سرآغاز فیلمخانه ایرنا
فیلمسازان برای اینکه بتوانند آثاری تولید کنند که قبول عام یافته و از سوی مخاطب پذیرفته شود به ناچار به متن جامعه مراجعه میکنند، از این رو، این آثار بازتابدهنده اطلاعات مهم و مفیدی از جامعهای که در آن تولید شدهاند و نحوه برساخت اجتماعی واقعیت، هستند. به این ترتیب، تحلیل فیلم نه یک امر تفننی و لذتجویانه، که مسیری نسبتا مطمئن برای شناخت عمیق «زیر پوست شهر» است و میتواند و باید محل...
زندگی روزمرهی ما متأثر از فیلمهای سینمایی است؛ کالاهایی رسانهای که از ترکیب تصویر متحرک و صدا ساخته شدهاند و به سبب شباهتی که به میدان ادراکی واقعی ما دارند، توهمی از واقعیت، بسیار نزدیک به اصل آن برمیسازند و در طی حدود صد سال روزبهروز بر نفوذشان در زندگی انسانها افزوده شده است. از آنجا که فیلمسازان برای اینکه بتوانند آثاری تولید کنند که قبول عام یافته و از سوی مخاطب پذیرفته شود به ناچار به متن جامعه مراجعه میکنند، این آثار بازتابدهنده اطلاعات مهم و مفیدی از جامعهای که در آن تولید شدهاند و نحوه برساخت اجتماعی واقعیت، هستند. از سوی دیگر، استقبال مخاطب از بعضی فیلمهای سینمایی را به طور ضمنی میتوان نشانه پذیرش شیوهی بازنمایی پدیدهها و مسائل اجتماعی در آن فیلمها از سوی مخاطب قلمداد کرد. بنابراین، تحلیل دقیق و روشمند آثار سینمایی، بهویژه فیلمهایی که مخاطب زیادی داشتهاند، اطلاعات وثیق و ارزشمندی از جامعه به دست خواهد داد. از این رو، تحلیل فیلم نه یک امر تفننی و لذتجویانه، که مسیری نسبتا مطمئن برای شناخت عمیق «زیر پوست شهر» است و میتواند و باید محل رجوع سیاستگذاران اجتماعی باشد.
جشنواره فیلم فجر که از آن بهعنوان مهمترین رویداد فرهنگی سال در ایران یاد میکنند، فردا آغاز میشود. این جشنواره که دوره سیوهشتم خود را میگذراند، در سال 1361 و در حالی که کشور درگیر جنگی مهیب با همسایه غربی و بخشی از خاک ایران در اشغال دشمن بعثی بود، پایهگذاری شد تا امروز بتوان فهمید که اهمیت آن در نظر مدیران فرهنگی آن روز ایران تا چه پایه بوده است. این جشنواره، علیرغم تمام حرفوحدیثهایی که همواره در نقد آن وجود داشته که دولتی است، جوایز آن میان نزدیکان تقسیم میشود، به هیچ جشنوارهای در جهان شبیه نیست، قوانین آن مدام در حال تغییر است و مواردی از این دست؛ و فارغ از اینکه این نقدها تا چه حد به سیاستگذاران و گردانندگان آن وارد است، ویترین محصولات یک سال سینمای ایران است و لابد از همین بابت، سخت محبوب مردم. از این رو، پرداختن به جشنواره فیلم فجر و آنچه سینماگران برای ارائه به مردم و داوران در این ده روز ساخته و پرداختهاند، لازم و بلکه ضروری است.
