چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405

اتاق تشریح می‌تواند محراب عبادت باشد

خبرگزاری مهر مشاهده در مرجع
اتاق تشریح می‌تواند محراب عبادت باشد

یک نویسنده گفت: اتاق تشریح، در نگاه اول، انتهای مادیت و بن‌بست حیات به نظر می‌رسد. اتاق تشریح برخلاف ظاهر سرد و خشکش، می‌تواند «محراب عبادت» باشد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: در سال‌های اخیر، توجه به پیوند میان علوم حرفه‌ای و مفاهیم معنوی و دینی در کتب تخصصی جایگاه ویژه‌ای یافته است. دو اثر منتشر شده در انتشارات سدید، «با خدا در اتاق تشریح» و «یک آمپول‌زن موحد» نوشته حجت‌الاسلام سید علی اصغر علوی، نمونه‌ای شاخص از این رویکرد است. کتاب «با خدا در اتاق تشریح» با هدف بازاندیشی در کلاس‌های علوم پزشکی و تشریح، به دنبال ایجاد نگاه تازه و تجربه روحی متفاوت در مواجهه با جسد و محیط آزمایشگاه است. این اثر برای استادان و دانشجویانی طراحی شده که می‌خواهند اتاق تشریح را فراتر از یک فضای صرفاً علمی و فنی ببینند و از آن به عنوان محیطی برای تذکر، تدبیر اخلاقی و تجربه معنوی بهره ببرند.

نویسنده در این کتاب به بررسی شیوه‌های کاربردی آموزش و نمونه‌های عملی می‌پردازد و نشان می‌دهد که حتی یک جمله به‌جا و به موقع از استاد می‌تواند در عمق ذهن دانشجویان اثرگذار باشد و فرصتی برای انتقال مفاهیم توحیدی و تربیتی ایجاد کند. همچنین کتاب تأکید دارد که این نگاه محدود به درس‌های معارف یا دینی نیست، بلکه در تمام درس‌ها از جمله ریاضی، فیزیک و علوم طبیعی نیز می‌توان لحظه‌هایی را برای تأمل و تذکر معنوی ایجاد کرد.

در مقابل، «یک آمپول‌زن موحد» با بهره‌گیری از استعاره تزریق دارو، به بررسی تأثیر معنویت، عرفان و معارف توحیدی در زندگی روزمره می‌پردازد. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه عملی ساده مانند تزریق می‌تواند وسیله‌ای برای ورود آموزه‌های دینی و ایجاد تحول معنوی در انسان‌ها باشد. شیوه روایت داستان‌گونه و خلاقانه نویسنده، مفاهیم عرفانی را به زبانی قابل فهم و ملموس ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که ارتباط میان علم و معنویت حتی در محیط‌های ساده و روزمره زندگی نیز امکان‌پذیر است. این اثر به مخاطبانی پیشنهاد می‌شود که به دنبال یافتن ارتباط عمیق‌تر میان معارف دینی و زندگی عملی خود هستند و می‌خواهند تجربه‌ای ملموس از آموزه‌های معنوی داشته باشند.

با توجه به اهمیت این موضوعات و نگاه نوآورانه حجت‌الاسلام علی اصغر علوی به پیوند میان آموزش علمی و تربیت دینی، با او به گفت‌وگو پرداختیم تا درباره فلسفه و تجربه‌های عملی این دو اثر بیشتر بشنویم.

*ایده اصلی شما در پیوند دادن فضای علمیِ خشک مانند اتاق تشریح با معنویت از کجا شکل گرفت؟

این کتاب یک تجربه زیسته در متن طرحی در فضای درس آناتومی و اتاق تشریح شکل گرفت که در مقدمه کتاب بیان شده است. اتاق تشریح، در نگاه اول، انتهای مادیت و بن‌بست حیات به نظر می‌رسد. اما وقتی با نگاه توحیدی به پیکر انسان می‌نگریم، هر رگ، هر عصب و هر لایه از بافت، نه یک جزئی از ماشین، بلکه «آیتی» از پروردگار است.

ایده اصلی این بود که نشان دهیم معنویت در پستوهای انزوا نیست، بلکه درست در میانه دقیق‌ترین بررسی‌های بیولوژیک، خدا از هر زمان دیگری به ما نزدیک‌تر است. در واقع، جسد در اتاق تشریح، معلم خاموشِ توحید و معاد است.

وقتی یک دانشجو یا متخصص در اتاق تشریح با پیچیدگی‌های شگفت‌انگیز بدن روبرو می‌شود، دو راه پیش رو دارد: یا نگاهش در سطح «ماده» و ابزار باقی بماند، یا از نظم دقیق حاکم بر سلول‌ها و بافت‌ها به «ناظم» برسد. ایده من این بود که اتاق تشریح برخلاف ظاهر سرد و خشکش، می‌تواند «محراب عبادت» باشد. تفکر در خلقت (سیر در آفاق و انفس) در اینجا به اوج می‌رسد؛ جایی که پرده از اسرار حیات برداشته می‌شود و انسان در فقر مطلق خود در برابر عظمت خالق قرار می‌گیرد. انتخاب دو راهی «غفلت» یا «توجه و ذکر» در درس آناتومی بسیار پررنگ است.

