جمعه 12 تیر 1405

چگونه از اسارت بعثی‌ها گریختم؟

خبرگزاری ایسنا مشاهده در مرجع
چگونه از اسارت بعثی‌ها گریختم؟

حسین بعد از بهبودی سه ماه در جبهه کردستان خدمت کرد. پس از چندی در عملیات بدر از ناحیه پا مجروح و در بیمارستان بستری شد و بعد از کمی بهبودی از بیمارستان مرخص شد. او در سال 1364 برای گذراندن خدمت سربازی بعنوان پاسدار رسمی در کمیته انقلاب اسلامی استخدام شد.

به گزارش ایسنا، حسین پهلوانی سال 1345 در روستای کندر متولد شد. او پیش از انقلاب با وجود سن کمی که داشت، شبانه با همکاری معلمان حزب الهی فعالیت خود را در رابطه با آگاه کردن مردم از جنایت‌های شاه طاغوت آغاز کرد و عکس و اعلامیه های امام را در خانه‌های مردم می ریخت و شبانه عکس شاه ظالم را پاره می کرد. در آنروزهای اوج انقلاب با وجود سن کم مردم را دعوت به پیروی از امام خمینی که در آن زمان در تبعید به سر می بردند، می کرد.

حسین درسش را ادامه داد. سال 1358 از نعمت پدر محروم شد و مسئولیت نگهداری از سه خواهر و یک برادر و مادر پیرش بر عهده او نهاده شد.

سال 1360 در بسیج ثبت نام کرد و پس از گذراندن آموزش‌های رزمی در سال 1361 برای اولین بار به جبهه اعزام شد. حسین پهلوانی در عملیات والفجر به دست بعثیان اسیر شد و در همان ساعت اول با دلاوری روی یک جیپ عراقی نشسته و از چنگال بعثیان فرار کرد و در موقع فرار هدف موج انفجار قرار گرفت و جراحت سطحی پیدا کرد.

بعد از بهبودی سه ماه در جبهه کردستان خدمت کرد. پس از چندی در عملیات بدر از ناحیه پا مجروح و در بیمارستان بستری شد و بعد از کمی بهبودی از بیمارستان مرخص شد. در سال 1364 برای گذراندن خدمت سربازی به عنوان پاسدار رسمی در کمیته انقلاب اسلامی استخدام شد و بالاخره در چهاردهم فروردین ماه عملیات پیروزمندانه «کربلای 5» در منطقه شلمچه به فیض شهادت نائل آمد.

او در بخشی از وصیت نامه خود نوشته است:«ای برادرم تو هم با درس خواندن می توانی کمک بزرگی به اسلام و جامعه اسلامی بکنی و همچنین خواهرانم بهتر می توانند حرفهای تو را قبول کنند. پس خواهش می کنم هم شما و هم خواهرانم به درس خواندنتان ادامه دهید

و اما روی سخنم با شما خواهرانم، همین قدر بگویم که اگر می خواهید من از دست شما راضی باشم، باید مثل زینب رفتار کنید، مخصوصا حجابتان را حفظ کنید.»

انتهای پیام