کیش با کمبود روانپزشک مواجه است
کیش - ایرنا - مسئول سلامت روان مرکز توسعه سلامت کیش، در گفتگو با ایرنا، از خدمات روانشناختی این مرکز پس از شیوع این ویروس در جزیره سخن گفت و تاکید کرد که در شرایط حاضر، کمبود نیروهای متخصصی همچون روانپزشکان احساس می شود.
پس از شیوع ویروس کرونا، چه خدمات روانشناختی در کیش توسط مرکز توسعه سلامت صورت گرفته است؟
با توجه به این که در هفته سلامت هستیم، باید عرض کنم هدف از این هفته این است که عموم جامعه توجه ویژهای به سلامت روان داشته باشند و آموزش و اطلاعات خود را در این زمینه افزایش دهند. طبیعتا با وجود اتفاقات ناگهانی مانند بحران کرونا افراد دچارنگرانی و اضطراب می شوند که تا حدی طبیعی است و درواقع ترس واضطراب حاصل شده از این امرباعث حفاظت وصیانت انسان از خود و همچنین بالا رفتن میزان دقت و تمرکزخواهد شد. بیماری کرونا هم از نظر جسمی و هم پیامدهایی چون تعطیلی مشاغل، قرنطینه شدن، حذف روابط و غیره منجر به استرس در افراد میشود؛ به خصوص در جزیره کیش که بسیاری از افراد تنها هستند و نوع تعاملات مانند سایر نقاط کشور نیست، مشکلات بیشتری هم ایجاد کرد.
با ورود کرونا، کادر بخش سلامت روانی مرکز توسعه سلامت، افرادی را که دچار استرسهای بالا میشدند شناسایی و برای مشاوره ارجاع داده میشدند. همچنین افرادی که درقرنطینه به سر میبرند به دلیل متفاوت بودن زندگی در قرنطینه ومشکلات مختص آن، مشاوره دریافت میکردند. مشکلاتی مانند دوری از خانواده و قطع روابط که تاثیرات روانی زیادی به دنبال دارد. از طرفی زنان به دلیل مسوولیتهای که در خصوص فرزندان خود دارند و مردان به دلیل دور شدن ازمحیط های کاری خود، دچارشرایط روحی خاصی می شدند. در این بین برخی از افراد، خودشان با ما تماس میگرفتند که با استرس های زیادی روبرو شده اند و یا بیماری های روانی داشتند که طبق روال قبل هم یک سری مشکلات مثل مشکلات خانوادگی در آنها وجود داشته که کرونا هم به آنها دامن زده وتنش بین اعضای خانواده را نیزبیشترکرده است. در اوایل و قبل از دریافت بخشنامه، افراد با رعایت پروتکل مشاوره حضوری و آموزشهایی برای کاهش استرس دریافت میکردند. برخی از کیشوندان هم که از قبل با ما آشنا بودند و به مراجعه میکردند.
معمولا چه نوع مشاورههایی به افراد ارائه میدهید؟
ما درمجموع سه نوع مشاوره داریم؛ مشاوره پیش گیرانه که به افراد آموزش داده می شود که چگونه استرس های خود را کنترل کنند تا روابط بهترشود و کرونا برسطح زندگی آنها تاثیر نگذارد.
نوع دیگری از مشاوره به مبتلایان کرونا ارائه میشود؛ این افراد یا توسط سایرین و در ارتباطات بیرونی شناسایی می شدند و یا خود فرد با مراجعه به پزشک و یا در محیط های کاری تست می داد.
از بین این افراد، همکاران مراقب سلامت، پیگیر کارآنها بودند و به ما اطلاع می دادند که فرد بی نهایت استرس وافسردگی دارد و اگر فردی بود که زمینه اختلالات روانی داشت این امربیماری او را تشدید واو نیز نا امید و حالت انزوا پیدا می کرد.
نوع سوم مشاوره هم به گروه سومی که عزیزانشان را از دست می دادند، «مشاوره سوگ» می دادیم. در این شرایط برای اینکه اندوه و سوگ این افراد بیشتر نشود، وارد عمل میشدیم. وقتی کسی یکی از اعضای خانواده اش فوت می کرد و به ما اطلاع داده میشد، با آنها تماس می گرفتیم و در 4 جلسه به آنها به صورت تلفنی مشاوره می دادیم.
در حال حاضرکه شرایط دفن بیماران و شکل مراسم سوگواری تغییر پیدا کرده، از نظرروحی برای بازماندگان آسیب هایی به بازماندگان وارد میشود. از جمله تنها بودن دراجرای مراسم کفن و دفن به صورتی متفاوت از همیشه آن هم بعد از مدتی که آن فرد بیمار بوده شرایط روحی خوبی برای انها رقم نمیزند. البته بعد از مشاوره سوگ هم، اگر نیاز باشد، همچنان میتوانند مشاره دریفات کنند.
