مسی بهتر از پله و مارادونا نبود
به نظر میرسد که جام جهانی 2026 جوری شروع شد که بوی اثبات برتری مسی به پله و مارادونا را میداد ولی بازی فینال این جام به گونهای بود که الان بسیاری از عاشقان مسی هم در درستیِ این ادعا تردید کردهاند.
عصر ایران؛ هومان دوراندیش - نمایش درخشان لیونل مسی در اکثر مسابقات جام جهانی 2026، باعث شده بود که طرفداران این ستاره آرژانتینی، با قاطعیت بیشتری نسبت به گذشته، این ادعا را مطرح کنند که مسی بهترین بازیکن تاریخ فوتبال است. حتی فوتبالیست بزرگی چون رونالدو نازاریا در همان مرحله گروهی جام جهانی، یعنی پس از دو بازی اول تیم ملی آرژانتین، گفت جهان فوتبال باید تردید را کنار بگذارد و بپذیرد که مسی بهترین بازیکن تاریخ است.
درخشش مسی تا پایان مسابقه نیمهنهایی ادامه یافت. اگرچه او در برابر کیپورد و سوئیس نمایش خیرهکنندهای نداشت، ولی عملکرد چشمگیر و تحسینبرانگیزش در برابر مصر و انگلستان باعث شد که اکثریت فوتبالدوستان جهان، به درستی او را بهترین بازیکن جام جهانی 2026 بدانند.
حتی نمایش ناامیدکننده مسی در فینال، بزرگان فوتبال جهان را قانع نکرد که او بهترین بازیکن جام جهانی 2026 نبوده. انتخاب رودری به عنوان بهترین بازیکن جام، با اعتراض بسیاری از کارشناسان و تماشاگران حرفهای فوتبال مواجه شد.
اما حتی اگر مسی پس از فینال به عنوان بهترین بازیکن جام انتخاب میشد، اوضاع چندان فرق نمیکرد. نکته مهم این بود که مسی نتوانست برای دومین بار فاتح جام جهانی شود و آرژانتین را در دوران حضورش در تیم ملی، دو بار به مقام قهرمانی جهان برساند؛ کاری که مارادونا از عهده انجامش برنیامده بود و مردم آرژانتین امیدوار بودند که مسی انجامش دهد.
اگر مسی فاتح جام جهانی میشد، چنانکه قبلا هم در یادداشت «2026؛ آخرین زورآزمایی مسی با پله» نوشته بودیم، از حیث موفقیت در جام جهانی، با پله برابری میکرد. در یادداشت مذکور، که در دیماه 1403 منتشر شد، آورده بودیم:
«قهرمانی در جام جهانی آتی برای مسی از این حیث اهمیت دارد که اولا او را در تاریخ فوتبال آرژانتین بالاتر از مارادونا قرار میدهد و تقریبا به این بحث خاتمه میدهد که مارادونا بهترین بازیکن آرژانتین بوده یا مسی؟ دوم اینکه، مسی در صورت قهرمانی مجدد در جام جهانی، کمبود افتخار فعلیاش نسبت به پله برطرف میشود... مسی اگر دوباره قهرمانی در جام جهانی را برای آرژانتین به ارمغان بیاورد، از این حیث همانند پله میشود که پله در اصل دو بار برزیل را قهرمان جهان کرده است. یکبار در سال 1958 و بار دوم در سال 1970. اگرچه قهرمانی در جام جهانی 1962 هم در کارنامه پله ثبت شده، ولی واقعیت است که پله در 1962 تاثیری در قهرمانی برزیل نداشت. او در آن جام در بازی اول برای برزیل به میدان رفت و یک گل هم زد و در اوایل بازی دوم هم آسیب دید و چون آن موقع قانون تعویض وجود نداشت، تا پایان بازی فقط لنگلنگان راه رفت یا به آرامی و بدون اثرگذاری خاصی در روند مسابقه، دوید.»
