تهران، کاراکاس نیست
شبکه الجزیره در تحلیلی صریح درباره سیاستهای ایالات متحده در قبال ایران مینویسد:
«Tehran is no Caracas. The Islamic Republic stands on solid ground.»
الجزیره در ادامه توضیح میدهد که الگوی مورد علاقه دونالد ترامپ برای تغییر رژیم، که پیشتر در ونزوئلا دنبال شد، در ایران قابل تکرار نیست (هرچند تغییر رژیم در ونزوئلا هم اتفاق نیفتاد). این گزارش تأکید دارد که جمهوری اسلامی، حتی در مواجهه با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی همزمان، از انسجام نهادی، عمق امنیتی و ظرفیتهای حکمرانی برخوردار است که آن را از الگوهای آمریکای لاتین متمایز میکند. به روایت الجزیره، تصور فروپاشی سریع در ایران، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد، حاصل خطای محاسباتی است.
در این فضا، مقایسه تهران با کاراکاس بیش از آن که تحلیلی باشد، سادهسازی سیاسی است. جمهوری اسلامی صرفاً حکومتی مستقر بر سطح زمین نیست. بخش مهمی از قدرت آن در زیرساختهای زیرزمینی، سازههای پدافندی، شهرهای موشکی و شبکههای پیچیده لجستیکی تعریف میشود (به بیان ایرانی، نصف آن زیرِ زمین است). توسعه توان پهپادی، ظرفیت بالستیک و مهندسی بقا در شرایط فشار ممتد، ایران را به نمونهای ممتاز و متمایز در میان دولتهای تحت تحریم بدل کرده است؛ الگویی که حتی دشمنانش ناچار به مطالعه و بازخوانی آن شدهاند.
نه جامعه ایران بافت اجتماعی ونزوئلا را دارد، نه تاریخ مواجهه آن با مداخله خارجی مشابه است و نه ساخت قدرتش به سیاست خیابانی و نمایشپذیر فروکاسته میشود. آنچه در کاراکاس رخ داد، محصول شرایط خاص سیاسی، اقتصادی و منطقهای بود که قابلیت تعمیم به تهران را ندارد.
ترامپ این تفاوت را بهخوبی میداند. او میداند در جایگاه رئیسجمهور چهلوهفتم ایالات متحده قرار دارد، نه در موقعیت کارگردان یک پروژه نمایشی. تجربه پیشین او از تقابل با ایران نشان داده است که این پرونده با نسخههای آماده و سناریوهای تکرارشده پیش نمیرود.
یکی از نشانههای نمادین اما معنادار این واقعیت، نسبت ایران با هالیوود است. پس از انقلاب اسلامی، هیچ فیلم هالیوودی اجازه نیافته حتی یک سکانس در خاک ایران فیلمبرداری کند. تمام بازنماییهای سینمایی از ایران، در کشورهای دیگر و با لوکیشنهای جایگزین ساخته شدهاند. این موضوع صرفاً یک امر فرهنگی نیست، بلکه بازتابی از نوع مواجهه حاکمیت با نفوذ، تصویرسازی و صحنهپردازی قدرت است.
تهران لوکیشن نیست، بلکه متن است؛ متنی که نمیتوان آن را با فیلمنامههای کاراکاس یا تجربههای آمریکای لاتین خواند. اصرار بر این قیاس، یا ناشی از ناتوانی در فهم واقعیت ایران است یا تلاشی آگاهانه برای تحریف آن.
واقعیت فریاد میزند. پس از انقلاب اسلامی، یعنی بیش از چهار دهه است که هالیوود حتی یک قاب در ایران نساخته و این خود نشانهای از ماهیت قدرتی است که با تصویر، فشار رسانهای و نمایش سیاسی فرو نمیریزد. روندی که نه اتفاقی است و نه موقتی، و این روند ادامه خواهد داشت. و کرکس های آمریکایی میدانند تهران کاراکاس نیست.