شنبه 8 آذر 1404

دعای طلب باران از امام علی (ع)

وب‌گاه مشرق نیوز مشاهده در مرجع
دعای طلب باران از امام علی (ع)

دعای باران زمانی خوانده می‌شود که انسان در برابر پدیده‌های طبیعی مانند خشکسالی که بقای زندگی بر آن وابسته است، احساس درماندگی می‌کند. این عمل نمادی از پناه بردن دل‌ها به خداوند در برابر سختی‌هاست.

به گزارش مشرق، دعای باران در منابع دینی، به ویژه در اسلام، فراتر از یک درخواست صرف برای نزول نعمت آب است؛ بلکه تجلی‌گاه عالی‌ترین مراتب بندگی، اعتراف به نیاز مطلق مخلوق به خالق، و تجدید عهد بندگی است. این دعا زمانی خوانده می‌شود که انسان در برابر پدیده‌های طبیعی مانند خشکسالی که بقای زندگی بر آن وابسته است، احساس درماندگی می‌کند.

این عمل نمادی از پناه بردن دل‌ها به خداوند در برابر سختی‌هاست. قرآن کریم نیز بر این معنا تأکید دارد، چنانچه می‌فرماید: «وَ هُوَ الَذِی یُنَزِلُ الغَیثَ مِن بَعدِ مَا قَنَطُوا وَیَنشُرُ رَحمَتَهُ وَهُوَ الوَلِیُ الحَمِیدُ؛ و اوست که باران را پس از آنکه مردم از آمدنش نومید شدند، نازل می‌کند و رحمتش را می‌گستراند...» (سوره شوری، آیه 28). این آیات نشان می‌دهند که نزول رحمت الهی پس از ناامیدی، نمادی از قدرت مطلق خداوند و امیدبخشی او به بندگان است، و دعای باران، ابراز این امیدواری و ایمان به این قدرت مطلق است.

علاوه بر جنبه معنوی و اعتقادی، دعای باران در سیره ائمه اطهار جایگاه ویژه‌ای دارد. نمونه‌های تاریخی متعددی وجود دارد که امامان معصومهمچون امیرالمؤمنین و امام رضا علیهما السلام در هنگام خشکسالی، مردم را به دعا فراخوانده یا خودشان با حالتی خاشعانه دست به دعا برمی‌داشتند. این اعمال نشان‌دهنده این است که دعا در این شرایط نه تنها یک سنت مستحب، بلکه یک اقدام اساسی برای برطرف کردن گرفتاری‌های مادی و معنوی مردم محسوب می‌شده است.

در ادامه، دعایی از امیر مؤمنان علیه‌السلام درباره «طلب باران» را می‌خوانیم:

و من خطبه له علیه السلام فی الاستسقاء: اللَهُمَ قَدِ انصَاحَت جِبَالُنَا وَ اغبَرَت أَرضُنَا وَ هَامَت دَوَابُنَا وَ تَحَیَرَت فِی مَرَابِضِهَا وَ عَجَت عَجِیجَ الثَکَالَی عَلَی أَولَادِهَا وَ مَلَتِ التَرَدُدَ فِی مَرَاتِعِهَا وَ الحَنِینَ اِلَی مَوَارِدِهَا، اللَهُمَ فَارحَم أَنِینَ الآنَهِ وَ حَنِینَ الحَانَهِ، اللَهُمَ فَارحَم حَیرَتَهَا فِی مَذَاهِبِهَا وَ أَنِینَهَا فِی مَوَالِجِهَا.

«خداوندا؛ کوه‌های ما فروریخته‌اند و زمین ما غبارآلود شده و چهارپایان ما سرگردان گشته و در جایگاه‌های خود متحیر مانده‌اند و به ناله‌ی مادرانی که بر فرزندانشان می‌نالند، فریاد برآورده‌اند و از رفت و آمد در چراگاه‌هایشان و اشتیاق به آبشخورهایشان خسته شده‌اند. خداوندا؛ بر ناله نالان و ناله‌ی مشتاق (حیوانات) رحم فرما. خداوندا؛ بر سرگشتگی‌شان در راه‌ها و ناله‌شان در راه‌های ورودشان رحم فرما.

اللَهُمَ خَرَجنَا اِلَیکَ حِینَ اعتَکَرَت عَلَینَا حَدَابِیرُ السِنِینَ وَ أَخلَفَتنَا مَخَایِلُ الجُودِ، فَکُنتَ الرَجَاءَ لِلمُبتَئِسِ وَ البَلَاغَ لِلمُلتَمِسِ، نَدعُوکَ حِینَ قَنَطَ الأَنَامُ وَ مُنِعَ الغَمَامُ وَ هَلَکَ السَوَامُ أَلَا تُؤَاخِذَنَا بِأَعمَالِنَا وَ لَا تَأخُذَنَا بِذُنُوبِنَا، وَ انشُر عَلَینَا رَحمَتَکَ بِالسَحَابِ المُنبَعِقِ وَ الرَبِیعِ المُغدِقِ وَ النَبَاتِ المُونِقِ، سَحاً وَابِلًا تُحیِی بِهِ مَا قَد مَاتَ وَ تَرُدُ بِهِ مَا قَد فَاتَ.

