سه‌شنبه 10 شهریور 1405

روایت جنجالی‌ترین موضوع اقتصادی کشور در روز بلوا

خبرگزاری دانشجو مشاهده در مرجع
روایت جنجالی‌ترین موضوع اقتصادی کشور در روز بلوا

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو: فرزانه غلامی تبار ورشکستگی شماری از موسسات مالی و اعتباری در سال 1396 بکب از بی‌سابقه‌ترین بحران‌های بانکی در طی سال‌های اخیر بود که در نهایت نیز به سرانجام مشخصی نرسید و بحث‌ها هنوز در ارتباط با آن ادامه دارد. هزاران نفر از مردم به شکل مستقیم و غیرمستقیم در این ماجرا درگیر بودند و همین اتفاق باعث شد تا این موضوع تبدیل به یکی از مهمترین موضوعات روز...

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو: فرزانه غلامی تبار

ورشکستگی شماری از موسسات مالی و اعتباری در سال 1396 بکب از بی‌سابقه‌ترین بحران‌های بانکی در طی سال‌های اخیر بود که در نهایت نیز به سرانجام مشخصی نرسید و بحث‌ها هنوز در ارتباط با آن ادامه دارد. هزاران نفر از مردم به شکل مستقیم و غیرمستقیم در این ماجرا درگیر بودند و همین اتفاق باعث شد تا این موضوع تبدیل به یکی از مهمترین موضوعات روز جامعه ایرانی شود. موضوعی که البته با وجود اهمیت بالایی که داشت تا همین امسال به چشم بسیاری از سینماگران ایرانی نیامد؛ به ویژه آن که بیشتر از روایت این ماجرا، شاید آنچه که نیاز است تا از طریق رسانه‌ای همچون سینما و در قالب یک درام جذاب و پرکشش به مخاطب ارائه شود؛ چگونگی شکل‌گیری این اتفاق و ریشه‌های آن است. اما تعجبی نیست در سینمایی که معمولا از میان موضوعات روز بیشتر متمایل است تا بر موضوعاتی خاص که دامنه کمی از مردم را به خود درگیر کرده است همچون ماجرای اسیدپاشی یا خیانت در بعضی از خانواده‌های ایرانی دست بگذارد؛ اساسا تمایلی برای پرداختن به مسئله مهمی همچون «بحران اقتصادی ناشی از ورشکستگی موسسات مالی اعتباری» که طیف گسترده‌ای از مردم را به شکل مستقیم و غیرمستقیم درگیر کرده بود، بگذارد.

روزی پر از بلوا

«روز بلوا» که چهارمین فیلم سینمایی بهروز شعیبی پس از «دهلیز»، «سیانور» و «دارکوب» در مقام کارگردان است را می‌توان اولین تجربه جدی سینمای ایران در زمینه پرداختن به مسئله مهم ورشکستگی موسسات مالی اعتباری دانست. ماجرایی مهم که بهروز شعیبی کارگردان جوان اما خوش‌سابقه سینمای ایران دست به روی آن گذاشته است. این فیلم که قرار است در بخش مسابقه سی‌ودومین جشنواره فیلم فجر به رقابت بپردازد؛ استاد دانشگاهی خوشنام و سرشناس به نام «عماد» است؛ عماد که اتفاقات به واسطه حضور در برنامه‌های تلویزیونی تبدیل به یک چهره نام‌آشنا در میان مردم شده است به یک‌باره با گره خوردن زندگی‌اش به ماجرای ورشکستگی موسسات مالی اعتباری درگیر اتهاماتی می‌شود که خود و خانواده‌اش را در موقعیتی پیچیده قرار می‌دهد تا دنیای دوست‌داشتنی و پر از شهرت و محبوبیت «عماد» تبدیل به روزی از پر از بلوا و استرس و آشوب شود!

بازیگری آرام، کارگردانی پر شر و شور!

