آلفارومئو جولیا کوادریفولیو؛ آخرین شورش ایتالیاییها علیه آلمان
سدانهای اسپرت هر روز بیشتر به سمت هیبرید شدن، چهارچرخ محرک و انبوهی از سامانههای الکترونیکی حرکت میکنند، آلفارومئو جولیا کوادریفولیو هنوز شبیه یک خودرو از جهان دیگری است؛ یک سدان ایتالیایی با موتور V6 توئینتوربو، دیفرانسیل عقب، فرمانی فوقالعاده تیز و شخصیتی که بیشتر از آنکه بخواهد با اعداد و جدولها شما را تحت تأثیر قرار دهد، تلاش میکند پشت فرمان لبخند روی صورتتان بیاورد. حالا...
به گزارش تابناک به نقل از ماشین کلیک؛ بعضی خودروها را با عقل نمیشود توضیح داد. اگر قرار بود همه چیز در صنعت خودرو بر اساس منطق اقتصادی، جدول مشخصات و امکانات دیجیتال پیش برود، احتمالاً آلفارومئو جولیا کوادریفولیو اصلاً نباید وجود میداشت.
در بازاری که BMW M3 و مرسدس -AMG C63 هر کدام تلاش میکنند با فناوری بیشتر، قدرت بیشتر و سامانههای پیچیدهتر یک قدم جلوتر از دیگری باشند، آلفارومئو مسیر دیگری را انتخاب کرده است. جولیا کوادریفولیو از همان ابتدا قرار نبود یک کامپیوتر متحرک باشد. قرار بود یک خودرو باشد؛ خودرویی که وقتی پشت فرمانش مینشینید، هنوز بتوانید ارتباط مستقیم میان دست، پا، موتور و آسفالت را حس کنید.
این همان چیزی است که باعث شده جولیا کوادریفولیو با وجود گذشت سالها از معرفی نسل فعلی، هنوز یکی از جذابترین سدانهای اسپرت بازار باشد. حتی در بررسیهای تاپگیر نیز تأکید شده که این خودرو با وجود قدیمیتر شدن فناوری کابین، همچنان از نظر هندلینگ، سرعت و کیفیت تجربه رانندگی در سطح بسیار بالایی قرار دارد.
اما داستان این بار کمی متفاوت است. آلفارومئو و مازراتی در پروژهای مشترک تحت عنوان Bottega Fuoriserie، سراغ نسخهای محدود از جولیا کوادریفولیو رفتهاند که نام Luna Rossa را یدک میکشد؛ خودرویی که ادای احترام به تیم قایقرانی ایتالیایی لونا روسا است.
این نسخه قرار نیست یک جولیا کاملاً جدید باشد. اتفاقاً جذابیتش در این است که مهندسان تقریباً دست به ترکیب مکانیکی اصلی نزدهاند. همان موتور V6 توئینتوربو در جلو قرار دارد، همان گیربکس هشتسرعته ZF نیرو را منتقل میکند و همچنان چرخهای عقب مسئول رساندن قدرت به زمین هستند. اما ظاهر و جزئیات آیرودینامیکی آن به شکل محسوسی تغییر کرده است.
فقط 10 دستگاه از Luna Rossa قرار است به مشتریان برسد و نکته جالب اینکه پیش از آنکه بسیاری از مردم حتی فرصت فکر کردن به خرید این خودرو را داشته باشند، هر 10 دستگاه رزرو شده بودند. تاپگیر نیز برای بررسی این نسخه با یک نمونه پروتوتایپ مواجه شده که روی نمایشگر کابین با شماره صفر مشخص شده است.
اما چرا لونا روسا؟
پاسخ را باید در طراحی این خودرو جستوجو کرد. رنگ بدنه خاص، تزئینات ویژه و مهمتر از همه بال عقب عجیبوغریب، همه به دنیای قایقرانی مسابقهای اشاره دارند. بال عقب با طراحی دوپروفایلی ساخته شده تا یادآور هیدروفویلهای قایق مسابقهای AC75 باشد؛ همان سطوحی که قایق را از سطح آب بلند میکنند و باعث حرکت بسیار سریع آن میشوند.
البته اینجا قرار نیست خودرو از زمین بلند شود. فلسفه برعکس است؛ باید خودرو را بیشتر به زمین بچسباند.
آلفارومئو میگوید مجموعه آیرودینامیکی Luna Rossa میتواند نیروی رو به پایینی تا حدود پنج برابر نسخه معمولی جولیا کوادریفولیو ایجاد کند. در سرعتهای بالا، رقم اعلامشده برای داونفورس حدود 140 کیلوگرم است. این افزایش فقط برای نمایش نیست؛ فلسفه اصلی آن حفظ تعادل خودرو در سرعتهای بالا و افزایش چسبندگی هنگام ورود به پیچهاست.