«خداوندا؛ ما به سوی تو خارج شدیم هنگامی که سختی‌های سال‌ها ما را فرا گرفته (و روزگار بر ما تاریک شده) و نشانه‌های جود و بخشش از ما رو برتافته بود. پس تو امید ناامیدان و دسترسی برای جویندگان بودی. ما تو را در زمانی می‌خوانیم که خلایق ناامید شدند، و ابرها از باریدن منع شدند، و چهارپایان (اهل زمین) هلاک شدند؛ [می‌خواهیم] که ما را به خاطر اعمالمان مؤاخذه نکنی و به خاطر گناهانمان مجازات ننمایی. و رحمت خود را با ابرهای بارنده و بهار پر آب و گیاه شاداب بر ما بگستران؛ بارشی سیل‌آسا که به وسیله‌ی آن آنچه مرده است زنده شود و آنچه از دست رفته بازگردد.»

اللَهُمَ سُقیَا مِنکَ مُحیِیَهً مُروِیَهً، تَامَهً عَامَهً، طَیِبَهً مُبَارَکَهً، هَنِیئَهً [مَریِئَهً] مَرِیعَهً، زَاکِیاً نَبتُهَا، ثَامِراً فَرعُهَا، نَاضِراً وَرَقُهَا، تُنعِشُ بِهَا الضَعِیفَ مِن عِبَادِکَ وَ تُحیِی بِهَا المَیِتَ مِن بِلَادِکَ.

«خداوندا؛ سیرابی از جانب خودت [بفرست] که زنده‌کننده، سیراب‌کننده، کامل، فراگیرنده، پاک، پربرکت، گوارا، و زمین‌سازنده باشد؛ که روییدنی‌اش پاکیزه، شاخه‌اش پربار، و برگش تازه و شاداب باشد؛ که با آن ضعیف از بندگانت را نیرو بخشی و سرزمین مرده‌ات را زنده گردانی.

اللَهُمَ سُقیَا مِنکَ تُعشِبُ بِهَا نِجَادُنَا وَ تَجرِی بِهَا وِهَادُنَا وَ یُخصِبُ بِهَا جَنَابُنَا وَ تُقبِلُ بِهَا ثِمَارُنَا وَ تَعِیشُ بِهَا مَوَاشِینَا وَ تَندَی بِهَا أَقَاصِینَا وَ تَستَعِینُ بِهَا ضَوَاحِینَا مِن بَرَکَاتِکَ الوَاسِعَهِ وَ عَطَایَاکَ الجَزِیلَهِ عَلَی بَرِیَتِکَ المُرمِلَهِ وَ وَحشِکَ المُهمَلَهِ؛ وَ أَنزِل عَلَینَا سَمَاءً مُخضِلَهً مِدرَاراً هَاطِلَهً یُدَافِعُ الوَدقُ مِنهَا الوَدقَ وَ یَحفِزُ القَطرُ مِنهَا القَطرَ، غَیرَ خُلَب بَرقُهَا وَ لَا جَهَام عَارِضُهَا وَ لَا قَزَع رَبَابُهَا وَ لَا شَفَان ذِهَابُهَا، حَتَی یُخصِبَ لِاِمرَاعِهَا المُجدِبُونَ وَ یَحیَا بِبَرَکَتِهَا المُسنِتُونَ، فَاِنَکَ تُنزِلُ الغَیثَ مِن بَعدِ ما قَنَطُوا (شورا 28) وَ تَنشُرُ رَحمَتَکَ وَ أَنتَ الوَلِیُ الحَمِیدُ.

«خداوندا؛ سیرابی از جانب خودت [بفرست] که با آن دشت‌های بلندمان سبز شود و دره‌هایمان جاری گردد و کنار خانه‌هایمان آباد شود و میوه‌هایمان روی آورد و چهارپایانمان به وسیله آن زنده بمانند و مناطق دوردستمان تر و تازه شود و مناطق خارج از شهرنشینی‌مان به وسیله آن به یاری آیند، از برکات گسترده و عطاهای فراوانت بر مخلوقات نیازمند و وحوش رها شده‌ات. و بر ما آسمانی را بفرست که پر از آب، ریزنده و درهم کوبنده باشد؛ که بارانش به باران دیگر فشار آورد و قطره‌اش قطره‌ی دیگر را به جلو براند؛ آسمانی که رعدش فریبنده نباشد و ابرش تیره و ترساننده نباشد و ابرهایش پراکنده و کم‌بار نباشد و رفتنش کوتاه نگردد؛ تا آنجا که مردمان قحطی‌زده با سرسبزی آن بهره‌مند گردند و کسانی که سال‌ها از نعمت محروم بوده‌اند، به برکت آن زنده شوند، زیرا تو باران را پس از ناامیدی مردم نازل می‌کنی و رحمتت را می‌گسترانی، و تو مولا و ستوده هستی.» (نهج البلاغه (للصبحی صالح)، ص171 172)