جمعه 12 دی 1404

لایحه بودجه 1405؛ روایت کسری بزرگ و درآمدهای مشکوک | چرا دولت نتوانست دست مفت‌برها را از بودجه کوتاه کند؟

وب‌گاه اقتصاد نیوز مشاهده در مرجع
لایحه بودجه 1405؛ روایت کسری بزرگ و درآمدهای مشکوک | چرا دولت نتوانست دست مفت‌برها را از بودجه کوتاه کند؟

اقتصادنیوز: سهم مردم از کیک بودجه سال 1405 به حداقل رسیده و با کاهش نقش نفت، بار اصلی تامین منابع بر دوش مالیات‌ها و سایر درآمدهای غیرنفتی افتاده است.

به گزارش اقتصادنیوز، «چرا دولت نتوانست دست مفت‌برها را از بودجه کوتاه کند؟» این سوالی است که هفته نامه تجارت فردا در شماره هفته آینده به آن پاسخ داده است.

در همین رابطه، محمد طاهری، روزنامه نگار و سردبیر هفته نامه تجارت فردا، در سرمقاله این شماره نوشت؛

تصور کنید در سالنی نشسته‌اید و بودجه 1405 برای شما به نمایش درمی‌آید. نمایش با سکوتی سنگین آغاز می‌شود؛ سکوتی شبیه لحظه‌ای که پرده تالار سنگلج بالا می‌رود و مرشد، با ضرب یادگار مرحوم هادی اسلامی، ریتمی آشنا و دلهره‌آور را تکرار می‌کند. اعداد ردیف شده‌اند، ستون‌ها مرتب‌اند و جداول، ظاهری منظم دارند، اما پشت این نظم ظاهری، روایتی آشنا نهفته است؛ دولتی که بیش از درآمد و منابع واقعی، بدهی دارد و امیدش به آینده‌ای نامعلوم است.

بودجه 1405 روایت تکرار شده سال‌های قبل است؛ روایتی از کسری بزرگ، درآمدهای مشکوک و هزینه‌هایی که نه می‌شود حذفشان کرد و نه می‌شود تأمینشان کرد.

برای سال آینده، دولت باز هم روی درآمدهایی حساب کرده که تحققشان در اختیارش نیست؛ فروش نفت در سایه تحریم، مالیات‌ستانی از بخش‌خصوصی ورشکسته که نفسش به شماره افتاده و واگذاری دارایی‌هایی که یا مشتری ندارند یا قبلاً فروخته شده‌اند. در سوی دیگر، هزینه‌ها ردیف شده‌اند. حقوق، یارانه‌ها، بازپرداخت بدهی‌ها و هزینه‌هایی که هر سال بزرگ‌تر می‌شوند.

فاصله میان این دو، همان شکافی است که اسمش را کسری بودجه گذاشته‌اند و در بودجه 1405، عمیق‌تر و خطرناک‌تر از قبل به نظر می‌رسد. پایان این روایت از پیش معلوم است. وقتی منابع واقعی کافی نیست، دولت به راه‌حل‌های همیشگی پناه می‌برد؛ استقراض پنهان، فشار بر بانک‌ها و درنهایت خلق پول. اینجاست که بودجه از یک سند اداری، به یک عامل مستقیم تجاوز به زندگی مردم تبدیل می‌شود. تورم، ترجمه روزمره بودجه 1405 برای جامعه است. تورمی که نه ناگهانی، بلکه فرساینده است و آرام‌آرام سطح زندگی را پایین می‌کشد.

در دل روایت اصلی اقتصاد ایران، خرده‌روایت‌هایی هم شکل می‌گیرند. فروشنده‌ای را تصور کنید که هر صبح زود مغازه کوچکش را باز می‌کند، اما بی‌ثباتی آزارش می‌دهد و شوک‌های ارزی امانش را بریده‌اند. دخلش با خرجش نمی‌خواند و بودجه 1405 برای او به معنای افزایش مالیات، بالا رفتن قیمت مواد اولیه و کاهش قدرت خرید مشتریان است. هر روز که می‌گذرد، سهم اجاره، مالیات و هزینه‌ها از درآمدش بیشتر می‌شود و سهم زندگی کمتر. او احساس می‌کند که هر روز فقیرتر می‌شود.

کارگری را به یاد بیاورید که فقر در خانواده‌اش موروثی شده. پدرش فقیر بوده، او هم فقیر است و فرزندانش هم فقیر خواهند ماند. مادری که کودکی معلول را هر روز به دوش می‌کشد تا دارویش را پیدا کند. پیرمردی که حقوق بازنشستگی‌اش کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد و خانم کارمندی را تصور کنید که حقوقش روی کاغذ افزایش یافته، اما در واقعیت، همان حقوق هم کفاف زندگی‌اش را نمی‌دهد. افزایش حقوق در بودجه، زیر سایه تورم، به یک شوخی تلخ تبدیل شده است. میلیون‌ها نفر کارمند و بازنشسته دولتی، هر ماه فهرستی از هزینه‌ها را خط می‌زنند؛ اول تفریح، بعد فرهنگ، بعد آموزش، بعد غذا و بعد درمان. بودجه 1405 برای این افراد داستان حذف تدریجی زندگی است، نه یک‌باره، بلکه ذره‌ذره. بازنشسته‌ای را تصور کنید که سال‌ها کار کرده و حالا مستمری‌اش حتی هزینه داروهایش را هم پوشش نمی‌دهد. بودجه وعده حمایت می‌دهد، اما تورم همان حمایت اندک را می‌بلعد. او قربانی همان مالیات تورمی است که در هیچ سطری از بودجه نوشته نشده، اما در زندگی‌اش هر روز حضور دارد.

جوانی که تازه وارد بازار کار شده، با بودجه 1405 آینده‌اش را مبهم‌تر از قبل می‌بیند. اشتغال وعده داده می‌شود، اما سرمایه‌گذاری واقعی شکل نمی‌گیرد. تورم، نااطمینانی و رکود، تصمیم‌های بلندمدت را ناممکن کرده‌اند. ازدواج، خانه، پس‌انداز و حتی ماندن در کشور، همه به سوالات بی‌پاسخ تبدیل شده‌اند. این خرده‌روایت‌ها در کنار هم، نشان می‌دهند که بودجه 1405 فقط یک متن رسمی نیست؛ یک روایت جمعی است از فقیر شدن مستمر.

روایتی که در آن، سیاستمداران برای بقای خود، هزینه را به جامعه منتقل می‌کنند و جامعه، بی‌آنکه صدایی در تنظیم داستان داشته باشد، بار آن را به دوش می‌کشد. داستان بودجه 1405، داستان ادامه یک تراژدی است. روایت اصلی، حرکت به سوی بحرانی عمیق‌تر است و خرده‌روایت‌ها، زندگی‌هایی هستند که زیر این حرکت، آرام‌آرام محو می‌شوند. این داستان ممکن است با یک شوک بزرگ و شاید هم با تداوم فرسایش به پایان برسد؛ پایانی که هنوز نوشته نشده، اما نشانه‌هایش در زندگی روزمره مردم کاملاً پیداست.

چشم‌ها را باز کنید و به نمودارها و جدول‌ها بنگرید. به ستون‌های فروریخته درآمدها و ستون‌های برافراشته هزینه‌ها. به انگل‌های مفت‌خوری که چند دهه دستشان در کاسه مردم بوده و حالا در اوج گرفتاری سیاسی و اجتماعی، حاضر نمی‌شوند حتی به خاطر بقای خود، دست از مفت‌بری بردارند.

خانم‌ها و آقایان؛ این است بودجه 1405.

همچنین بخوانید ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید