جمعه 6 شهریور 1405

شعارزده و سطحی‌نگر

خبرگزاری ایرنا مشاهده در مرجع
شعارزده و سطحی‌نگر

تهران - ایرنا - فیلم «روز بلوا» روایت عماد استاد دانشگاهی خوشنام و یک چهره تلویزیونی مورد توجه است، او ناگهان توسط پلیس با اتهام‌هایی جدی مواجه می‌شود که خود و خانواده‌اش را در موقعیت پیچیده‌ای قرار می‌دهد.

بهروز شعیبی بعد از تجربه دارکوب در حوزه سینمای اجتماعی خانوادگی و سیانور در حوزه سینمای تاریخی این‌بار به سراغ یک موضوع روز رفته است. وی تلاش کرده تا مضمونی را انتخاب کند که حاشیه‌برانگیز باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد. قصه درباره فسادهای مالی و رسوایی‌های مالی در سطح کلان دولتی و حکومتی است و در این بین یک روحانی متوجه می شود که بدون اطلاع و تمام قد در میانه این فسادها قرار گرفته. از یکطرف پدر همسرش و از طرف دیگر برادرش. بنابر این خود آستین بالا می زند و به جنگ می رود.

جنگ با بی عدالتی، جنگ با فساد، جنگ با پولشویی و رانتخواری و در نهایت جنگ با قدرتهای فاسد. از این منظر فیلمنامه شعیبی تنه ای می زند به سینمای اعتراضی - اجتماعی که تلاش می کند در لایه های پنهان خود گوشه ای هم به مسائل سیاسی بزند اما مشکل اینجاست که بهروز شعیبی و فیلمنامه نویسش و یا احتمالا تهیه کننده اش بسیار محتاطانه به سمت و سوی این موضوع ملتهب می روند و از همین رو اثر نمی تواند آنگونه که باید شاداب و جذاب بوده و تاثیر گذاری حداکثری داشته باشد.

در واقع سازندگان اثر چه در بخش محتوا و چه در بخش ساختار تلاش کرده اند نگاه میانه و معتدل را حفظ کنند و این به نظرم بزرگترین خطای ایشان بوده چرا که اصلا چنین موضوعی نمی تواند و نباید با میانه روی و هم اینطرف را داشتن و هم آنطرف را داشتن نسبتی داشته باشد و هر چه که قصه بیشتر جلو می رود نشانه های این خطا بیشتر و بیشتر می شود تا جایی که از میانه راه دیگر مخاطب حدس می زند قرار است.

در پایان داستان چه اتفاقی بیفتد و این دیدگاه ساده انگارانه را بپذیرید که واقعا عماد با آن همه ارتباط و هوش و ذکاوت از حجم فسادی که در اطرافش می‌گذشته بی اطلاع بوده و حالا قرار است بسان یک قهرمان خسته و تنها از جنس همان آدم هایی که در برخی فیلم های امیر نادری و کیمیایی و تقوایی دیده ایم در شهر دوره بیفتد تا به ما ثبات شود که او پاک و منزه است و باید همچنان مطهر باقی بماند.

البته در این بین مقادیر زیادی شعار زدگی و سطحی نگری هم در بخش‌های مختلف داستان و ساختار به چشم می خورد که بسیار کلیشه ای است و صد البته دافعه اش به مراتب بسیار بیشتر از جاذبه اش است. و این دافعه تا پایان قابل حدس فیلم جایی که عماد همه مدارک علیه خودش و پدر همسرش و برادرش و دیگران را به مامور پلیس تحویل می دهد ادامه پیدا می کند.

ساختار نیز متوسط است و پیشرفتی در کار شعیبی به عنوان کارگردان نسبت به آثار قبلیش به چشم نمی خورد. از هدایت بد تیم بازیگری تا انتخاب نادرست بازیگران مثل محسن کیایی گرفته تا نماهای خرد شده بسیار زیاد بی ارتباط با داستان تا ضرباهنگ کند و فاقد کشش و کنش دراماتیک و مواردی از این دست نشان می دهد که گویا شعیبی هنوز نتوانسته تکلیفش را با خودش و سینمای مورد علاقه اش روشن کند.

یک زمانی فیلمی قابل تامل و بسیار خوب مثل دهلیز می سازد و زمانی هم فیلمی متوسط مثل دارکوب و اکنون نیز به ساخت روز بلوا روی آورده که بیشترین ضربه اش را از میانه روی بی دلیل (و یا شاید با حساب و کتابش) متحمل شده است.

*س_برچسب‌ها_س*