درباره کتاب «یک آمپول زن موحد» هم چنین بود؛ انتخاب این بستر برای این بود که بگوییم مقدس‌ترین لحظات زندگی، لزوماً در سجاده نیست، بلکه می‌تواند در لحظه کاهش درد یک انسان و در اوج فروتنی خدمت‌رسانی رقم بخورد.

*چرا فضای «اتاق تزریقات» را به عنوان بستر روایت انتخاب کردید؟ این محیط چه ویژگی نمادینی دارد؟

این کتاب در نگاه اول، درباره یک تکنیسین ساده است، اما در نگاه توحیدی، او واسطه فیض الهی برای تسکین درد یک بنده است. انتخاب این فضا برای این بود که بگویم معنویت در صومعه و گوشه‌نشینی محصور نیست؛ بلکه در بطن روزمره‌ترین و حتی گاهی ناخوشایندترین لحظات خدمت به خلق، خدا حضور دارد. مصداق همان جمله که می‌گوید: چشم‌ها را باید شست. جور دیگر باید دید.

*در کتاب تأکید می‌کنید که حتی یک عمل ساده مانند تزریق می‌تواند زمینه‌ساز تحول معنوی باشد. این تحول چگونه آغاز می‌شود؛ از نیت فرد یا از مواجهه با دیگری؟

نیت موحدانه، به عمل ساده آمپول زدن، «جهت» و «معنا» می‌دهد و آن را از یک عادت شغلی به یک «عبادت» تبدیل می‌کند. وقتی درمانگر در چهره بیمار، آیتی از حق را می‌بیند، شفقت متولد می‌شود. تحول زمانی رخ می‌دهد که من، ابزار دست شافی حقیقی (خداوند) می‌شوم تا درد را از جانِ بنده او بزدایم.

*شما تأکید می‌کنید که حتی در درس‌هایی مانند فیزیک و ریاضی هم می‌توان تفکر دینی را وارد کرد. این ورود باید در سطح محتوا باشد یا در سطح نگاه و تفسیر استاد؟

در درجه اول اهمیت با «نگاه و تفسیر» است. در یک تقریر، علم، وقتی در ظرف جهان‌بینی توحیدی قرار بگیرد، دینی می‌شود. اگر استاد، فیزیک را تبیین «قوانین الهی در طبیعت» بداند، دانشجو به جای برخورد با فرمول‌های خشک، با تدبیر ربوبی روبه‌رو می‌شود. البته این به معنای نفی تحول در محتوا نیست؛ اما تحول حقیقی از «تغییر عینک» استاد آغاز می‌شود. علم دینی یعنی دیدن «وحدت» در عین «کثرت» فرمول‌ها. اگر استاد بتواند نشان دهد که قانون علیت در فیزیک یا نظم در ریاضیات، همان تجلی اراده حکیمانه پروردگار است، دانشجو از علم به معلوم (خدا) می‌رسد. فیزیک، توصیف «چگونگی» فعل خداست و الهیات، تبیین «چرایی» آن.

*آیا مخاطب این کتاب را بیشتر فعالان حوزه درمان می‌دانید یا عموم علاقه‌مندان به معنویت؟

اگرچه زبان و بستر مثال‌ها در فضای علوم پزشکی و درمانی (اتاق تشریح و تزریقات) است، اما مخاطب نهایی، هر انسانی است که به دنبال «معناداری در روزمرگی» می‌گردد. پزشکان و پرستاران مخاطبِ خاص و خط مقدم این نگاه هستند، اما پیام اصلی کتاب برای هر کسی است که می‌خواهد شغل و تخصص خود را به پلی برای رسیدن به معنویت تبدیل کند؛ چه آن فرد مهندس باشد، چه خانه‌دار و چه هنرمند. هر کسی که در شغل خود (از مهندسی تا کشاورزی) به دنبال معنا می‌گردد، مخاطب این کتاب است تا بیاموزد چگونه می‌توان «موحدانه» زیست و کار کرد. مخاطب اصلی هر «جوینده حقیقت» است. البته دانشجویان و کادر درمان به دلیل قرابت حرفه‌ای، ارتباط عمیق‌تری با جزئیات می‌گیرند، اما پیام اصلی کتاب یعنی «یافتن خدا در قلب تخصص»، یک پیام عمومی است.

در نهایت، «با خدا در اتاق تشریح» می‌خواهد چه تغییری در ذهنیت دانشجوی علوم پزشکی و مخاطبان ایجاد کند؟

هدف این است که دانشجوی ما از «تکنیسین بدن» به «حکیمِ جان» ارتقا یابد. هدف حرکت از «پزشک بدن» به «طبیبِ انسان» است. می‌خواهیم این ذهنیت ایجاد شود که جسد روی تخت، فقط یک «مورد آموزشی» (Case) نیست، بلکه راوی قصه خلقت است. این کتاب می‌خواهد سد میان «آزمایشگاه» و «نیایشگاه» را بشکند تا دانشجو وقتی دستکش به دست می‌کند و تیغ جراحی برمی‌دارد، لرزش مقدس حضور خدا را حس کند و بداند که در محضر عظمت اوست. هدف، تبدیل «دانشجوی پزشکی» به «پزشک دانش‌جو» (جوینده حقیقت) است.

اتاق تشریح می‌تواند محراب عبادت باشد 2
اتاق تشریح می‌تواند محراب عبادت باشد 3