حل ناترازی انرژی نیازمند بسته جامع اصلاحی است، نه آزادسازی قیمتی
یک کارشناس انرژی گفت: با تأکید بر لزوم ارائه بسته جامع برای حل ناترازی انرژی، آزادسازی ناگهانی قیمتها را راهکاری ناکارآمد و بحرانزا عنوان کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، میرسامان پیشوایی، کارشناس ارشد حوزه انرژی، با اشاره به ناترازی جدی گاز و برق در کشور، تأکید کرد که حل این بحران نیازمند یک بسته جامع اصلاحی است و تکبعدیهایی مانند آزادسازی ناگهانی قیمت نه تنها مؤثر نیست، بلکه میتواند مشکلات جدیدی ایجاد کند. وی با بیان اینکه قیمتهای پایین انرژی یکی از علل ناترازی است، اما تنها علت نیست، بر لزوم توجه همزمان به بهینهسازی تجهیزات، گسترش فناوریهای نوین و اصلاح تدریجی قیمت با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور تأکید کرد. پیشوایی همچنین کاهش وابستگی برق به گاز از طریق تنوعبخشی به سبد انرژی را به عنوان راهکاری کلیدی برای افزایش پایداری شبکه انرژی مطرح کرد.
پیشوایی با اشاره به ناترازی گاز و برق در کشور، اظهار داشت: «ما در کشور با معضل شکاف بین تقاضا و عرضه در حوزه انرژی مواجه هستیم که شامل گاز، برق و بنزین میشود و این معضل قابل انکار نیست. یکی از دلایل اصلی آن، قیمتگذاری نامتناسب است؛ به این معنا که ارزش جهانی این حاملهای انرژی با قیمت عرضهشده در ایران تفاوت فاحشی دارد. این اختلاف قیمت، تقاضا را از دو جهت افزایش میدهد: نخست اینکه امکان تبدیل انرژی به کالاهای دیگر و فروش آن با سود وجود دارد و دوم اینکه در برخی موارد مانند بنزین، این موضوع به قاچاق منجر میشود. بنابراین، ناترازی واقعیتی انکارناپذیر است که فشار سنگینی بر کشور تحمیل میکند و یکی از عوامل آن قیمتگذاری است. برای حل این مسئله، باید نگاهی جامع داشت و نمیتوان تنها بر یک عامل تمرکز کرد. مجموعه علل را باید بررسی کنیم؛ هم عواملی که میتوانند تقاضا را کاهش دهند و هم عواملی که میتوانند عرضه را افزایش دهند. قیمت یکی از این عوامل است، اما موارد دیگری مانند بهینهسازی مصرف نیز اهمیت دارند. به عنوان مثال، در بخش گاز که مصرف در زمستان به اوج میرسد، باید پرسید که بخاریهای موجود چه استانداردی دارند و آیا این استانداردها مناسب هستند؟ متأسفانه اکثر این تجهیزات مصرف بالایی دارند و بهینهسازی در این زمینه یا انجام نشده یا بسیار محدود بوده است. برای اینکه ابعاد این موضوع روشنتر شود، بد نیست به این عدد اشاره کنم که ما در اوج مصرف زمستانی حدود 750 تا 800 میلیون متر مکعب گاز در روز مصرف میکنیم؛ رقمی که بیش از دو برابر کل صادرات گاز روسیه به اروپا در اوج صادرات است. بنابراین، برای حل ناترازی باید یک بسته جامع ارائه شود و اگر تنها به یک عامل توجه کنیم، به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید.»
پیشوایی با تأکید بر ضرورت اصلاح قیمت انرژی، به شرایط زمانی و مکانی آن اشاره کرد و گفت: «برای اصلاح سیاستهای قیمتی، باید به چند نکته توجه داشت. نخست، ظرف زمانی و مکانی اجرای این اصلاح بسیار حائز اهمیت است؛ یعنی باید در نظر گرفت که در چه زمانی این کار انجام میشود و شرایط اقتصادی کلان، سیاسی و اجتماعی کشور چگونه است. گاهی ممکن است تصمیمی با نیتهای خوب گرفته شود، اما به دلیل بیتوجهی به این شرایط، نه تنها اصلاح مورد نظر بیاثر میشود، بلکه مشکلات جدیدی نیز ایجاد میکند. بنابراین، انتخاب زمان و مکان مناسب برای اصلاح قیمت ضروری است. نکته دوم، میزان یا دوز اصلاح است. در مباحث مدیریت تغییر همواره تأکید میشود که میزان تغییر باید متناسب با ظرفیت تحمل سیستم باشد. برای روشنتر شدن موضوع، مثالی میزنم: فرض کنید بیماری به اورژانس منتقل شده است که دست و پا و سرش شکسته است. هیچ پزشکی او را بلافاصله به اتاق عمل نمیبرد تا همه اعمال جراحی را یکجا انجام دهد، زیرا میداند که بیمار چنین توانی را ندارد و زیر عمل جراحی جان خود را از دست میدهد. پزشک ابتدا اولویتبندی میکند و مثلاً آسیبهای حیاتیتر مانند پارگی ریه را ابتدا درمان میکند و عملهای دیگر را به مراحل بعدی موکول میکند. در سیستمهای بزرگ مانند جامعه نیز میزان تغییر قابلاجرا در یک زمان محدود است. بنابراین، برای اصلاح قیمت نیز باید دوزی متناسب با شرایط انتخاب کنیم. دستیابی به قیمت جهانی یا قیمت بهینه ممکن است در یک گام ممکن نباشد و لازم باشد این کار بهتدریج انجام شود. تدریجی بودن اصلاح قیمت باید همراه با اجرای سایر سیاستهای بستر باشد؛ یعنی همزمان با نزدیک شدن قیمت به سطح بهینه، باید فناوریهای بهینهسازی مانند بخاریهای کممصرف نیز در دسترس مصرفکنندگان قرار گیرد. این رویکرد ترکیبی، به اصلاح مؤثر منجر میشود، در غیر این صورت، ممکن است سیاست مورد نظر نتیجه عکس داشته باشد و نه تنها مفید نباشد، بلکه مشکلات جدیدی را نیز ایجاد کند.»
