یک‌شنبه 11 مرداد 1405

زبان فارسی در شبه‌قاره هند؛ روایت یک حضور تاریخی و تمدنی

خبرگزاری مهر مشاهده در مرجع
زبان فارسی در شبه‌قاره هند؛ روایت یک حضور تاریخی و تمدنی

فارسی قرن‌ها زبان دیوان، دانش و فرهنگ نخبگان شبه قاره هند بود و اگرچه با سیاست‌های استعماری بریتانیا افول کرد، اما همچنان در حافظه فرهنگی، ادبی و زبانی هند و پاکستان زنده و جاری است.

به گزارش خبرنگار مهر، زبان فارسی در شبه‌قاره هند تنها یک ابزار ارتباطی یا زبان اداریِ موقت نبود، بلکه یکی از مهم‌ترین ارکان شکل‌گیری سنت فرهنگی، ادبی و دیوانی در این منطقه به‌شمار می‌رفت. بررسی تاریخ حضور فارسی در هند، پاکستان و سرزمین‌های پیرامون آن نشان می‌دهد که این زبان، طی نزدیک به یک هزاره، نقشی فراتر از یک زبان دوم یا بیگانه داشته و به بخشی از حافظه فرهنگی و فکری شبه‌قاره تبدیل شده است. از دربارها و دیوان‌های حکومتی گرفته تا خانقاه‌ها، مدارس، محافل ادبی و مراکز تاریخ‌نگاری، فارسی در دوره‌ای طولانی زبان دانش، قدرت، ذوق و ارتباط میان نخبگان بوده است.

نفوذ زبان فارسی در شبه‌قاره از سده‌های نخستین پس از اسلام آغاز شد، اما گسترش سازمان‌یافته و اثرگذار آن را باید از دوره غزنویان به بعد پی گرفت. با فتوحات محمود غزنوی و تثبیت قدرت حکومت‌های مسلمان در بخش‌هایی از هند، زبان فارسی نیز به‌تدریج در ساختارهای اداری و فرهنگی این سرزمین جای باز کرد. این حضور، صرفاً نتیجه اقتدار سیاسی نبود؛ بلکه با مهاجرت گسترده دبیران، منشیان، شاعران، عالمان، صوفیان و اندیشمندان فارسی‌زبان به شبه‌قاره، فارسی به زبانی زنده و پویا در عرصه‌های مختلف تبدیل شد. همین گروه‌های مهاجر و نیز نخبگان بومیِ فارسی‌آموز، به‌مرور شبکه‌ای از مناسبات فرهنگی را پدید آوردند که فارسی را در جایگاه زبان ممتاز قرار داد.

زبان فارسی در هند، زبانِ مشارکت در قدرت و فرهنگ

در سده‌های بعد، به‌ویژه در دوران سلطنت‌های مسلمان دهلی، این روند شتاب بیشتری گرفت. فارسی در این دوره نه‌تنها زبان رسمی دیوان‌ها و مکاتبات حکومتی شد، بلکه در ثبت اسناد، صدور فرمان‌ها، تنظیم مکاتبات سیاسی، نگارش وقایع‌نامه‌ها و حتی آموزش علوم انسانی و دینی نیز کاربرد وسیع یافت. چنین جایگاهی سبب شد که فارسی در شبه‌قاره صرفاً زبان گروهی مهاجر تلقی نشود، بلکه به زبانِ مشارکت در قدرت و فرهنگ تبدیل شود. بسیاری از خانواده‌های اهل علم و سیاست در هند، برای حضور در ساختار اداری و فرهنگی، آموزش فارسی را ضروری می‌دانستند.

اوج شکوفایی زبان فارسی در شبه‌قاره را باید در دوره گورکانیان جست‌وجو کرد؛ دورانی که فارسی به‌معنای واقعی کلمه، زبان رسمی و فرهنگی یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان اسلام شد. در این دوره، دربار گورکانی نه‌فقط پشتیبان فارسی، بلکه یکی از مهم‌ترین مراکز تولید و گسترش آثار فارسی در جهان بود. پادشاهان گورکانی ملکه هایی از ایران را به همسری می‌گرفتند تا زبان مادر ولیعهدهایشان فارسی باشد. این پادشاهان به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی توجه ویژه داشتند و این توجه، به رونق کم‌سابقه‌ای در شعر، تاریخ‌نگاری، تذکره‌نویسی، ترجمه و تألیف انجامید. بسیاری از متون مهم تاریخی، دیوانی و ادبی این دوره به فارسی نوشته شد و کتابخانه‌ها و مراکز علمی متعددی در شهرهایی چون دهلی، لاهور، آگرا و حیدرآباد شکل گرفت.

