شنبه 31 مرداد 1405

گزارشی جالب از همکاری جهادگران دو نسل

خبرگزاری دانا مشاهده در مرجع
گزارشی جالب از همکاری جهادگران دو نسل

هم دکتر است هم یک استاد است و هم یک جانباز! اصرار زیادی دارد تا نامش را نیاوریم. با اکراه قبول کرد که ضمن انعکاس این گفتگو نام کوچکش را ذکر کنم. آقا ابراهیم اصلا راضی به مصاحبه نمیشد و می گفت کاری نکرده ایم که قابل ذکر باشد اگر هم اتفاق خوبی افتاده وظیفه بوده پس نیاز به گفتن نیست.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بسیج سازندگی، هم دکتر است هم یک استاد است و هم یک جانباز! اصرار زیادی دارد تا نامش را نیاوریم. با اکراه قبول کرد که ضمن انعکاس این گفتگو نام کوچکش را ذکر کنم. آقا ابراهیم اصلا راضی به مصاحبه نمیشد و می گفت کاری نکرده ایم که قابل ذکر باشد اگر هم اتفاق خوبی افتاده وظیفه بوده پس نیاز به گفتن نیست. سرانجام پس از کلی بحث حاضر شد کالمی با ما بگوید و از شرکت در اردوهای جهادی بگوید. او که جهاد در جبهه حق علیه باطل را به خوبی درک کرده و در این راه به درجه رفیع جانبازی رسیده به پیشنهاد یکی از دانشجویان جوان، پرشور و فعالش پا در مسیر اردوهای جهادی میگذارد و چندین نوبت پا به پای جوانان هم فعالیت عمرانی انجام می دهد و هم به رفع شبهات و تدریس علوم دینی می پردازد. برای جهاد و اردوی جهادی حتما الزم نیست تا کیلومترها راه را طی کرد و به نقاط به اصطلاح محروم رسید؛ شاید باورش سخت باشد اما بیخ گوش پایتخت بسیاری از مردم در فقر و محرومیت زندگی میکنند. آقا ابراهیم و گروه جهادی طلایه داران ظهور هم از همین جا آغاز کردند و به روستاها و نقاط محروم ورامین سر زدند. حین صحبت آقا ابراهیم چندین بار تکرار میکرد که شاید باورش سخت باشد اما در ورامین مناطقی وجود دارد که امکانات اولیه زندگی نیز فراهم نیست. ما به روستایی رفتیم و برای یکی از خانوادهها آنجا حمام ساختیم؛ حمام برای خانوادهای که در تهران زندگی میکند جزو بدیهیات خانه است اما آنها از آن محروم بودند و وقتی کار ما به پایان رسید آنقدر این خانواده خوشحال بودند که انگار خوشبختترین آدمهای زمین هستند. دیدن این صحنهها به انسان نیرو و انرژی میدهد تا علیرغم برخی مشکلات و سختیها به این مناطق رفته و هر چه از دستش برمی آید انجام دهد. برایم جای تعجب بود که یک استاد دانشگاه چنین با ذوق از فعالیت عمرانی یک هفته ای در یک روستا تعریف میکند؛ اول احساس کردم که از نسل قبلتر از من است و جبهه دیده و روزگار سختی چشیده و حاال این نوع نگاه به زندگی را دارد اما سر صحبت که باز شد دائم از جوانانی سخن میگفت که همسن و سال من و شاید کوچکتر بودند؛ جوانانی که به پیشنهاد آنها این استاد به اردو و فعالیت جهادی جذب شد. با اینکه سن و سالی از آقا ابراهیم گذشته اما از اینکه دیگر اجازه فعالیت عمرانی در اردوی جهادی به او نمیدهند و کمتر از او دعوت میکنند کمی گله داشت. در برخی از این اردوها، عالوه بر فعالیت عمرانی و ساخت وساز، با توجه به رشته تحصیلیاش برای مردم منطقه محروم گل عباس در ورامین و همچنین نیروهای جهادی که برای ساخت وساز به آنجا میرفتند تدریس علوم دینی میکرد و به شبهاتشان پاسخ میگفت. شاید تفاوت و ماندگاری کار آقا ابراهیم در همین باشد؛ ممکن است ساختمانی که جهادگران در مناطق محروم میسازند پس از سالها از بین برود، خراب شود و یا نیاز به ترمیم داشته باشد اما این استاد، ذهنهای این مردم را با علوم دینی آشنا کرده و دریچه ای از نور علم و معرفت را بر قلب آنان روانه داشته که شاید تا آخر عمر همراه آنان باشد. تربیت دانشجویان و نیروهایی با روحیه جهادی از یک سو و ایجاد حلقه ای از مردم محروم برای رفع شبهات از سوی دیگر شخصیت و تفکر آقا ابراهیم را از سایر اساتید ممتاز میسازد. یادگیری از جوانان او در میان صحبتهایش دائما از جوانی سخن میگفت که روحیه جهادی را از او آموخته، جوانی با نام مهدی رفیعی! رفیعی با وجود سن کم کمر همت بسته و فعالیتهای جهادی زیادی داشته است. آقا کریم میگوید نامش را در گوشی» رفیعی جهادی «ذخیره کرده است. شماره را گرفتم تا با وی گفتگو کنم؛ اما قبل از تماس با وی همین عبارت رفیعی جهادی را سرچ کردم. مطالب و گفت وگوهای زیادی با رسانه های مختلف انجام داده بود و از فعالیتهای جهادگونه اش گفته بود. برخی از این مطالب برایم خیلی جالب بود مثال تولید روغن کنجد که الان به تولید بیش از 89 نوع روغن رسیده است. رفیعی میگوید: در صنعت روغنگیری سعی کردم از بهترین مواد اولیه استفاده کنم تا محصول تولیدشده با باالترین کیفیت به دست مصرفکننده برسد. برکت راهاندازی کارگاه روغنکشی این بسیجی کارآفرین، روزی حالل را چاشنی زندگی 15 زن سرپرست خانوار کرده است. اجازه میدهید فرزندتان باشیم؟ او که مسئول قرارگاه طلایه داران ظهور است و تنها 21 سال سن دارد میگوید: بسیاری از پدران و مادران شهدا پیر و تنها و ازکارافتاده هستند. من سعی کردم آنها را شناسایی کنم. آخر هر هفته، سراغ یکی از خانوادهها میرویم و با این جمله مهمانشان میشویم: اجازه میدهید فرزندتان باشیم؟ هر کاری از دستمان بربیاید برایشان انجام میدهیم. از تمیز کردن خانه و سرویس بهداشتی و انجام خرید خانه گرفته تا بردن آنها به پارک و دکتر و تامین نیازهای آنها و نشستن پای حرفها و خاطراتشان. امروز وظیفه ما است که دینمان را به پدران و مادران شهیدان ادا کنیم. نباید منتظر بنشینیم تا بنیاد شهید و مسئولان به داد تنهایی و مشکالت آنها برسند. یادم می آید یک هفته به دیدن مادر شهیدی رفتم که خانه اش در دروازه غار بود. این مادر، تنها فرزندش شهید شده بود، بعد از فوت همسرش تنهای تنها شده بود و در محلهای زندگی میکرد که در قرق معتادان بود. از ترس آنکه معتادان نیمه شب برای دزدی به خانهاش نیایند، یک سگ را نگهبان خانه اش کرده بود. وقتی سراغش رفتم و گفتم میخواهم پسرت باشم یک دل سیر گریه کرد. از آن زمان هر هفته، من یا یکی از بر و بچه های جهادگر به دیدن این مادر میرویم.

