خروج؛ حاتمی کیا و اعتراضات درون گفتمانی
خروج میکوشد تا با زبان تصویر و جذابیتهای بصری و البته کنایههای تلخ و گزنده، گفتمانی را برای برخی گوشها و چشمهای بسته در بدنه مدیریتی کشور احیا کند که مردم در چهار دهه پیش، تحت زعامت علمای دین خود، پایهگذارش بودند
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ابقا و استمرار هر نظام مستلزم تحلیل و بررسی، خود انتقادی و سپس اصلاح و بهینهسازی راهبردها و روشها در عرصههای مختلف است. بنا به نظریات و دیدگاههای متعدد در حوزه علوم انسانی، آنچه موجب بسط و ماندگاری گفتمانها در بین اقشار مردم جامعه میشود، اهتمام جدی به نظرات آنان بوده و میزان رضایت مخاطبان و ترمیم ساختارهای سازمانی و تشکیلاتی مرتبط، مهمترین عنصر برای حفظ و گسترش ارزشها، هنجارها و مفاهیم برگرفته از آن گفتمان است.
فیلم سینمایی خروج ساخته ابراهیم حاتمیکیا که آثاری خاص چون آژانس شیشهای، بادیگارد، از کرخه تا راین، بهرنگ ارغوان، گزارش یک جشن، موج مرده، ارتفاع پست و... را در پرونده سینمایی خود دارد مصداقی بارز و روشن از همان دسته اعتراضات درون گفتمانی تلقی میشود که گرچه در ظاهر امر سرسختی و صراحت در کلام و رفتار را همراه دارد، اما با خود انتقادی و البته با نگاهی مصلحانه درصدد احقاق حق خود و بهبود بدنه گفتمانی است که خود در ذیل آن رشد کرده است؛ گفتمانی بهنام گفتمان انقلاب اسلامی. بیتردید فیلم به لحاظ فرم و ساختار از ضعفهای مرسوم در عرصه فیلمسازی برخوردار است که در این نوشتار کوتاه مجال پرداختن به آن نیست، اما آنچه که بهانه این یادداشت شده است وفاداری کارگردان و سرمایهگذاران فیلم در تلاش برای رشد محتوایی گفتمان انقلاب بعد از عبور از فراز و نشیبهای بسیار در طول 40 سال گذشته است. گرچه برخی آگاهانه و ناآگاهانه، سال گذشته ازهمان روزهای نخست اکران خروج در جشنواره فیلم فجر، درصدد تقابل فیلم با سیاستها و عملکرد دولت دوازدهم بودهاند، اما نگارنده موضوع فیلم را همچون سایر آثار این فیلمساز فراتر از اعتراض به برخی کاستیها و نقصانهای موجود در دولت فعلی ارزیابی میکند و آن را در نگاهی عمیقتر تلنگری به حاکمیت و فضای حاکم بر روابط بین مردم پایین دست و اتفاقا پرتلاش و انقلابی با قشری متفاوت به نام «مسؤولان» و «مدیران» میداند که متاسفانه رفتار بخش عمدهای از آنان در دولتهای مختلف روز به روز دیوار مستحکم گفتمان انقلاب را متزلزل ساخته است. خروج میکوشد تا با زبان تصویر و جذابیتهای بصری و البته کنایههای تلخ و گزنده، گفتمانی را برای برخی گوشها و چشمهای بسته در بدنه مدیریتی کشور احیا کند که مردم در چهار دهه پیش، تحت زعامت علمای دین خود، پایهگذارش بودند و این روزها به واسطه فشارهای اقتصادی و معیشتی و حتی سیاسی و اجتماعی و بنا به تجربه حوادث ناگوار آبانماه گذشته، چندان تمایلی برای رعایت قواعد خودانتقادی و درون گفتمانی ندارند! سینما در ساحت یک رسانه ابزاری برای انتقال دردهای جامعه به کسانی ست که مدعی درمان آن هستند و حاتمیکیا چه بسیار دغدغهمندانه در ترسیم آلام قشری کمتوقع ولی عدالتخواه هنرش را به منصه ظهور گذاشته است. این خود ناشی از مسؤولیت اجتماعی هنرمند است که هم در عرصه تولید با مخاطب همراه میشود و هم در عرصه توزیع و نمایش که طی روزهای اخیر در اکران اینترنتی شاهدش بودیم. گفتمان انقلاب، سازندگان خروج و بسیاری دیگر از فیلمهای همسو و همتراز با خروج را بهگونهای پرورش داده است که در زمان مقتضی به دفاع از این چارچوب مهم فکری در عرصه ملی و جهانی برخیزند و در صورت نیاز، صورتهای زخم خورده و بدنهای رنجور مردم از بیتدبیری و کاهلی برخی متولیان را نیز بر پرده سینما ظاهر سازند تا این گفتمان با همان مفاهیم ارزشمند و الهی خود منزه و آراسته از هرگونه پلشتی برای نسلهای بعدی باقی بماند. آخرین ساخته حاتمیکیا را باید از نگاه یکایرانی مسلمان امیدوار به آینده این سرزمین تماشا کرد و افزایش ظرفیت انتقادپذیری حاکمان و دولتمردان و توجه و حمایت بیشتر آنان به این گونه آثار را از خداوند منان طلبکرد.
منبع: جام جم