نقش زبان فارسی در هند، از خلاقیت ادبی، تاریخ نگاری و تذکره نویسی، مکاتبات دیوانی و متون عرفانی

نقش فارسی در ادبیات شبه‌قاره بسیار برجسته است. این زبان در هند تنها زبان حکومت نبود، بلکه بستری برای آفرینش ادبیِ مستقل و خلاق نیز به‌شمار می‌رفت. ظهور شاعرانی چون امیرخسرو دهلوی، عبدالرحمن بیدل، غنی کشمیری و ده‌ها شاعر و نویسنده دیگر، نشان می‌دهد که شبه‌قاره نه مصرف‌کننده صرفِ ادب فارسی، بلکه یکی از مراکز مهم تولید آن بوده است. در همین بستر، آنچه بعدها به «سبک هندی» شهرت یافت، در شعر فارسی بالید و به یکی از شاخص‌ترین جریان‌های تاریخ ادبیات فارسی تبدیل شد. سبک هندی با ظرافت‌های معنایی، مضمون‌آفرینی‌های پیچیده و تصویرسازی‌های بدیع، نشان داد که فارسی در هند به مرحله‌ای از بلوغ رسیده بود که می‌توانست افق‌های تازه‌ای در بیان ادبی بگشاید.

افزون بر شعر، فارسی در حوزه تاریخ‌نگاری، تذکره‌نویسی، اندیشه دینی و تصوف نیز جایگاهی ممتاز داشت. بسیاری از آثار مهم مربوط به تاریخ حکومت‌ها، شرح احوال عالمان و صوفیان، و نیز متون تعلیمی و اخلاقی در شبه‌قاره به فارسی نوشته شده‌اند. این حجم عظیم از آثار، امروز یکی از مهم‌ترین منابع شناخت تاریخ اجتماعی، سیاسی و فکری هند اسلامی به‌شمار می‌رود. همچنین شمار فراوان نسخه‌های خطی فارسی که در کتابخانه‌های هند، پاکستان و دیگر کشورها نگهداری می‌شود، نشان‌دهنده عمق و گستره این میراث است. بسیاری از این نسخه‌ها هنوز به‌طور کامل معرفی، تصحیح یا منتشر نشده‌اند و از این جهت، شبه‌قاره همچنان یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های میراث مکتوب فارسی به‌شمار می‌رود.

تأثیر زبان فارسی در شبه‌قاره تنها به متون و دیوان‌ها محدود نماند، بلکه در زبان‌های محلی نیز ردپایی عمیق بر جا گذاشت. زبان اردو، که در بستر تماس میان فارسی، عربی، ترکی و زبان‌های بومی هند شکل گرفت، بیش از هر زبان دیگری از فارسی تأثیر پذیرفت. بخش قابل توجهی از واژگان، ترکیبات، سنت بلاغی و حتی ذوق شعری اردو، وام‌دار فارسی است. این تأثیر در زبان‌های دیگری چون پنجابی، سندی، کشمیری و بنگالی نیز کم‌وبیش دیده می‌شود. بسیاری از اصطلاحات اداری، حقوقی، فرهنگی و روزمره که قرن‌ها در زندگی مردم شبه‌قاره جریان داشته، ریشه در فارسی دارد. از این‌رو، فارسی را باید یکی از عناصر سازنده هویت زبانی و فرهنگی بخش مهمی از این منطقه دانست.

استعمار انگلیس و مبارزه با زبان فارسی

با این همه، جایگاه فارسی از سده نوزدهم به بعد به‌تدریج تضعیف شد. مهم‌ترین عامل این افول، استقرار و تثبیت استعمار بریتانیا بود. با تغییر ساختار حکومت و نظام آموزشی، انگلیسی به‌تدریج جای فارسی را در نظام اداری و آموزشی گرفت. این جابه‌جایی فقط یک تغییر زبانی نبود، بلکه نشانه تحولی عمیق در ساختار قدرت، دانش و تربیت نخبگان به‌شمار می‌رفت. کنار رفتن فارسی از عرصه رسمی، به کاهش تدریجی شمار فارسی‌دانان انجامید و پیوند نسل‌های جدید با میراث عظیم مکتوب فارسی را سست کرد. در نتیجه، زبانی که قرن‌ها زبان دیوان، دانش و ادب بود، به حوزه‌های محدود دانشگاهی، سنتی یا مذهبی عقب رانده شد.

رهبر شهید انقلاب در بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالی 23 مهر 1391 به این موضوع پرداخته است: «هر جا انگلیس‌ها وارد شدند، زبان مردم بومی را تبدیل کردند به انگلیسی؛ اگر زبان رقیبی وجود داشت، آن را از بین بردند. در شبه‌قاره‌ی هند، زبان فارسی چند قرن زبان رسمی بود؛ تمام نوشتجات، مکاتبات دستگاه‌های حکومتی، دولتی، مردم، دانشوران، مدارس عمده، شخصیت‌های برجسته، با زبان فارسی انجام میگرفت. انگلیس‌ها آمدند زبان فارسی را با زور در هند ممنوع کردند، زبان انگلیسی را رایج کردند. شبه‌قاره‌ی هند که یکی از کانون‌های زبان فارسی بوده، امروز در آنجا زبان فارسی غریب است؛ اما زبان انگلیسی، زبان دیوانی است؛ مکاتبات دولتی با انگلیسی است، حرف زدن غالب نخبگانشان با انگلیسی است - باید انگلیسی حرف بزنند - این تحمیل شده.

