پشتپرده علمی آتشسوزیهای اروپا / از زمستان پربارش تا تابستان سوزان!
آتشسوزیهای گسترده تابستان 2026 را باید محصول سه فرایند اقلیمی، انباشت گرمای غیرعادی، خشکشدن عمیق خاک و پوشش گیاهی و شکلگیری شرایط جوی مساعد برای گسترش انفجاری حریق دانست.
به گزارش خبرنگار مهر؛ جرقه اولیه هر آتش ممکن است از صاعقه، تجهیزات و وسایل نقلیه، سهلانگاری انسانی یا آتشافروزی عمدی ناشی شود، اما علت تبدیل یک اشتعال محدود به حریقی وسیع و مهارنشدنی در وضعیت رطوبتی و حرارتی محیط نهفته است. تغییرات اقلیمی احتمال وقوع جرقه را بهتنهایی توضیح نمیدهد، اما محیطی میسازد که در آن هر جرقه میتواند به یک بحران منطقهای تبدیل شود.
ابعاد حریقهای اخیر این تمایز را آشکار میکند. در فرانسه، مساحت سوخته تا پایان ماه جاری میلادی حدود 40 درصد از رکورد پیشین سالانه فراتر رفته و توان تابشی ثبتشده آتش توسط ماهوارههای ناسا به دو برابر رکورد قبلی رسیده است. در اسپانیا نیز انرژی آزادشده از آتشسوزیهای ماه جولای از همه مقادیر ثبتشده پیشین عبور کرده است. سه مورد از پانزده آتشسوزی بزرگ ثبتشده در اتحادیه اروپا طی دو دهه گذشته، تنها در یک ماه رخ دادهاند. این دادهها نشان میدهد مسئله فراتر از افزایش معمول آتشسوزیهای فصلی روبهرو است و سازوکار حریق جنگلها در اروپای غربی وارد محدودهای تازه از شدت، وسعت و رفتار شده است.
گرمای انباشته و کاهش رطوبت سوخت
نخستین حلقه این زنجیره، گرمای طولانی و فراتر از میانگین است. دمای بخشهایی از اسپانیا و جنوبغرب فرانسه در ژوئن حدود چهار تا پنج درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین قرار داشت و موجهای گرمای متوالی در بستری از خشکسالی شدید رخ دادند. گرما از طریق افزایش تبخیر از سطح خاک و تعرق گیاهان، ذخیره رطوبتی اکوسیستم را کاهش میدهد. شاخههای نازک، برگهای افتاده، بوتهها و لایه آلی کف جنگل در چنین شرایطی به مواد قابل اشتعالی تبدیل میشوند که برای شعلهورشدن به انرژی بسیار کمتری نیاز دارند.
این فرایند با مفهوم علمی «کسری فشار بخار» توضیح داده میشود. هوای گرم ظرفیت بیشتری برای نگهداری بخار آب دارد. هنگامی که دما بالا میرود و رطوبت کافی وارد جو نمیشود، فاصله میان ظرفیت رطوبتی هوا و میزان واقعی بخار آب افزایش مییابد. هوای فاقد رطوبت، رطوبت خاک و گیاه را سریعتر جذب میکند. نتیجه، افت رطوبت سوختهای گیاهی و افزایش سرعت اشتعال و گسترش شعله است. از همین روی چند روز گرمای شدید میتواند آثار ماهها کمبارشی را تشدید کند و پوشش گیاهی ظاهراً سبز را از درون آماده اشتعال سازد.
اروپا در این میان با یک زمینه اقلیمی ویژه روبهرو است. این قاره از میانه دهه 1990 تقریباً دو برابر میانگین جهانی گرم شده و دمای آن نسبت به سه دهه قبل بیش از 1.6 درجه سانتیگراد افزایش یافته است. نزدیکی اروپا به قطب شمال، کاهش برف و یخ و افزایش جذب تابش خورشیدی توسط سطوح تیرهتر در عرضهای شمالی، همراه با تغییر الگوهای گردش جوی، سرعت گرمشدن قاره را افزایش داده است. در فرانسه از مجموع 53 موج گرمای ثبتشده از سال 1947، تعداد 28 مورد در پانزده سال اخیر رخ داده است. شهر بوردو نیز که میان سالهای 1921 تا 2000 هیچ روزی با دمای 39 درجه یا بیشتر نداشت، تنها در نیمه نخست تابستان 2026 هشت روز با چنین دمایی را تجربه کرد.
زمستان پربارش و تناقض افزایش احتمال وقوع حریق
بارندگی زمستانی در نگاه نخست باید احتمال آتشسوزی را کاهش دهد، اما این امر در شرایط اقلیمی جدید میتواند به انباشت سوخت منجر شود. زمستان مرطوب موجب رشد بیشتر علفها، بوتهها و پوشش زیرین جنگل میشود. موجهای گرمای بعدی همین توده زیستی را خشک کرده و حجم بزرگی از مواد قابل احتراق در سطح زمین بر جای میگذارند. بنابراین، زنجیره علمی رخداد آتشسوزی از وفور پوشش گیاهی آغاز میشود، با گرمای بیسابقه و کاهش رطوبت ادامه مییابد و در نهایت محیطی فراهم میکند که آتش میتواند با سرعت بالا از علفزار به بوتهزار و سپس به تاج درختان منتقل شود.