اساسا بهروز شعیبی نشان داده که هر چه در دنیای بازیگری به تکرار نقش‌هایی کلیشه‌ای علاقمند است یا حداقل کارگردان‌ها بیشتر نقش‌هایی شبیه بهم به او پیشنهاد می‌کنند؛ اتفاقا او در دنیای کارگردانی به شدت انسان تنوع‌طلبی است و هر بار که خود قرار است پشت دوربین قرار بگیرد، دست بر روی یک قصه جذاب و متفاوت و البته تا حدودی ملتهب می‌گذارد. شعیبی از همان ابتدای مسیر کارگردانی‌اش در سینما که به سراغ ساخت «دهلیز» رفت و روایتگر قصه‌ای پیرامون قصاص شد، نشان داد سعی می‌کند دغدغه‌هایی متفاوت از جریان مرسوم سینمای ایران را دنبال کند و اتفاقا در شرایطی که همه سینمای ایران به تولید فیلم‌های علیه قصاص می‌پرداختند؛ بر تمرکز بر مسئله بخش و عفو از این منظر به مسئله فقهی قصاص بپردازد. او در «سیانور» که دومین ساخته سینمایی‌اش بود هم یک بار دیگر دست بر داستانی ملتهب گذاشت و به سراغ روایت قصه‌ای از تاریخ معاصر رفت تا گوشه‌ای از تفکرات انحرافی سازمان منافقین را به تصویر بکشد. قصه‌ای درباره چگونگی پدید آمدن انحراف ایدئولوژیک در این سازمان که با چاشنی عشق و حادثه نیز همراه شده بود. قصه «دارکوب» که سومین اثر سینمای شعیبی بود هم قصه جالب توجهی داشت؛ شعیبی در این اثر دست بر قصه تکراری اعتیاد گذاشت اما این بار سعی کرد از مسئله اعتیاد و حق سرپرستی فرزندان بگوید واز یک منظر انسانی و مادرانه به این موضوع ورود کند. اتفاقا در جشنواره فجر هم مورد توجه قرار گرفت و باعث شد تا «دارکوب» در رشته‌های متعددی نامزد شود و جایزه مهم نقش اول زن سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر را هم از آن خود کند.

غافلگیری بزرگ برای «روز بلوا»

بابک حمیدیان نقش اول «روز بلوا» است؛ نقشی که براساس شنیده‌ها قرار است با یک غافلگیر جالب توجه در پیش چشم مخاطبان ظاهر شود. نقشی متفاوت در کارنامه بابک حمیدیان که احتمالا بسیاری از مخاطبان سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر را هم غافلگیر کند. در کنار آن لیلا زارع، محمد علی‌محمدی، مسعود دلخواه، زکیه بهبهانی، ساغر قناعت، پاشا جمالی و داریوش ارجمند دیگر بازیگرانی هستند که در «روز بلوا» به ایفای نقش پرداخته‌اند. ترکیبی از بازیگران نه چندان گران‌قمیت که نشان می‌دهد احتمالا سازندگان «روز بلوا» تلاش کردند به جای تمرکز بر استفاده از ستار‌ه‌ها، بر روایت قصه‌ای مخاطب‌پسند تمرکز کنند؛ هر چند که هنوز بدون دیدن نسخه نهایی اثر نمی‌توان در ارتباط با میزان موفقیت آن‌ها در این عرصه به شکل قطعی نظر داد. سینمای اجتماعی بالاخره آینه جامعه ایرانی می‌شود؟ نکته حائز اهمیت در ارتباط با «روز بلوا» آن است که این فیلم قرار است برای اولین بار به یکی از موضوعات ملتهب اقتصادی در چند سال اخیر بپردازد؛ موضوعی که اگر به درستی به آن پرداخته شود می‌تواند بابی برای ورود سایر فیلمسازان به این حوزه و زمینه‌ساز علاقمندی سایرین برای پرداختن به این موضوعات شود؛ موضوعاتی که می‌تواند بالاخره سینمای ایران را به شرایطی که باید «آینه جامعه ایرانی باشد»، نزدیک‌تر کند تا شاید سینماگران اجتماعی‌ساز سینمای ایران نیز به این باور برسند که دغدغه مردم و مطالبه آن‌ها از آثاری با مضامین اجتماعی مسائلی عام همچون بحران اقتصادی ناشی از ورشکستگی بانک‌ها و موسسات مالی اعتباری و سایر مجموعه‌های اقتصادی است نه مسائلی فرعی و حاشیه‌ای همچون اسیدپاشی یا مشکلات خروج زنان از کشور بدون اجازه همسر یا مسائلی از این دست! البته یک آفت نیز در کمین این اثر نشسته است که باید آن را آفت تولید اثری ضعیف در این حوزه دانست. چرا که اولین‌ها در هر حوزه‌ای همیشه با مشکلاتی از همین دست روبرو هستند؛ اگر خروجی نهایی «روز بلوا» آن‌گونه که باید نتواند برای کارشناسان و مهم‌تر از آن، برای مردم، جذاب باشد در نهایت نتیجه‌ای جز سخت‌تر شدن مسیر ورود سایر فیلمسازان به عرصه ساخت آثاری انتقادی و اجتماعی از این دست را در پی نخواهد داشت.

روایت جنجالی‌ترین موضوع اقتصادی کشور در روز بلوا 2
روایت جنجالی‌ترین موضوع اقتصادی کشور در روز بلوا 3