در مواجهه با یک فیلم سینمایی میتوان دو رویکرد برگزید؛ یکی مرور جذابیتها و ایرادهای فیلم برای هدایت مخاطب برای دیدن آن و دیگری نگاه کردن به جهان از پنجرهای که فیلم بدان گشوده و فهم معناهای لایههای عمیقتر آن. در رویکرد اول، توجه به عناصر فرمال و داستان فیلم از جهت «جذابیتی» که برای مخاطب ایجاد میکند، مرکز توجه است و در رویکرد دوم، بررسی تصویری که فیلم از دنیای اطرافش به دست میدهد؛ نگاهی که فیلم در پس پشت طرح مسألهاش در پیرنگ، عرضه میکند و راهحلی که برای حل آن مسأله ارائه میکند. در این رویکرد، توجه به عناصر فرمال و تکنیکی یا «زبان فیلم» فراموش نمیشود؛ ولی تحلیل فیلم در همین حد متوقف نمیماند و با مقایسهی وضعیت سیاسی و اجتماعی دنیای خارج و دنیای درون فیلم، به دنبال «معانی کلی»، «تعمیم» و رسیدن به «امر انتزاعی» میگردد. این رویکرد که به سبب منش انتقادیاش گاه «نقد فیلم» نامیده شده، بیشتر پایه در علوم انسانی دارد: جامعهشناسی، علوم سیاسی، مطالعات فرهنگی و.... در نقد فیلم توجه به این است که فیلم چه تصویری از واقعیت ارائه میدهد، از بین پدیدههای اجتماعی چطور گزینش میکند، چه گرایشهایی را برمیکشد و کدام را سرکوب میکند و چگونه این کار را انجام میدهد.
در نقد فیلم میتوان موضوع مطالعه را فقط به یک فیلم محدود نکرد و درباره مجموعهای از فیلمها سخن گفت؛ مثلا فیلمهای یک دوره خاص یا یک فیلمساز خاص یا یک ژانر خاص و غیره. در این صورت و برای یک دوره زمانی خاص، میتوان پرسید فیلمسازان سینمای ایران در این دوره چه درونمایههایی (تم / مضمون) را در فیلمها بیشتر تکرار کردهاند و چرا؟ مخاطب ایرانی سینما بیشتر طرفدار کدام درونمایهها بوده است و چرا؟ آیا میتوان درونمایههایی را در فیلمهای ایرانی سراغ گرفت که برای مدت زیادی در سینمای ایران بدون تغییر باقی ماندهاند؟ درونمایههایی که مستقل از ژانر و مؤلف فیلم اغلب تکرار میشدهاند. آیا این درونمایههای تکرارشونده، آیینه جامعه ایران و بازتابدهنده خودآگاه و ناخودآگاه جمعی ما بودهاند؟ این درونمایهها تحت تأثیر چه عواملی شکل گرفتهاند و چگونه در طول زمان تغییر کردهاند؟ مثلا خلقوخوهای انسان ایرانی چگونه در فیلمها بازتاب پیدا کرده است؟ باورها و مجموعه بینشها و نگرشهای او چطور؟ مثلا انسان ایرانیای که در این فیلمها میبینیم، هنگام رویارویی با مشکلات، اغلب چه میکند؟ در هنگام تصمیمگیری جمعی چه راهی انتخاب میکند؟ اختلافنظرهایش با اطرافیانش را چطور برطرف میکند؟ تا چه حد به قانون پایبند است؟ از این میان کدام بینشها و نگرشها حامل ویژگیهای مثبت انسان ایرانی است و او را به موفقیت میرساند؟ کدام ویژگیها باعث شکست او میشود و کدام ویژگیها هستند که در فیلمهای مختلف، تلقیهای متفاوتی از آنها وجود دارد؟ از سوی دیگر، مخاطب ایرانی سینما چطور از این فیلمها استقبال کرده است؟ با کدام جهتگیریها همراهتر است و کدام را پس زده است؟ آیا میتوان از این رهگذر میزان استقبال از فیلمها را توضیح داد؟
در صفحهی فیلمخانه که به مناسبت سیوهشتمین جشنوارهی فیلم فجر آغاز به کار کرده است، میکوشیم با چنین نگاهی به استقبال تحلیل فیلمها برویم.
*س_برچسبها_س*