مهدی رفیعی اولین گروه جهادی را در 13 سالگی راه انداخت. او میگوید: اوایل من را باور نمیکردند. حق هم داشتند. سن و سالی نداشتم؛ اما وقتی پای کار رفتم، جهادگران پیشکسوت مرا پذیرفتند. بعد از آن بود که با روشهای مختلف جوانان و میانسالان را جذب گروههای جهادی کردم. محرومترین و دورافتاده ترین روستاهای کشور را برای خدمت انتخاب میکردیم.«با تالشهای مهدی هر سال یک گروه به جمع گروههای جهادی اضافه میشد و جهادگران پیشکسوت از قدرت نفوذ این نوجوان 18-17 ساله در عجب میماندند. مهدی در 19 سالگی قرارگاه جهادی طلایه داران ظهور را متشکل از 13 گروه جهادی که خودش بانی شکل گیری همه آنها بود، راه اندازی کرد و مسئولان، سکان هدایت این قرارگاه را به درایت و همت او سپردند. او بانی روشهای متفاوت برای محرومیتزدایی است. علاوه بر سفرهای جهادی به روستاهای محروم ایران در بازههای زمانی مختلف، خدمترسانی به مردم محروم در روستاهای اطراف پایتخت را هم در برنامهاش قرار داد. این روزها عزمش را برای اشتغالزایی و محرومیتزدایی در روستای کوره فرنگی جزم کرده است. روستایی که در جنوبیترین محدوده پایتخت قرار دارد. رفیعی همچنین با همکاری قرارگاه جهادی امام رضا (ع) سامانه ای را برای شناسایی نیازمندان راهاندازی کردهاند. او میگوید: در این سامانه، 4 هزار و 500 خانواده نیازمند را شناسایی و ثبت کردهایم تا بتوانیم برای رفع نیازهای مختلف آنها به صورت ساماندهی شده عمل کنیم. توزیع غذای گرم در میان کارتنخوابها، کمک به معتادان برای تولد دوباره، آماده کردن بانک اطالعات از خانواده شهدا و جانبازانی که درگیر مشکالت مختلف هستند از روشهای متفاوتی است که این فرمانده جوان برای تحقق اهداف نابش بهکاربرده است.

انتهای پیام / ا

گزارشی جالب از همکاری جهادگران دو نسل 2