جمعه 23 مرداد 1405

محسن رضایی چطور یک‌شبه محبوب تندرو‌ها شد؟! / انتصاب رهبری را خرج تسویه‌حساب سیاسی نکنید

وب‌گاه تابناک مشاهده در مرجع
محسن رضایی چطور یک‌شبه محبوب تندرو‌ها شد؟! / انتصاب رهبری را خرج تسویه‌حساب سیاسی نکنید

انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، پیش از هر چیز یک تصمیم در سطح عالی نظام است و باید با همان عینک تحلیل شود؛ اما ظاهراً یک گروه تندرو عجله دارد این انتصاب را به یک دعوای جناحی تقلیل دهد.

به گزارش تابناک، انتصاب محسن رضایی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، پیش از هر چیز یک تصمیم در سطح عالی نظام است و باید با همان عینک تحلیل شود؛ اما ظاهراً یک گروه تندرو عجله دارد این انتصاب را به یک دعوای جناحی تقلیل دهد.

روایت آنها این است که چون محمدباقر ذوالقدر در شورای عالی امنیت ملی به تفاهمنامه رأی مثبت داده، کنار گذاشته شده و محسن رضایی که در همان ماجرا موضع دیگری داشته، جای او نشسته است؛ بعد هم بلافاصله نتیجه می‌گیرند که «پس انتخاب رضایی تصمیمی درست بوده است». سؤالی که مطرح است این است؛ سند این ارتباط کجاست؟ آیا کسی از دفتر رهبری یا شورای عالی امنیت ملی گفته دلیل تغییر دبیر شورا، رأی ذوالقدر به تفاهمنامه بوده است؟

مسئله زمانی جالب‌تر می‌شود که به سابقه همین گروه تندرو نگاه کنیم. محسن رضایی که امروز ناگهان برایشان به چهره‌ای مطلوب و قابل اتکا تبدیل شده، تا همین دیروز از سوی بسیاری از همین افراد و رسانه‌هایشان با انتقادهای تند مواجه بود. حالا چه اتفاقی افتاده که یک انتصاب، تمام آن انتقادها را یک‌شبه از یاد برده است؟

این دقیقاً همان سیاستی است که باید مراقب آن بود؛ آدم‌ها نه بر اساس کارنامه‌شان، بلکه بر اساس اینکه امروز در کدام سمت یک اختلاف نظر ایستاده‌اند، خوب یا بد می‌شوند.

از سوی دیگر، اگر قرار باشد جابه‌جایی ذوالقدر و رضایی را صرفاً از زاویه تفاهمنامه تفسیر کنیم، عملاً یک تصمیم کلان امنیتی را به ابزار تبلیغاتی یک گروه تندرو تبدیل کرده‌ایم. ذوالقدر اگر درباره تفاهمنامه رأیی داده، باید درباره همان رأی و استدلال‌هایش بحث کرد؛ رضایی هم اگر نظر متفاوتی داشته، باید درباره همان موضع سخن گفت. اما اینکه بدون هیچ سند رسمی بگوییم «رهبری به دلیل رأی ذوالقدر او را کنار گذاشت و رضایی را جایگزین کرد»، چیزی جز تفسیر و گمانه‌زنی سیاسی نیست.

اتفاقاً اینجا بد نیست یک تناقض دیگر را هم یادآوری کنیم؛ یکی از همین تندروها پیش‌تر درباره محسن رضایی در ماجرای قطعنامه 598، روایتی ارائه کرده بود که او را فردی فریب‌خورده در ماجرای «جام زهر» معرفی می‌کرد و درباره نامه او به هاشمی رفسنجانی نیز همین روایت را مطرح کرده بود. حالا همان گروه تندرو چگونه می‌تواند با یک انتصاب جدید، محسن رضایی را تبدیل به «شاخص تشخیص درست و غلط» در سیاست امنیتی کشور کند؟ اگر دیروز رضایی اشتباه می‌کرد، امروز چه چیزی او را به مرجع درستی تبدیل کرده است؟ موضوع تفاهمنامه؟

در نهایت، انتصاب محسن رضایی را باید در جای خودش تحلیل کرد، نه آن‌طور که به کار یک گروه می‌آید. ممکن است این انتصاب پیام‌های مهمی درباره مرحله پساجنگ، آرایش جدید امنیتی کشور، مذاکرات و نحوه مواجهه با تهدیدات آینده داشته باشد؛ اما مصادره آن برای اثبات اینکه «رأی ما درست بود و چون ذوالقدر رأی دیگری داد، کنار رفت»، فاقد مبنای اعلام‌شده است.

اگر آقایان واقعاً به تصمیم رهبری احترام می‌گذارند، اجازه بدهند خود انتصاب حرف بزند؛ نه اینکه آن را به نفع روایت خود مصادره کنند و البته یک سؤال صریح‌تر هم باقی می‌ماند؛ اگر محسن رضایی امروز این‌قدر خوب و کارآمد است، با نقدهایی که تا همین دیروز علیه او می‌کردید چه کنیم؟