امروز با فاضل نظری: کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم / در فکر چراغی است که از من برباید
تعریف تو از عَقل همان بود که باید عَقلی که نمیخواست سر عَقل بیاید یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی آهی که از آیینه غباری بزداید از گریه بر خویشتن و خنده دشمن جانکاهتر، آهی است که از دوست برآید کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم در فکر چراغی است که از من بِرُباید با آن که مرا از دل خود راند، بگویید ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید
تماشاخانهببینید | درخت کریسمس هم گران شد
سد فینسک را وزارت نیرو هم گردن نمی گیرد / نارضایتی مردمی از ساخت فینسک (فیلم)
فیلم های دیگر کانال عصر ایران در تلگرام