اگرچه میتوان گفت پله به علت آسیبدیدگی موفق نشد در کسب قهرمانی 1962 مشارکت کند و از این حیث با «رای»، کاپیتان تیم ملی برزیل در جام جهانی 1994 تفاوت داشت که به علت عملکرد ضعیفش در یکی دو بازی اول برزیل در جام 1994، نیمکتنشین شد و مربی تیم تا آخر جام دیگر او را به میدان نفرستاد، اما این واقعیت را هم نباید از قلم انداخت که برزیل بدون پله قهرمان جام 1962 شد ولی بدون مسی نمیتوانست قهرمان جام جهانی 2022 شود و نه میتوانست به فینال 2026 برسد.
به هر حال اگر مسی در فینال جام جهانی اخیر میتوانست آرژانتین را به مقام قهرمانی برساند، از نظر بسیاری از کارشناسان دقیقالنظر، که نگاهشان فراتر از آمار است، در جایگاهی مثل پله قرار میگرفت. یعنی دو بار نقش چشمگیری در قهرمانی تیمش در جام جهانی ایفا کرده بود. اما مسی نه تنها موفق به کسب این موفقیت نشد، بلکه حتی در فینال نتوانست کار مهمی انجام دهد.
او منهای ده دقیقه پایانی بازی (در نیمه دوم وقت اضافی)، تقریبا در کل مسابقه در میدان قدم زد و هیچ ابتکار عملی برای خروج تیمش از لاک دفاعی به خرج نداد. مسی به عنوان مهاجم راست آرژانتین، عمدتا در زمین خودشان، در حوالی خط نیمه زمین مسابقه، متمایل به راست، قدم میزد.
معدود پیشرویهای آرژانتین به قصد حمله به سمت دروازه اسپانیا، چه در نیمه اول چه در نیمه دوم، اتفاقا از سمت چپ تیم آرژانتین صورت میگرفت. یعنی مدافع چپ و هافبک چپ در این روند نقش داشتند. بنابراین اگر مسی سمت راست بیخاصیت تیمش را رها میکرد و جای خودش را با مهاجم چپ تیم عوض میکرد، میتوانست بیشتر صاحب توپ شود و تیمش را با خودش به زمین اسپانیا ببرد تا بلکه از این پیشروی، یکی دو حمله جاندار شکل بگیرد. او به عنوان کاپیتان تیم میتوانست این ابتکار عمل را به خرج دهد اما چنین کاری نکرد و به همین دلیل بسیار کم صاحب توپ شد. تنها فرصتی هم که در نیمه اول بازی نزدیک بود نصیب مسی شود (در مصاف تکبهتک با گلر اسپانیا)، وقتی بود که مسی از سمت راست خط حمله تیمش به سمت چپ آمده بود.
نکته مهمتر، حالت بیتفاوت مسی در زمین مسابقه بود. توپ در اکثر دقایق بازی در اختیار ماتادورها قرار داشت و زمان در حال سپری شدن بود و مسی هم در حوالی دایره وسط زمین، در زمین خودشان قدم میزد و دفاع همهجانبه همتیمیهایش را تماشا میکرد. او چنان بازی میکرد که انگار نه انگار در فینال جام قرار دارد. اگر او در بازی بارسلونا و ختافه در لالیگا این طور سرد و خنثی و عاری از شور و خلاقیت در زمین راه میرفت، باز میشد گفت مسابقه لیگ است و اگر تیم مسی ببازد، هفته بعد فرصت دارد جبران کند. اما او در فینال جام جهانی آن قدر بیتفاوت و بدون خلاقیت عمل کرد.
