میکند.»
نقاط قوت و ضعف؛ چه چیزی را وارد رابطه میکنیم؟
این روانشناس در ادامه به اهمیت شناخت نقاط قوت و ضعف فردی اشاره میکند و میگوید:
«نقاط قوت یعنی آوردههای ما به رابطه؛ مهربانی، همدلی، مهارت شنیدن یا هر ویژگی مثبتی که با خود وارد زندگی مشترک میکنیم.
اما نقاط ضعف، مسائلی هستند که باید آنها را مدیریت کنیم تا به رابطه آسیب نزنند، نه اینکه آنها را نادیده بگیریم یا از طرف مقابل انتظار جبرانشان را داشته باشیم.»
نیازهای اساسی انسان و نقش آنها در انتخاب همسر
براتی با اشاره به نظریههای روانشناسی، پنج نیاز اساسی انسان را چنین برمیشمارد:
نیاز به امنیت، نیاز به تعلق و محبت، نیاز به استقلال، نیاز به تفریح و نیاز به پذیرش محدودیتهای واقعبینانه.
او هشدار میدهد:
«اگر این نیازها شناخته نشوند، فرد ناآگاهانه بر اساس کمبودها و نیازهای حلنشدهاش انتخاب میکند و نه بر اساس یک تصمیم آگاهانه.»
بلوغ عاطفی؛ معیاری تعیینکننده
به گفته این مشاور، یکی از مهمترین معیارهایی که باید در دوران آشنایی بررسی شود، بلوغ عاطفی است.
او در توضیح این مفهوم میگوید:
«بلوغ عاطفی یعنی توانایی مدیریت هیجانات، پذیرش مسئولیت احساسات و داشتن رفتارهای متناسب با سن. اینکه فرد در مواجهه با تعارضها قهر میکند، سکوت طولانی دارد یا رفتار انفجاری نشان میدهد، نشانههایی از ناپختگی هیجانی است.»
براتی همچنین تفاوت رفتار فرد در جمع و خلوت، نحوه ابراز خشم و شیوه حل تعارض را از نشانههای مهم بلوغ عاطفی میداند.
مهارتهای ارتباطی؛ حلقه مفقوده بسیاری از روابط
کنترل خشم، گفتوگوی مؤثر، حل مسئله، تصمیمگیری و همدلی از جمله مهارتهایی هستند که به گفته براتی باید در دوران آشنایی مورد توجه قرار گیرند.
او تأکید میکند:
«این مهارتها قابل آموزش هستند، اما متأسفانه بسیاری از افراد بدون یادگیری آنها وارد مهمترین رابطه زندگیشان میشوند.»
یک فرمول ساده برای انتخاب آگاهانه
در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان برای انتخاب آگاهانه فرمولی ارائه داد، براتی میگوید:
«میتوان گفت انتخاب آگاهانه حاصل جمع سه عامل است: خودآگاهی، شناخت دقیق طرف مقابل و یادگیری مهارتهای ارتباطی. همافزایی این سه عامل میتواند تا حد زیادی پیشبینیکننده یک ازدواج موفق باشد.»
خانواده، فرهنگ و گذشته؛ عواملی که نمیتوان نادیده گرفت
این روانشناس با رد این تصور که «ازدواج فقط با فرد است نه با خانواده او»، تأکید میکند:
«هر فرد محصول خانواده، فرهنگ و محیطی است که در آن رشد کرده و این مؤلفهها در تار و پود شخصیت او تنیده شدهاند. نادیده گرفتن تفاوتهای فرهنگی و خانوادگی میتواند در آینده به چالشهای جدی منجر شود.»
او درباره گذشته عاطفی و خانوادگی افراد نیز میگوید:
«گذشته مهم است، اما نه برای قضاوت یا تحلیلگری افراطی. مهمتر از خودِ گذشته، نحوه مواجهه فرد با آسیبها و درسهایی است که از آنها گرفته است.»
مشاوره پیش از ازدواج؛ چراغی برای مسیر تصمیمگیری
براتی مشاوره پیش از ازدواج را ابزاری مهم برای افزایش آگاهی میداند و میگوید:
«مشاوره قرار نیست بگوید این ازدواج انجام شود یا نه. وظیفه مشاور روشن کردن نقاط قوت و چالشهای رابطه است تا زوجین با چشمانی باز تصمیم بگیرند.»
به گفته او، بهترین زمان مراجعه به مشاوره پیش از ازدواج، پس از شکلگیری یک گرایش اولیه و پیش از تصمیمگیری نهایی است.
آیا «یار خوب» تمام ماجراست؟
در بخش پایانی این گفتوگو، براتی به یکی از باورهای رایج اشاره میکند و میگوید:
«داشتن یار خوب بسیار مهم است، اما تمام ماجرا نیست. رضایت از زندگی نیازمند ستونهای متعددی است؛ از خودمراقبتی و رشد فردی گرفته تا روابط سالم اجتماعی. اگر تمام سرمایه روانی فرد روی یک رابطه متمرکز شود، در صورت بروز مشکل، فروپاشی شدیدی را تجربه خواهد کرد.»
این گفتوگو نشان میدهد که انتخاب آگاهانه در ازدواج، فرآیندی چندبُعدی و نیازمند زمان، خودشناسی، یادگیری و کمک گرفتن از متخصص است. تصمیمی که اگرچه با احساس آغاز میشود، اما بدون منطق، بلوغ عاطفی و آگاهی نمیتواند به یک زندگی مشترک پایدار و رضایتبخش منجر شود.