این الگو اهمیت توالی زمانی رخدادهای جوی را برجسته میسازد. خطر حریق تنها تابع میزان بارش سالانه نیست. نحوه توزیع بارش، فاصله میان دوره مرطوب و موج گرما و سرعت خشکشدن پوشش گیاهی تعیین میکند که یک سال پربارش به سالی کمخطر یا به فصل آتشسوزی شدید منتهی شود. تغییرات اقلیمی با افزایش نوسان میان دورههای مرطوب و دورههای بسیار گرم، این تناقض را تشدید میکند.
از جنگلهای مدیترانهای تا سواحل اقیانوس اطلس
شبهجزیره ایبری و مناطق مدیترانهای فرانسه به صورت تاریخی مستعد آتشسوزی هستند. تابستانهای خشک، پوشش گیاهی سازگار با آتش و وزش بادهای گرم، بخشی از ویژگی طبیعی این مناطق به شمار میروند. رخداد هشداردهنده تابستان 2026، گسترش آتشهای بسیار شدید به نواحی مرطوبتر ساحل اقیانوس اطلس فرانسه در اطراف بوردو بود. پژوهشگران حوزه آتشسوزی جنگلها، این موارد حریق را فراتر از پیشبینیهای قبلی خود توصیف کردهاند. بر همین اساس، آتشسوزی ژیروند در فرانسه حدود 420 کیلومتر مربع را دربر گرفت و جبهه آن تا 19 کیلومتری بوردو پیش رفت. در اطراف مادرید نیز یکی از جبهههای حریق به طول تقریبی 62 کیلومتر گسترش یافت و حدود 50 هزار هکتار جنگل را سوزاند.
ورود حریقهای عظیم به اکوسیستمهایی که در دورههای خنکتر و مرطوبتر شکل گرفتهاند، آسیبپذیری تازهای ایجاد کرده است. بخشی از جنگلهای اروپا از تودههای همگن و همسن درختان تشکیل شدهاند. تراکم بالا، پیوستگی تاج پوشش و شباهت گونهای سبب میشود آتش پس از ورود به این جنگلها با مانع طبیعی کمتری روبهرو شود. درختانی که هماهنگ با اقلیم گذشته کاشته شدهاند، در برابر گرما و خشکی جدید دچار تنش آبی میشوند. این تنش، ریزش برگ و شاخه، مرگومیر درختان و افزایش سوخت خشک برای حریق را در پی دارد.
تأثیر آتشسوزیها بر چرخه تشدید تغییرات اقلیمی
شدت موارد حریق در فرانسه برای نخستینبار به تشکیل ابر آتشکومهای یا «پیروکومولونیمبوس» منجر شد. این پدیده زمانی شکل میگیرد که گرمای عظیم آتش، ستون قدرتمندی از هوای داغ، دود، خاکستر و بخار آب را به ارتفاعات بالا میبرد. صعود سریع هوا میتواند ابرهای متراکم، بادهای شدید و آشفتگی جوی تولید کند. جریانهای نزولی و تغییر ناگهانی جهت باد، جبهه آتش را به مسیرهای تازه میرانند و عملیات اطفا را مختل میکنند. صاعقه تولیدشده در این ابرها نیز ممکن است آتشهای جدیدی در فاصلهای دورتر ایجاد کند.
در این مرحله، حریق از یک پدیده وابسته به آبوهوا به سامانهای تبدیل میشود که بر آبوهوای محلی اثر میگذارد. انرژی آزادشده، انتقال اخگرها را در فواصل طولانی تسهیل میکند و آتش میتواند از جادهها، خطوط پاکسازیشده و موانع معمول عبور کند. گزارشهای میدانی از فرانسه و اسپانیا نیز بر همین قدرت غیرعادی تأکید دارند. آتشنشانان با جبهههایی روبهرو شدند که شدت حرارتی و سرعت حرکت آنها ظرفیت مداخله زمینی و هوایی را محدود میکند.
چرخه بازخورد میان آتش و اقلیم
حریقهای عظیم خود به تقویت بحران اقلیمی منجر میشوند. سوختن زیستتوده، کربن ذخیرهشده در تنه، شاخه، برگ و خاک را وارد جو میکند. همزمان، نابودی پوشش جنگلی ظرفیت جذب دیاکسید کربن در سالهای بعد را کاهش میدهد. اکوسیستمی که پیشتر مخزن کربن بود، ممکن است در اثر تکرار آتشسوزی، خشکسالی و رویش مجدد ناقص به منبع خالص انتشار تبدیل شود. این چرخه، گرمایش را تشدید میکند و زمینه را برای آتشهای بعدی مساعدتر میسازد.
در نهایت، آتشسوزیهای فرانسه و اسپانیا نشانه آشکار رسیدن تغییرات اقلیمی اروپا به وضعیت خطرناک هستند. در چنین وضعیتی، سازگاری مؤثر نیازمند کاهش پیوستگی بافت جنگلی، تنکسازی هدفمند جنگل، ایجاد فضاهای سبز مقاوم به حریق در پیرامون شهرها و جایگزینی تدریجی گونههای آسیبپذیر با ترکیبهای متنوعتر است. کاهش انتشار گازهای گلخانهای نیز تعیین میکند که این اقدامات تا چه زمانی توان مهار خطر را خواهند داشت. هرچه سطح پایه دما بالاتر رود، دامنه شرایط قابل کنترل کوچکتر میشود و حریقهایی که امروز کمسابقه خوانده میشوند، میتوانند به الگوی عادی تابستانهای آینده اروپا تبدیل شوند.