از نظر نوع استرس و اضطراب آیا میان زنان و مردان تفاوتی مشاهده کردید؟
در زنان میزان افسردگی نسبت به مردان بیشتر است وزمانی که ما ازآسیبهای روانی صحبت می کنیم یکی از گروه های آسیب پذیرما زنان هستند و بعد کودکان و سالمندان و افراد مشاغل سخت و غیره. در زنان افسردگی طولانی تر و پیچیده است. البته این به این معنا نیست که مردان افسردگی نمی گیرند. اقایان هم مبتلا می شوند، منتها متاسفانه آنها کمتر مراجعه می کنند. دربعضی مواقع در مردان حالات افسردگی از جمله حالت های روحی حاصل از افسردگی و بیماری روحی مثل خستگی، بی حوصلگی، تحریک پذیری و... را پای خلق فرد می گذارند و می گویند فلان مرد بداخلاق است در حالی که بیشترعلایم افسردگی است.
اکنون که این فرصت پیش آمده باید اشاره کنم که اقایان برای مشاوره گرفتن، مقاومت بیشتری نشان میدهند. مواردی داشتیم که خانمی مراجعه می کند برای مشاوره اما بعد از چند جلسه می گوید همسر او رغبتی نشان نمیدهد و می گوید من خودم به همه مشاوره میدهم نیازی ندارم!
در رابطه مشاغل چطور؟ برای آنها هم برنامه ای در نظر گرفتید؟
برخی از مشاغل تبدیل به دورکاری و یا تعطیل شدهاند. اما با توجه به اقدامات مرکز توسعه سلامت، کانون هایی که نیاز به مراقبت و آموزش بیستر دارند، براساس نتایجی که از تست ها حاصل میشود برخی مشاغل که موارد بیشتری مبتلا میشوند، شناسایی شده و روی آنها مراقبت و آموزش بیشتری انجام میشود.
البته یک نکته کلیدی بحث سلامت روان بحثی است که امیدواریم خانواده ها جزو اولویت خود قرار دهند. در واقع ما خیلی از مسایلی که درجامعه و در پزشکی داریم بیماری های سایکوسوماتیک اند؛به این معنا که بیماری جسمی افراد از بیماری روانی آنها نشات گرفته است. فرد از یک بیماری روحی رنج میبرد ولی تاثیرش را روی جسمش میگذارد؛ مثل سردرد ها، بیماریهای قلبی و گوارشی و روماتیسم.
بنابراین این نشان میدهد که افراد باید به سلامت روح خود خیلی بیشتر باید توجه کنند. اگر تغییرات خلقی، تحریک پذیری، بی حوصلگی، و افسردگی و اضطراب و وسواس به سراغ افراد می آید حتما پیگیری کنند و هراسی از انگ های اجتماعی و این ذهنیت که مراجعه به روان شناس جلوه خوبی ندارد، به خود راه ندهند. همانطور که ما برای دندان به پزشک مراجعه می کنیم برای بیماری روانی هم مانند بیماری جسمی باید مراجعه کنیم وگرنه کار خیلی سختتر خواهد شد. یک مادر افسرده کل کانون خانواده را تحت شعاع قرارمی دهد و بعدها فرزندان به سمت ناهنجاریهای اجتماعی میروند. در طی این 20 سالی که در جزیره بودهام،مواردی بوده که وقتی مادر را درمان کردیم، حال کل خانواده بهبود پیدا کرده؛ زیرا ارتباط همسر و روابط بین فردی نیز بهتر شده است. در نتیجه بعضی مواقع اگر کانون خطر را بشناسیم وسریعتر اقدام کنیم نتیجه بهتری می گیریم.
نکته آخر این که با توجه به شعار امسال هفته بهداشت، کاش سیاست گذاران به طور گسترده تر قوانینی و برنامه هایی را دربحث حمایت روان تدوین کنند به نحوی که همه اقشار اعم از محیط های کاری و جامعه و خانواده ها تحت پوشش قرار بگیرند. همچنین بحث بیمه بیماران روانی هنوز پوشش کامل ندارد. به گونه ای که ما واقعا بتوانیم بیشترحمایت کنیم و کیفیت خدمات سلامت روان را بالا ببریم. اکنون در جزیره ما بخش نیروی تخصصی مانند روانپزشکان را نداریم. هرچه ما بتوانیم خدمات درمانی بهتری ارایه کنیم بیشتر می توانیم امنیت روان جامعه را فراهم آوریم.
*س_برچسبها_س*