در همه کشورهایی که انگلیس‌ها در دوران استعمار در آنجا حضور داشتند، این اتفاق افتاده است؛ تحمیل شده است. ما زبان فارسی را بر هیچ جا تحمیل نکردیم. زبان فارسی که در هند رایج بود، به وسیله‌ی خود هندی‌ها استقبال شد؛ شخصیت‌های هندی، خودشان به زبان فارسی شعر گفتند. از قرن هفتم و هشتم هجری تا همین زمان اخیرِ قبل از آمدن انگلیس‌ها، شعرای زیادی در هند بودند که به فارسی شعر می‌گفتند؛ مثل امیرخسرو دهلوی، بیدل دهلوی - که اهل دهلی است - و بسیاری از شعرای دیگر. اقبال لاهوری اهل لاهور است، اما شعر فارسی او معروف‌تر از شعر به هر زبان دیگری است. ما مثل انگلیس‌ها که انگلیسی را در هند رایج کردند، زبان فارسی را رائج نکردیم؛ فارسی با میل مردم، با رفت‌وآمد شاعران و عارفان و عالمان و این‌ها به طور طبیعی رائج شد؛ اما انگلیس‌ها آمدند مردم را مجبور کردند که باید فارسی حرف نزنند؛ برای فارسی حرف زدن و فارسی نوشتن، مجازات معین کردند...»

با وجود این افول، فارسی در شبه‌قاره هرگز به‌طور کامل از میان نرفت. در هند امروز، هنوز در برخی دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی، کرسی‌های زبان و ادبیات فارسی فعال است و پژوهش در زمینه نسخه‌شناسی، تاریخ، عرفان و ادبیات فارسی ادامه دارد. در پاکستان نیز هرچند فارسی زبان رسمی نیست، اما حضور آن در بافت فرهنگی و زبانی جامعه همچنان محسوس است. بخش بزرگی از ادبیات کلاسیک اردو بدون شناخت فارسی به‌درستی فهمیده نمی‌شود و بسیاری از متون سنتیِ دینی، اخلاقی و ادبی همچنان با پشتوانه فارسی خوانده و تفسیر می‌شوند. به‌بیان دیگر، اگرچه کارکرد رسمی فارسی کاهش یافته، اما حیات فرهنگی آن همچنان ادامه دارد.

اهمیت بررسی زبان فارسی در شبه‌قاره از این جهت نیز چشمگیر است که این موضوع تنها به گذشته تعلق ندارد. شناخت این میراث می‌تواند در بازخوانی مناسبات تاریخی ایران و هند، فهم بهتر سیر تحول ادبیات فارسی، و حتی بازتعریف دیپلماسی فرهنگی در جهان امروز مؤثر باشد. شبه‌قاره هند یکی از بزرگ‌ترین حوزه‌های تمدنیِ فارسی در بیرون از مرزهای سیاسی ایران بوده و بخش مهمی از شکوفایی زبان فارسی در دوره‌های مختلف، در همین جغرافیا رخ داده است. از این منظر، تاریخ فارسی در هند را نمی‌توان حاشیه‌ای بر تاریخ زبان فارسی دانست؛ بلکه باید آن را بخشی اساسی از پیکره اصلی این تاریخ به‌شمار آورد.

زبان فارسی در شبه‌قاره هند، زبانی مهاجر اما ماندگار بود؛ زبانی که از رهگذر سیاست، فرهنگ، عرفان، آموزش و ادب، به لایه‌های مختلف جامعه نفوذ کرد و برای قرن‌ها نقش‌آفرین ماند. این زبان در هند نه‌فقط ابزار حکومت، بلکه حامل اندیشه، ذوق و حافظه تاریخی بود. هرچند تحولات جدید، جایگاه رسمی آن را تضعیف کرد، اما آثار این حضور همچنان در متون، زبان‌ها، کتابخانه‌ها و سنت‌های فکری شبه‌قاره زنده است. از همین رو، سخن گفتن از فارسی در هند، در حقیقت سخن گفتن از یکی از درخشان‌ترین تجربه‌های فرامرزی زبان فارسی در تاریخ تمدن اسلامی و ایرانی است.

زبان فارسی در شبه‌قاره هند؛ روایت یک حضور تاریخی و تمدنی 2
زبان فارسی در شبه‌قاره هند؛ روایت یک حضور تاریخی و تمدنی 3
زبان فارسی در شبه‌قاره هند؛ روایت یک حضور تاریخی و تمدنی 4