در جام جهانی 1990، آرژانتین در دیدار افتتاحیه مغلوب کامرون شد و در ابتدای مسابقه دوم هم، دروازهبانش نری پمپیدو را به علت آسیبدیدگی از دست داد. باخت در آن مسابقه در حکم حذف آرژانتین از جام بود. گویکوچهآ که جانشین پمپیدو شده بود، تا آن موقع در هیچ تورنمنت مهمی برای آرژانتین سنگربانی نکرده بود. خلاصه، هوا پس بود و مارادونا که بحرانیبودن اوضاع را به خوبی حس کرده بود، خط حمله تیمش را رها کرد و به عمق خط دفاعی آمد و وقتی که روسها کرنر را زدند و مهاجمشان هم توپ را راهی دروازه آرژانتین کرد، مارادونا با دست توپ را از روی خط دروازه بیرون کشید و مانع گلخوردن تیمش شد! اما مسی در کل 120 دقیقه بازی با اسپانیا، حتی یکبار هم وارد محوطه جریمه تیمش نشد بلکه کمک مختصری به حفظ دروازه تیمش کرده باشد.
برای درک تفاوت مسی و مارادونا، مثالی دیگر هم میتوان زد. در مسابقه یکچهارم نهایی جام 1990، مارادونا به اینکه به شده آسیبدیده بود و در فرصت یکهفتهایِ بین دیدار آرژانتین و برزیل (در یکهشتم نهایی) و آرژانتین و یوگسلاوی (در یکچهارم نهایی)، حتی یک جلسه هم با تیم ملی آرژانتین تمرین نکرده بود، در مسابقه با یوگسلاوی، با تکنیک بالای خودش دو بازیکن یوگسلاوی را دریبل کرد و در حال ورود به محوطه جریمه این تیم بود که از پشت او را با خطایی شدید متوقف کردند. بازیکن یوگسلاوی اخراج شد و آرژانتین موفق شد تا پایان وقت اضافی، یعنی به مدت نود دقیقه، در برابر تیم قویتر یوگسلاوی دفاع کند و نهایتا در ضربات پنالتی پیروز شود.
غرض اینکه، مارادونا علیرغم آسیبدیدگی شدیدش، از آسیبدیدگی مجدد نترسید اما مسی در دیدار با اسپانیا، در صحنهای که با گلر اسپانیا در بیرون محوطه جریمه این تیم مواجه شد، بوضوح از آسیبدیدگی در اثر برخورد با گلر اسپانیا ترسید و خودش را کنار کشید. در حالی که او حتی اگر نمیتوانست از گلر عبور کند، دست کم میتوانست باعث اخراج گلر اسپانیا شود. یعنی کافی بود ریسک میکرد و پیه آسیبدیدگی را به تنش میمالید و با خطای گلر متوقف میشد.
از اینها گذشته، مسی در طول نود دقیقه، حتی یکبار هم تیمش را تهییج نکرد به هجومیتر بازیکردن و پرشور بودن و دل به دریا زدن. آرژانتین تا دقیقه نود حتی یک فرصت گل هم نصیبش نشد. فرصت گل به کنار، حتی یک حمله جدی هم روی دروازه اسپانیا نداشت. وقتی نیم ساعت یا یک نیمه بازی این طور سپری شده، کاپیتان تیم اگر واقعا رهبر تیم باشد، بخصوص وقتی که خودش هجومیترین بازیکن دنیای فوتبال است، باید فکری به حال تیمش بکند و خودش را به آب و آتش بزند و بازیکنان تیمش را تهییج کند که چه نشستهاید که وقت تنگ است!
اما مسی 107 دقیقه در زمین با سردی و خونسردی راه رفت و فقط پس از گلخوردن آرژانتین بود که حالت یخزده و افسردهاش خارج شد. ولی چه سود که دیگر مجال چندانی نبود و وقت برای گلزنی آرژانتین حقیقتا تنگ بود.
