رژیم رسانهای ما و نامسئلهسازی «فلسطین»
ما در رسانههایمان نتوانسته ایم این مسئله ساده را نشان دهیم که مردمانی در فلسطین در حال زندگی بودند، گروهی با ادعاهای موهوم و پشتیبانی عینی و نظری قدرتهای بزرگ دنیا، خانههای این مردمان را از چنگشان درآوردند، آنها را کشتند و آواره کردند.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ عجیب است که از شیکاگو تا لندن، از پاریس تا آمستردام، مردم بهصورت واقعاً خودجوش در دفاع از فلسطین و فلسطینیان به خیابانها میآیند و شعار میدهند و حتی در برابر مخالفت شدید دولتهایشان مقاومت میکنند، اما در کشور ما که هزینههای بسیار زیادی هم از جیب مردم خرج مسئله فلسطین میشود، نهفقط گروههای فعال اجتماعی در برابر این مسئله بیتفاوت هستند که بخشی از جامعه که تعدادشان هم کم نیست، اساساً حقی برای مردم فلسطین قائل نیستند.
اولین چیزی که در فهم عرفی ما در خصوص مسئله فلسطین باید اصلاح شود این است که متوجه این موضوع شویم که آنچه در فلسطین اتفاق میافتد، تعارض نیست، تجاوز است. این اتفاقاً دقیقاً مانند این میماند که کسی به خانه ما بیاید، خانه را از دست ما بگیرد، سپس از بیرون بگویند شما با غاصبان تعارض دارید. رسانههای تحت سیطره اسرائیل مسئله را چنان بازنمایی کردهاند که گویی آنچه در کرانه باختری اتفاق میافتد، تعارضی مانند دیگر تعارضهای معمول دنیاست. در واقع ما نتوانسته ایم این مسئله ساده را نشان دهیم که مردمانی در حال زندگی بودند، گروهی با ادعاهای موهوم و پشتیبانی عینی و نظری قدرتهای بزرگ دنیا، خانههای این مردمان را از چنگشان درآوردند، آنها را کشتند و آواره کردند. امروز به تجاوزات پیشین هم رضایت نمیدهند و هر روز سهم بیشتری از آن سرزمین اشغالشده را طلب میکنند.
درست است که از مسائل سیاسی در به وجود آمدن این کژفهمی نمیتوان غافل شد، اما سه گروه رسانهای که رژیم رسانهای مردم ایران را شکل میدهند هم در این انگاره غلط سهم زیادی دارند:
گروه اول، رسانههای جریان اصلی جهانی هستند. ادبیات حاکم بر مسئله فلسطین را لابیهای پرنفوذ صهیونیست، بهخصوص صهیونیستهای مسیحی ساختهاند. رهایی از این پروپاگاندا راحت نیست، چراکه رهایی از بازنمایی جریانهای اصلی رسانهای راحت نیست. بنگاههایی مانند بیبیسی که در میان فارسیزبانان هم مخاطب زیاد دارند، مسئله فلسطین را بهنحوی بازنمایی میکنند که لابیهای صهیونیست میخواهند. دیگر شبکهها که اصول حرفهای بیبیسی را هم نمیخواهند حفظ کنند، بهظاهر حتی، که دیگر تکلیفشان مشخص است.
از سوی دیگر، بزرگترین نهاد رسانهای ایران، یعنی صداوسیما، در شکلدهی فهم واقعی در میان اکثر گروههای جامعه ناتوان بوده است. بخشی از آن به دلیل کار غیرحرفهای رسانهای و کیفیت بسیار پایین محصولات است و بخشی دیگر به دلیل رویکرد کلیای است که بخشی از جامعه به عملکرد صداوسیما دارد و به آنچه از این رسانه پخش میشود، بهکلی توجه نمیکند.
گروه سوم، رسانههای کمقدرتتر، رسانههایی که کموبیش خود را مستقل میدانند، عمدتاً دل در گرو نظریههای دست راستی غربی دارند و زیر سیطره اندیشههای جریان اصلی، مسئله فلسطین را در میان اولویتهای مسائل روز جهانی جای نمیدهند.
مجموع بازنمایی این سه گروه باعث شده که نهفقط عمده مردم ما که حتی روشنفکران هم درکی از مسئله فلسطین نداشته باشند یا دستکم برایشان مسئله نباشد. باید توجه کرد که دفاع از هر اقلیت مورد ظلمی، دفاع از کلیت مقاومت است. بازنمایی واقعی مسئله فلسطین، بازنمایی کلیت یک استیلا در برهنهترین و غیرانسانیترین نوع ممکن امروزی آن است.
علی ورامینی، کارشناس رسانه و مسائل سیاسی
انتهای پیام /