«محمد رسول الله»؛ روایت کودکی پیامبر در قاب شکوه و معنا
«محمد رسولالله» مجید مجیدی تلاشی برای روایت کودکی پیامبر اکرم (ص) در مرز میان شکوه سینمای تاریخی و دشواری بازنمایی امر قدسی است؛ اثری که میکوشد عظمت تولید را در خدمت روایتی انسانی و معنوی قرار دهد.
فیلم «محمد رسول الله» ساخته مجید مجیدی، تلاشی بزرگ برای بازنمایی بخشی از زندگی پیامبر اکرم در سینمای ایران است؛ اثری که با تکیه بر ظرفیتهای فنی سینمای جهان، ساخت شهرک سینمایی گسترده و بهرهگیری از زبان تصویر، میکوشد مخاطب را با فضای تاریخی و معنوی دوران کودکی پیامبر اسلام همراه کند. با این حال، اهمیت این فیلم تنها در عظمت تولید یا هزینه ساخت آن خلاصه نمیشود؛ بلکه باید آن را در نسبت میان روایت تاریخی، بازنمایی امر قدسی و ضرورت شکل گیری سینمایی انسانی و تاثیرگذار درباره پیامبر اکرم بررسی کرد.
مقدمه؛ سینما و دشواری روایت امر قدسی
ساخت فیلم درباره پیامبر اکرم همواره با دشواریهای فراوانی همراه بوده است. از یک سو، شخصیت پیامبر برای مسلمانان جایگاهی قدسی و فراتر از بازنمایی معمول سینمایی دارد و از سوی دیگر، سینما هنری است که بر تصویر، بدن، چهره، حرکت و جزئیات عینی استوار است. فیلمساز در چنین موقعیتی باید میان احترام به باورهای دینی و ضرورتهای زبان سینما تعادل برقرار کند.
مجید مجیدی در «محمد رسول الله» تلاش کرده است این تعادل را از مسیر روایت دوران کودکی پیامبر دنبال کند؛ دورهای که در آن، به جای تمرکز بر حوادث دوران رسالت، بر نشانههای ظهور یک شخصیت بزرگ، فضای اجتماعی مکه، رنج محرومان، مناسبات قدرت و تجربههای نخستین زندگی پیامبر تاکید میشود.
انتخاب این مقطع تاریخی، امکان داده است که فیلم بدون ورود مستقیم به بخشهایی از زندگی پیامبر که بازنمایی آنها حساسیت بیشتری دارد، تصویری انسانی و روایی از جهان پیرامون ایشان ارائه کند.
پروژهای بزرگ برای بازسازی یک جهان تاریخی
«محمد رسول الله» از بزرگترین پروژههای سینمای ایران به شمار میرود. تولید این فیلم سالها زمان برد و برای ساخت آن شهرک سینمایی پیامبر اعظم در نزدیکی قم ایجاد شد. بازسازی مکه و مدینه در قرن ششم میلادی، طراحی لباس، ساخت دکورهای گسترده و استفاده از عوامل حرفهای داخلی و خارجی، نشان میدهد که مجیدی از ابتدا به دنبال تولید اثری در مقیاس ملی و بین المللی بوده است.
همکاری ویتوریو استورارو در مقام مدیر فیلمبرداری و ای. آر. رحمان در جایگاه سازنده موسیقی، به فیلم امکان داده است تا از نظر تصویر و صدا، به استانداردهای سینمای تاریخی جهان نزدیک شود. قاببندیهای گسترده، استفاده از نور، حرکت دوربین و موسیقی پرحجم، جهان فیلم را به یک تجربه بصری بزرگ تبدیل میکند؛ تجربهای که میخواهد عظمت تاریخی و معنوی موضوع را به تماشاگر منتقل کند.
با این حال، هرچه مقیاس تولید بزرگتر باشد، خطر فاصله گرفتن فیلم از عاطفه و تجربه انسانی نیز بیشتر میشود. سینمای دینی زمانی میتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند که شکوه تاریخی در خدمت شخصیت و درام قرار گیرد، نه اینکه جای آن را بگیرد.
روایت پیامبر از مسیر انسانهای پیرامون او
یکی از انتخابهای مهم مجیدی در این فیلم، روایت غیرمستقیم زندگی پیامبر است. دوربین چهره پیامبر را نشان نمیدهد و بیشتر از پشت سر، از زاویه دید ایشان یا از مسیر واکنش شخصیتهای پیرامون، جهان فیلم را روایت میکند. این انتخاب از نظر اعتقادی قابل درک است، اما از نظر سینمایی نیز پیامدهای مهمی دارد.
وقتی چهره شخصیت اصلی پنهان میماند، فیلم باید حضور او را از طریق تاثیرش بر دیگران، نگاه اطرافیان، تغییر فضای پیرامون و کیفیت رفتار شخصیتها نشان دهد. در «محمد رسول الله»، آمنه، حلیمه، عبدالمطلب، ابوطالب و دیگر شخصیت ها، هر کدام بخشی از جهان معنایی پیامبر را شکل میدهند. در واقع، فیلم میکوشد پیامبر را نه فقط به عنوان یک شخصیت حاضر در قاب، بلکه به عنوان کانونی برای تغییر جهان اطراف بازنمایی کند.
این شیوه روایت، اگرچه محدودیتهایی ایجاد میکند، اما ظرفیت مهمی نیز دارد. مخاطب به جای آنکه تنها با چهره یک شخصیت مواجه شود، با تاثیری روبهرو میشود که حضور او بر انسان ها، طبیعت و مناسبات اجتماعی میگذارد.