پیشوایی گفت: «نکته سومی که باید به آن توجه کرد، بعد روانی این موضوع است. فارغ از تأثیر مستقیم و غیرمستقیم، زمانی که خبر افزایش قیمت انرژی در فضای اجتماعی منتشر میشود، چه پیامی را منتقل میکند؟ حقیقت این است که در ماههای اخیر، تورم بالایی را تجربه کردهایم؛ به طوری که در بخش مواد غذایی تقریباً 100 درصد تورم داشتیم و در سایر اقلام نیز تورمهای 60 تا 100 درصدی را شاهد بودهایم. بنابراین، به نظر میرسد زمان مناسبی برای افزایش قیمت انرژی نیست و این اقدام میتواند به نوعی دمیدن در آتش تورم تلقی شود. اگر قرار است اصلاح قیمتی انجام شود، باید با هوشمندی بسیار صورت گیرد و ترجیحاً مشترکینی را هدف قرار دهد که مصرفی بالاتر از الگوی استاندارد دارند، بدون اینکه به دهک خاصی اشاره کنیم. همچنین، اگر قرار است به دهکهای ضعیف کمک شود، بهتر است این کمک به صورت یارانه مستقیم پرداخت شود و مشترکینی که بیش از میانگین یا دو برابر میانگین مصرف دارند، بیشتر در این اصلاح سهیم شوند. این رویکرد، علاوه بر اصلاح رفتار پرمصرفها، میتواند حمایت اجتماعی را نیز به همراه داشته باشد، زیرا مردم میپذیرند که افزایش قیمت برای کسانی است که مصرف مسئولانه ندارند و این موضوع میتواند به ایجاد یک اجماع اجتماعی کمک کند.»
پیشوایی در ادامه با اشاره به وابستگی برق به گاز در کشور، گفت: «ما یک وابستگی جدی بین برق و گاز در کشور داریم؛ زیرا تعداد زیادی از نیروگاههای کشور که برق تولید میکنند، نیروگاههای حرارتی هستند و به گاز وابستهاند. عملاً کمبود گاز، قیمت گاز و شرایط آن، صنعت برق را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. این وابستگی، خود یک تهدید برای کشور محسوب میشود و باید سیاستهای اصلاحی برای کاهش آن دنبال شود. خوشبختانه در یک سال گذشته، حرکتهای خوبی در این زمینه آغاز شده است. به عنوان مثال، گسترش نیروگاههای خورشیدی که نیاز به سوخت ندارند، یکی از این اقدامات است. تاکنون حدود 1,203 مگاوات نیروگاه خورشیدی به شبکه متصل شده است که کمک شایانی به کاهش وابستگی به گاز میکند. در افق بلندمدت، ما به دنبال تنوعبخشی به منابع تولید انرژی و افزایش پایداری شبکه هستیم. اگر بتوانیم سهم نیروگاههای حرارتی را که در گذشته حدود 85 درصد بوده، کاهش دهیم و به حدود 50 درصد برسانیم، آسیبپذیری شبکه بهویژه در شرایط خاص کنونی کاهش مییابد. این تنوعبخشی، گزینههای بیشتری را در اختیار مصرفکنندگان قرار میدهد و رقابتی ایجاد میکند که هم برای مصرفکننده و هم برای تولیدکننده سودآور خواهد بود. بنابراین، تحلیل جداگانه مسائل گاز و برق در شرایط فعلی چندان مفید نیست و باید این دو را در کنار هم و با نگاه به یک سبد انرژی متوازن بررسی کنیم. این سبد انرژی مطلوب، هم بهرهوری بالاتری خواهد داشت و هم در مقابله با تهدیدات، مقاومتر است. این رویکرد، حلقه گمشده اکوسیستم انرژی کشور است که باید در زمان مناسب به آن پرداخته شود تا بتوانیم انرژی پایدار، ایمن و با قیمت مناسب را برای مصرفکنندگان مختلف فراهم کنیم.»