منظور از ذکر نکات فوق این است که بهترین بازیکن تاریخ فوتبال، باید در بزرگترین مسابقات هم بتواند بزرگی کند. مسی سه بار به فینال جام جهانی رسید اما دو بار نمایش ناامیدکنندهای داشت. اگر او در فینال 2014 و فینال 2026 با تمام توانش بازی میکرد و میتوانست با به آب و آتش زدن و خلاقیت به خرج دادن و شورانگیزی در تیمش، جریان و روند بازی را عوض کند و علیرغم این همه، آرژانتین باز هم میباخت، باکی نبود؛ چراکه او هر چه در چنته داشت رو کرده بود و تدبیر با تقدیر موافق نیفتاده بود. ولی مسی در دو فینال جام جهانی، بویژه در فینال اخیر، کاپیتان خنثی و بیخاصیتی بود عاری از قدرت تاثیرگذاری بر روند بازی. نمایش مارادونای آسیبدیده، در تیم بسیار ضعیف آرژانتین در فینال جام جهانی 1990، به مراتب قابل قبولتر از نمایش مسی در فینال 2026 بود.
اما از همه این نکات اگر بگذریم، این نکته هم قابل ذکر است که پله دو بار در فینال جام جهانی بازی کرد و در فینال اول (مقابل سوئد در 1958) دو گل زد، در فینال دوم هم (مقابل ایتالیا در 1970) یک گل زد و دو پاس گل داد. فینال 1962 را هم اگر از دست نداده بود، بعید بود که گلی نزند یا پاس گل ندهد. اما مسی سه بار در فینال جام جهانی بازی کرد و فقط در یک فینال درخشان ظاهر شد (2022). در فینال 2026 که اصلا انگار در زمین نبود، در فینال 2014 هم چنگی به دل نزد. اگرچه باز بهتر از فینال 2026 بازی کرد.
شما اگر دهها ویدئو از پابهتوپهای کمنظیر مسی در تاریخ فوتبال را تماشا کنید و محو سرعت و تکنیک بالای او هنگام حرکت به سمت دروازه حریفان در لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا و لیگ آمریکا بشوید، باز نمیتوانید این نکته را نادیده بگیرید که مسی در دو فینال جام جهانی، نتوانست بزرگی کند و چنان بازی کند که در خور مهمترین مسابقه فوتبال در سراسر جهان باشد. کرایف در فینال 1974 و زیدان در فینال 2006، اگرچه نتوانستند جام جهانی را فتح کنند، ولی چنان بازی کردند که شایسته فینال بود و در خور نام خودشان و اهمیت مسابقه. این کاری بود که مسی در فینالهای 2014 و 2026 نتوانست انجام دهد.
نکته دیگر اینکه، مسی در شش جام جهانی بازی کرد و فقط یکبار قهرمان جهان شد ولی پله، حتی اگر جام جهانی 1962 را از کارنامه او خط بزنیم، در سه جام جهانی موفق شد دو بار قهرمان جهان شود. این تفاوت را نمیتوان نادیده گرفت. بسیاری از طرفداران مسی آماده بودند که پس از قهرمانی آرژانتین در این جام، بگویند مسی هم مثل پله دو بار در فینال جام جهانی تیمش را به قهرمانی رساند و چیزی از پله کم ندارد؛ ولی حالا که چنین نشده، خودشان هم احساس کردهاند این ادعا که مسی قطعا بهترین بازیکن تاریخ فوتبال است، آن قدرها هم استوار نیست.
