زمستانهای سرد و کمبود گاز؛ بررسی وضعیت تولید و مصرف در ایران
ایران با وجود ذخایر عظیم گاز طبیعی، هر ساله در ماههای دی و بهمن با اوج مصرف گاز در بخش خانگی مواجه میشود. این وضعیت فشار زیادی بر تولید گاز وارد کرده و تهدیدی برای امنیت انرژی است.
به گزارش خبرنگار مهر، همواره یکی از معضلات سوخت رسانی در فصل سرما افزایش بیوقفه تقاضای گاز در بخش خانگی است که این مسئله وزارت نفت و به خصوص شرکت ملی گاز ایران را با چالش در تأمین پایدار انرژی روبرو می کند. علیرغم سرمایهگذاریهای گسترده در میدان عظیم پارس جنوبی، شکاف عمیقی میان ظرفیت تولید روزانه کشور در دوران اوج مصرف و نیاز واقعی شبکه احساس میشود.
و این سوالات از سوی کارشناسان و اصحاب رسانه مطرح می شود که آیا توسعه فازهای جدید، به ویژه فاز 11 و پروژههای تکمیل شده اخیر، توانایی پر کردن این شکاف حیاتی را دارند یا باید منتظر خاموشیهای گسترده و محدودیتهای صنعتی باشیم؟ این گزارش تحلیلی - خبری به بررسی ابعاد فنی، اقتصادی و استراتژیک این چالش بزرگ میپردازد.
شکافی که هر سال عمیقتر میشود
ایران، با اتکا به ذخایر عظیم گاز طبیعی خود، همواره یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان گاز در منطقه بوده است. با این حال، الگوی مصرف انرژی در کشور، که به شدت تحت تأثیر بخش خانگی و استفاده ناکارآمد از حاملهای انرژی است، هر ساله یک دوره اوج مصرف (پیک مصرف) را در ماههای دی و بهمن ایجاد میکند. این پیک مصرف که اغلب از مرز 700 میلیون متر مکعب در روز فراتر میرود، فشار عظیمی بر زیرساختهای تولید، بهویژه بخشهای توسعه نیافته یا در حال توسعه میدان مشترک پارس جنوبی، وارد میکند.
تحلیل شکاف انرژی نشان میدهد که در شرایط فعلی، ظرفیت تولید روزانه گاز کشور در سردترین روزها، فاصلهای معنادار با تقاضای حداکثری دارد. این شکاف نه تنها امنیت انرژی خانوارها را تهدید میکند، بلکه ظرفیت تولید برق کشور را کاهش داده و بخشهای حیاتی صنعت پتروشیمی و فولاد را با محدودیت جدی مواجه میسازد.
تحلیل کمی شکاف تولید و مصرف
برای درک ابعاد مسئله، لازم است نگاهی به ارقام تولید و مصرف در سالهای اخیر داشته باشیم. در زمستانهای سالهای گذشته، اوج مصرف در بخش خانگی حدود 700 تا 750 میلیون متر مکعب در روز ثبت شده است. که در مقابل برای تامین این میزان گاز بخش تولید به سختی افتاده است و باید از تحویل گاز به بخش های دیگر بکاهد.
اگر پیک مصرف در بخش خانگی حدود 700 میلیون متر مکعب و ظرفیت تولید در شرایط بهینه 880 میلیون متر مکعب در نظر بگیریم، باید اعلام کنیم عملا هر آنچه که تولید می کنیم باید دو دستی به بخش خانگی و تجاری تحویل دهیم و عملا بخش های صنعت، نیروگاه و... با حجم ناچیزی گاز مواجه خواهند بود. با توجه به اینکه این کمبود باید در زمانی کوتاه و با استفاده از منابع جایگزین (مانند مازوت در نیروگاهها که هزینههای زیستمحیطی و اقتصادی بالایی دارد) جبران شود، اهمیت آن چند برابر میشود.
نکته مهم آن است که بخش قابل توجهی از تولید روزانه کشور، به دلیل قدمت میادین و افت فشار طبیعی، نیازمند تزریق سریع ظرفیتهای جدید است. میدان پارس جنوبی، که بیش از 70 درصد گاز مورد نیاز کشور را تأمین میکند، خود با پدیده افت فشار مخزن مواجه است.
پارس جنوبی؛ شریان حیاتی و چالشهای توسعه فازها
توسعه میدان گازی پارس جنوبی در دستور کار اصلی وزارت نفت قرار دارد، چرا که بزرگترین ذخیره گازی جهان (مشترک با قطر) کلید حل بلندمدت بحران است. تمرکز اصلی در سالهای اخیر بر تکمیل فازهای نیمهتمام و افزایش ضریب بازیافت از مخزن بوده است.
فاز 11 پارس جنوبی، به عنوان آخرین فاز توسعه این میدان، نقشی حیاتی در افزایش تولید روزانه ایفا میکند. پس از سالها تأخیر و تغییرات در پیمانکاران، این فاز که توسط یک کنسرسیوم داخلی (شامل شرکت ملی نفت، پتروپارس و سایر شرکتهای فعال در اکوسیستم داخلی) توسعه داده میشود، قرار است در مجموع حدود 56 میلیون متر مکعب در روز به ظرفیت تولید اضافه کند.
