پرسشهای بیپاسخ درباره امام موسی صدر

از 9 شهریور 1357 یا 31 اوت 1978 و تا به امروز 47 سال شمسی و 48سال و اندی قمری گذشته است.
پس از حدود نیم قرن اسارت و زندگی اجباری در زندانهای لیبی چه باید گفت؟ چه باید نوشت؟ چگونه باید فکر کرد و تصمیم گرفت و تدبیر کرد؟ حتی نفس کشید و زنده ماند؟
ایام هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
امام صدر معتقدند که «امید، حقیقت زندگی و مایه حیات انسان است». چه کنیم که سرنوشتمان اینگونه رقم خورده که با تمام موجهایی که ناامیدی میپراکند و مارا بابت پیگیری موضوع ربایش امام صدر و تلاش برای آزادی ایشان سرزنش میکند مقابله کنیم و حقیقت زندگی و مایه حیاتمان را با چنگ و دندان حفظ کنیم تا به راستی به اندیشه و عمل امام صدر پایبند باشیم.
تا به امروز که 9 شهریور 1404 است چه گذشته است؟ برخی حقایق قطعی را برمیشمارم.
امام صدر و دو یار همراهش در ماه اوت سال 1978 میلادی به دعوت رسمی به لیبی سفر کردند و وارد طرابلس شدند
امام صدر و دو یار همراهش پنج روز در طرابلس در هتل الشاطی اقامت داشتند و..
ارتباط و دیدارهای امام از روز اول سفر بسیار محدود و فضای امنیتی بر این سفر و رفت و آمد های امام حاکم بود
مجله کویتی «الیقظه» با امام مصاحبه کرد و گزارش مصاحبه را هفته بعد از ربودن ایشان منتشر کرد
در همین چند روز رادیو لیبی با امام مصاحبه کرد اما هیچ وقت پخش نشد.
تشریفات دولت میزبان به امام در تمام این ایام و محدودیت ها قول ملاقات با قذافی را داده بود و ایشان منتظر ملاقات با قذافی بود. ملاقاتی که چند بار به تعویق افتاد
آخرین باری که امام و دو یار همراهش دیده شدند در 31 اوت 1978 ساعت 1:15 بعد از ظهر در حال سوار شدن به خودروهای تشریفات دولتی لیبی بودند و به سمت دیدار با قذافی حرکت می کردند.
این اخرین باری بود که امام و همراهان در معیت تشریفات حکومتی لیبی دیده شدند و پس از آن کلیه ارتباطات و تماس ها با ایشان قطع شد. پیگیریهای گسترده دولتی و مردمی آغاز شد.
پاسخ لیبی به تماسهای متعدد مقامات و دولت و رئیس جمهور لبنان این بود که امام شامگاه 31 اوت لیبی را به مقصد رُم پایتخت ایتالیا ترک کرد.
امام قصد نداشت به ایتالیا برود بلکه مقصد بعدی او پاریس بود
ادعاهای ترک لیبی 23 سال ادامه داشت تا اینکه در سپتامبر 2001 قذافی در سخنرانی سالروز انقلاب لیبی اعتراف کرد که امام در لیبی ربوده شده و این را توطئهای برای بدنام کردن لیبی قلمداد کرد
دادگاه ایتالیا دو بار در سال 1978 و در سال 1981 طی دو حکم جداگانه قضایی اعلام کرد هیچ دلیل و نشانه و قرینه ای برای ورود هیئت لبنانی به ایتالیا نیست؛ بلکه هیچ دلیلی برای ترک خاک لیبی هم نیست
در سال 2005 یکی از دادگاههای ایتالیا حکم بی پایه عجیبی مبنی بر احتمال ورود امام به ایتالیا صادر کرد که با واکنش سریع خانواده و اعتراض قضایی روبرو شد. دادگاه ایتالیا پس از بررسیهای مجدد حکم را ملغی کرد و ومجدداً احکام سال های 1979 و 1981 را تایید کرد و پس از آن بود که تعاملات مالی و اقتصادی برلوسکونی، نخست وزیر وقت ایتالیا و قذافی فاش شد
با آغاز تحولات لیبی در سال 2011 و سقوط نظام قذافی کمیته رسمی پیگیری به ریاست وزیر خارجه وقت لبنان، تشکیل شد و پیگیری پرونده ربایش امام موسی صدر و دو یار همراهش شکل دیگری به خود گرفت
کمیته رسمی پیگیری در سفری موفق به لیبی با مقامات متعدد دیدار کردند و مسئولیت پیگیری پرونده را به دفتر دادستان لیبی محول کردند تا با دادستان لبنان اقدامات لازم را برای آزادی امام انجام دهند
سرانجام پس از سفرهای مکرر کمیته به لیبی و پیگیریهای جدی و درخواستهای به حق بسیار، تفاهمنامه میان دولت لیبی و لبنان برای انجام جست وجوهای میدانی و همکاریهای حقوقی و قضایی و اطلاعاتی برای یافتن محل اسارت امام و دو یار همراهش امضا شد؛ لیبی متعهد شد که با تمام ظرفیت کمال همکاری را برای این هدف انجام دهد.
از آن روز تا به امروز پیگیریهای خستگیناپذیر و مستمر کمیته رسمی پیگیری لبنان و خانوادههای ربوده شدگان برای اجرای تفاهم نامه همچنان به نتیجه نرسیده و تلاشهای متواضعانه دولتها، چه در لبنان و چه در ایران و چه در کشورهای دیگر موفقیت آمیز نبوده.