پیش از این در یادداشت «دید مسی مهمتر از قدرت رهبری مارادونا نیست»، نوشته بودیم:
«لینهکر در ترجیح مسی به مارادونا، سه دلیل اقامه کرد: نخست اینکه، مسی تمام افتخارات ممکن را کسب کرده است. دوم اینکه، مسی حتی در سنین بالا، همچنان کارهای "غیر قابل باور" انجام میدهد و استمرار کیفیت بالای او، ملاک مهمی برای قلمداد شدنش به عنوان بهترین بازیکن تاریخ فوتبال است. سوم اینکه، مسی پاسهای فوقالعادهای میدهد که نشانه دید بسیار خوب او در زمین فوتبال است و از این حیث چنان ممتاز است که گاهی به نظر میرسد او زمین بازی را "از بالا" میبیند. این دلیل سوم، احتمالا مهمترین دلیل لینهکر است چراکه قبلا کسی این نکته را مطرح نکرده بود که "زاویه دید مسی" به زمین فوتبال، نه از "داخل زمین" بلکه گویی "از بالای زمین فوتبال" است... اما اگر بپذیریم استدلال پرسپکتیویستی لینهکر درست است، باز این سوال جای طرح دارد که چرا لینهکر "دید بازیکن در زمین فوتبال" را مهمتر از "قدرت رهبری بازیکن" میداند. از حیث قدرت رهبری، مارادونا قطعا از مسی سرتر و برتر بود. مسی در جام جهانی 2022، یعنی در سن 35 سالگی، از حیث قدرت رهبری، تازه نسبتا شبیه مارادونای سال 1986 شده بود. یعنی شبیه مارادونای 26 ساله. اگرچه باز هم به خوبی آن مارادونا نبود.»
فینال جام جهانی 2026 به خوبی نشان داد که «قدرت رهبری» مهمتر از «دید محیرالعقول» است. ژاوی هم موقع پاسدادن، دیدش بهتر از زیدان بود ولی زیدان دقیقا به دلیل قدرت رهبری، بازیکن بزرگتری نسبت به ژاوی بود و بعید است هیچ مربی بزرگی، بین ژاوی و زیدان، ژاوی را به عنوان ژنرال و بازیساز تیمش انتخاب کند.
باری، هر چه بود، مسی فاتح جام جهانی 2026 نشد و طرفداران او که پس از دو بازی آغازین آرژانتین در این جام، با قطعیت و قاطعیت مدعی بودند مسی بهتر از پله و مارادونا است، پس از نمایش ناامیدکننده او در فینال، اکنون دیگر چنان یقینی ندارند.
قبلا در یادداشت «پله بهتر از مسی بود»، دلایل این ادعا را مفصلا برشمردیم؛ دلایلی که ممکن است درست یا نادرست باشند ولی به هر حال، دلایلی بودند محصول «تأمل» نه «طرفداری». مثلا برتری چشمگیر پله به مسی در زدن ضربات سر یا قیچی، چیزی نیست که به آسانی بتوان آن را نادیده گرفت. از حیث بزرگیکردن در بزرگترین مسابقات ملی نیز کفه ترازو به سود پله سنگینی میکند. مثلا پله در آستانه هجدهسالگی، در نیمهنهایی جام جهانی 1958 سه گل زد و در فینال هم دو گل. مسی نه در جام 2026 و نه حتی در جام جهانی 2022 چنین درخششی نداشت.
نکته نهایی اینکه، در تاریخ جام جهانی، بیشترین خطا بر روی مارادونا در جام 1986 شده. رتبه دوم به مارادونا در جام جهانی 1990 تعلق میگیرد و رتبه سوم هم به مارادونا در جام جهانی 1982. در فهرست بازیکنانی که در یک دوره جام جهانی بیشترین خطا روی آنها انجام شده، مسی حتی جزو ده بازیکن اول هم نیست. غرض اینکه، مارادونا در شرایط بسیار سختتری توانست آرژانتین را قهرمان جام جهانی بکند. قدرت رهبری بالاتر او، در میانه انبوهی از لگدها رقم میخورد؛ چیزی که مسی در شش دوره حضور خودش در جام جهانی، در هیچ مسابقهای تجربه نکرد.
هر چه بود، به نظر میرسد که جام جهانی 2026 جوری شروع شد که بوی اثبات برتری مسی به پله و مارادونا را میداد ولی بازی فینال این جام به گونهای بود که الان بسیاری از عاشقان مسی هم در درستیِ این ادعا تردید کردهاند.