با بهرهبرداری کامل از سکوهای این فاز، بخش قابل توجهی از شکاف 50 میلیون متر مکعبی قابل پوشش خواهد بود. در حال حاضر، بخشهایی از این فاز وارد مدار شدهاند و تأثیر مثبتی بر افزایش ظرفیت تولید در نیمه دوم سال داشتهاند. با این حال، تکمیل کامل فاز 11 و رساندن آن به ظرفیت اسمی (حدود 56 میلیون متر مکعب در روز) یک پروژه مهندسی پیچیده است و تحقق آن قبل از اوج مصرف شدید زمستانی همواره با چالشهای فنی و تأمین تجهیزات خاص مواجه است.
علاوه بر فاز 11، تکمیل پروژههایی نظیر افزایش ظرفیت شیرینسازی واحدهای موجود (بهبود کارایی فرآیندی) و پروژههای فرعی افزایش فشار (مانند کمپرسورهای جدید تزریقی) نیز در دستور کار قرار گرفتهاند. این پروژهها، هرچند به اندازه یک فاز کامل نیستند، اما میتوانند بین 5 تا 10 میلیون متر مکعب در روز به پایداری تولید کمک کنند.
یکی از راهکارهای حیاتی، مقابله با افت فشار در بخشهای قدیمیتر پارس جنوبی است. نصب کمپرسورهای فشار قوی در پالایشگاههای فازهای 1 تا 6 به منظور حفظ فشار در سرچاهی و جلوگیری از افت سریع تولید در میادین با سن بالا، از نظر فنی ضروری است. این اقدامات به طور مستقیم بر حفظ ظرفیت تولید موجود تأثیر میگذارند.
سایر میادین کلیدی و اهمیت توسعه پایدار
تمرکز بر پارس جنوبی ضروری است، اما اتکای مطلق به یک منبع، ریسکپذیری سیستم را افزایش میدهد. میادین خشکی و نیمهخشکی، بهویژه در غرب کارون، نقشی مکمل در تأمین گاز برای مناطق مرکزی و جنوبی کشور در فصل زمستان ایفا میکنند.
میادین غرب کارون (شامل یاران شمالی و جنوبی)
توسعه این میادین، اگرچه از نظر حجم تولید به پارس جنوبی نمیرسند، اما به دلیل نزدیکی جغرافیایی به مراکز مصرف، در تأمین امنیت پایدار در پیک مصرف زمستانی نقش مهمی دارند. سرمایهگذاری در افزایش ضریب بازیافت و رفع مشکلات تزریق گاز به این میادین میتواند به حفظ ظرفیت تولید فعلی و جلوگیری از افت ناشی از تولید غیربهینه کمک کند.
تولید گاز از میادین خشکی اغلب با هزینههای بالاتری نسبت به پارس جنوبی همراه است (به دلیل نیاز به فرآیندهای پیچیدهتر جداسازی ترکیبات سنگین). با این حال، در شرایط اضطراری و پر کردن شکافهای کوتاهمدت، این میادین نقش استراتژیک دارند.
ارزیابی کفایت اقدامات در برابر زمستانهای آینده
سؤال کلیدی این است: آیا مجموع اقدامات در دست اجرا، به ویژه تکمیل فاز 11، برای عبور پایدار از زمستانهای آینده کافی است؟
اگر فرض کنیم که ظرفیت تولید در زمستان امسال با اضافه شدن واحدهای جدید پارس جنوبی، به حدود 880 میلیون متر مکعب در روز برسد، این رقم بسیار نزدیک به اوج مصرف در بخش خانگی یعنی 700 میلیون متر مکعب خواهد بود.
هزینه جایگزینی و مدیریت تقاضا
از منظر اقتصادی، جبران شکاف 50 میلیون متر مکعبی از طریق واردات گاز (در صورت امکان) یا استفاده از مازوت در نیروگاهها، بسیار پرهزینه است.
هزینه مازوتسوزی: سوزاندن مازوت نه تنها نیاز به ارز برای خرید آن دارد (در صورت کمبود داخلی)، بلکه اثرات جانبی مخربی بر محیط زیست و راندمان نیروگاهها میگذارد.
مدیریت مصرف: در غیاب تضمین تولید کافی، دولت مجبور به اجرای برنامههای مدیریت تقاضا (کاهش خوراک صنایع و محدودیتهای خانگی) خواهد شد که این امر به رکود تولیدی و نارضایتی عمومی منجر میشود.
در نهایت باید گفت توسعه فازهای پارس جنوبی یک ضرورت حیاتی و اجتنابناپذیر است. تکمیل فاز 11، بزرگترین پرکننده شکاف تولید فعلی محسوب میشود. با این حال، با توجه به حاشیه اطمینان بسیار کم در شبکه گاز کشور، اقدامات کنونی تنها به "مدیریت بحران" کمک میکند، نه "تضمین توسعه پایدار".
برای دستیابی به توسعه پایدار و عبور راحت از زمستانهای آتی، دو اقدام همزمان ضروری است:
تسریع در تکمیل ظرفیتهای باقیمانده: تضمین تکمیل فاز 11 تا قبل از شروع پیک مصرف سال آینده با تزریق منابع مالی و رفع موانع فنی.
اجرای جدی سیاستهای مدیریت و بهینهسازی مصرف: از طریق افزایش بهرهوری انرژی در بخش خانگی (عایقبندی، جایگزینی سامانههای گرمایشی قدیمی) و اعمال تعرفههای پلکانی و بازدارنده برای مشترکین پرمصرف، باید تقاضا را به طور مصنوعی و پایدار کاهش داد.
در غیر این صورت، هر زمستان، کشور ناچار خواهد بود بخشی از پتانسیل اقتصادی خود را فدای تأمین نیاز اولیه گرمایشی کند، و این در حالی است که بزرگترین میدان گازی جهان در همسایگی ما قرار دارد.