چرا متواضعانه؟ چون به صراحت میتوان گفت که اقدامی درخور و شایسته چنین مسئله و چنین شخصیتی انجام نگرفته است. لیبی امام را ربود اما دیگر کشورها هم در تلاش برای آزادی ایشان کوتاهی بی حد و مرز کردند.
خانواده امام دست همه مسئولین و مقاماتی که تلاش کردند واقداماتی کردند میفشارد و از تلاشهایشان، چه در لبنان و چه در ایران و چه در هر کشور دیگری قدردانی میکند.
اما چه کنیم که امام هنوز در اسارت است و لبنان وایران و منطقه آشوب زده ما همچنان از حضور ایشان محروم است؟
نه فقط محروم است که همچنان باید در مقابل ادعاهای گزاف طرف های متعدد قرار گیرد ودر مقابل اصرار بیمنطق برخی بر اقدام به ختم پرونده بایستد. تک و تنها و بیحمایت فشارها را تحمل و خنثی کند.
از جمله این فشارها:
سوق دادن تحقیقات و پرونده به سوی گورهای دسته جمعی و بررسیهای میدانی
خانواده امام صدر بهرغم اعتقاد راسخ به زنده بودن امام، هرآنچه لازم بود انجام داد و بهرغم تاکید بر ساختگی بودن روایتها و سناریوهای ادعایی، تن به آزمایشDNA داد.
نخستین روایت ساختگی در سال 2021 و در منطقأ تاجورا بود. نتیجه آن آزمایش نشان داد که جسد مد نظر و مورد آزمایش متعلق به منصور الکیخیا، وزیر امور خارجه سابق لیبی بوده است.
از آن پس بارها و بارها درخواست آزمایش DNA شد که باز هم همان اتفاق افتاد و همان روند پیش گرفته شده و باز هم عدم تطابق تثبیت شد
در همه این موارد، کمیته رسمی پیگیری و خانواده امام از هیچ اقدامی اگر هم برخلاف باورشان بود فروگذار نکردند و اسیر احساسات و عاطفه نشدند.
بهرغم همه این کنشها و واکنشها، چند سالی است که شاهد حملهها و وساطتها و دخالتهای مستقیم یا غیر مستقیم و مکرر دولت لیبی و حتی خانواده و وابستگان قذافی بودهایم، به ویژه پس از بازداشت هانیبال، فرزند قذافی، در لبنان و اعترافات او درباره ربایش و محل اسارت امام و اطلاعات بسیار دیگری که در بازجوییها اقرار کرد. علاوه بر اقرار کتبی و شفاهی هانیبال، اطلاعات و اسناد و تصاویر و فیلمهای شکنجه زندانیان لیبیایی و نیز تصاویری از اشخاص پیگیر پرونده ربایش امام و دو یار همراهش که در بانک دیتای دستگاه کامپیوتر شخصی او یافت شد، نشان از دست داشتن وی در ماجرای ربودن امام و دو یار همراهش دارد.
هانیبال هم اکنون فقط متهم نیست بلکه مجرم شناخته شده است. او از دادن اطلاعات بیشتر استنکاف کرده و بیان اطلاعات بیشتر را منوط به آزادی خود از زندان لبنان کرده است. او مجرم است چون هم اطلاعاتی را کتمان کرده و هم در ناپدیدسازی اجباری امام و دو همراهش دخالت پسینی دارد و هم در استمرار نگهداری امام موسی صدر در زندانهای قذافی و مصادره آزادی وی مشارکت و دخالت جدی دارد.
حال چه باید کرد؟
با توجه به شرحی که به ظاهر مفصل اما ذرهای بیش از ماجرای 47 ساله نیست،
چرا دولت لیبی همچنان به وظیفه خود عمل نمیکند و همچنان نقش دولت رباینده امام را بازی میکند؟
چرا دولت لیبی تفاهمنامه با دولت لبنان را اجرایی نمی کند؟
اگر دستگاه قضایی لبنان و دادگاه عالی عدالت کشور از اجرایی کردن حکم بازداشت قذافی و اعوان و انصار و نیز همدستان او عاجزند، چرا دولت لبنان ناتوان مانده؟
چرا دولتهای پیاپی ایران هنوز نتوانستهاند از پرونده و اقدامات و درخواست های کمیته رسمی پیگیری و تلاش های جانکاه و به حق خانوادههای ربوده شدگان پشتیبانی و حمایت شایسته کنند تا این ماجرا ختم بخیر شود و امام و یارانش از زندان های لیبی آزاد شوند؟
چرا مجامع بینالمللی به وظایف خود عمل نمیکنند واین ماجرا را که مصداق ناپدیدشدگی اجباری است به طور شایسته دنبال نمیکنند و بر لیبی فشار نمیآورند که امام را آزاد کنند؟
چرا خانواده امام در این راه یکه و تنها مانده است؟
مگر چه توانی؟ چه قدرتی؟ چه تدبیری؟ چه اهرم فشاری خانواد دارد تا بتواند فشار لازم را بر یک دیکتاتور و دولت پس از او بیاورد تنها دولتها هستند که قادر به اعمال انواع فشارهای اجرایی و سیاسی و قضایی و حتی اقتصادی و یا غیره باشند. یعنی دولتهای متبوع امام موسی صدر؛ دولت لبنان و دولت ایران.
* منتشر شده در خبرگزاری ایسنا در یکشنبه 9 شهریور 1404
کد خبر 2109620