البته اگر کسی فکر کند با اضافه شدن این قطعات، جولیا تبدیل به یک خودروی مسابقهای خشک و غیرقابل استفاده در خیابان شده، احتمالاً اشتباه میکند.
یکی از جذابترین ویژگیهای جولیا کوادریفولیو از ابتدا این بود که میتوانست دو شخصیت کاملاً متفاوت داشته باشد. صبح میتوانید با آن در خیابانهای شهر حرکت کنید، با تعلیق نسبتاً راحت رانندگی کنید و بعد از چند ساعت وارد جادهای پیچدرپیچ شوید و ناگهان بفهمید خودرویی که تا چند دقیقه قبل کاملاً متمدن به نظر میرسید، چه شخصیت دیگری در وجودش پنهان کرده است.
در نسخههای بهروزشده، سیستم تعلیق نیز مورد بازنگری قرار گرفته و همین موضوع باعث شده جولیا در کنار قابلیتهای اسپرت، راحتی قابل توجهی هم داشته باشد. حتی یک حالت مخصوص جادههای ناهموار برای نرمتر کردن رفتار خودرو در نظر گرفته شده است.
اما قلب داستان همچنان همان موتور 2.9 لیتری V6 توئینتوربو است.
این موتور در نسخه مورد بررسی حدود 513 اسببخار قدرت تولید میکند؛ عددی که برای یک سدان خانوادگی تقریباً غیرمنطقی به نظر میرسد. اما همین غیرمنطقی بودن است که جولیا را جذاب میکند.
قدرت موتور از طریق گیربکس هشتسرعته اتوماتیک ZF به چرخهای عقب منتقل میشود. اینجا خبری از چهارچرخ محرک نیست و همین موضوع برای بسیاری از علاقهمندان رانندگی یک مزیت محسوب میشود. راننده باید با خودرو کار کند، نه اینکه تمام مسئولیت را به سیستمهای کنترل کشش و چهارچرخ محرک بسپارد.
شتاب صفر تا 62 مایل بر ساعت در حدود 3.9 ثانیه اعلام شده و حداکثر سرعت نیز در محدوده 191 مایل بر ساعت قرار دارد. یعنی با وجود ظاهر یک سدان چهاردر، عملکرد آن به قلمرو خودروهایی نزدیک میشود که سالها پیش فقط در کوپهها و سوپراسپرتها میتوانستیم ببینیم.
اما آنچه موتور جولیا را خاص میکند، فقط عدد قدرت نیست.
این V6 در دورهای پایین رفتاری نسبتاً آرام دارد و حتی کمی تأخیر توربو قابل احساس است. اما با بالا رفتن دور موتور، شخصیت آن بهتدریج تغییر میکند. حوالی 3000 دور در دقیقه موتور جان بیشتری میگیرد و در دورهای بالاتر، پاسخدهی و صدای آن به چیزی تبدیل میشود که از یک سدان خانوادگی انتظار ندارید.
همین تأخیر جزئی توربو شاید روی کاغذ نقطه ضعف به نظر برسد، اما پشت فرمان میتواند حتی جذاب باشد. چرا؟ چون راننده را وادار میکند با موتور کار کند.
پدالهای تعویض دنده پشت فرمان نیز در چنین شرایطی معنای بیشتری پیدا میکنند. اگر گیربکس را روی حالت کاملاً خودکار بگذارید، ممکن است کمی از آن حس مکانیکی که از جولیا انتظار دارید از بین برود. اما وقتی خودتان زمان تعویض دنده را انتخاب میکنید، خودرو شخصیت متفاوتی پیدا میکند. تاپگیر نیز اشاره کرده که گیربکس در حالت خودکار گاهی کمی تنبل عمل میکند و همین موضوع باعث میشود استفاده از حالت دستی جذابتر شود؛ و بعد نوبت فرمان میرسد؛ بخشی که شاید مهمتر از قدرت موتور باشد.
جولیا کوادریفولیو از همان ابتدا به خاطر فرمان بسیار سریع و دقیقش مورد توجه قرار گرفت. این خودرو در پیچها به راننده اطلاعات میدهد. شما فقط نمیپیچید؛ احساس میکنید لاستیک جلو چه کاری انجام میدهد و وزن خودرو چگونه در حال جابهجایی است.
این ویژگی در دورهای که بسیاری از خودروهای اسپرت به کمک انبوهی از سامانههای الکترونیکی تلاش میکنند همه چیز را برای راننده آسان کنند، ارزش بیشتری پیدا میکند.
جولیا نمیخواهد شما فقط سریع باشید. میخواهد بدانید چرا سریع هستید.
البته این به معنی بینقص بودن خودرو نیست.
ترمزها در توقفهای بسیار شدید میتوانند گاز بیشتری از راننده طلب کنند و در کابین نیز فناوری دیجیتال در حد جدیدترین رقبای آلمانی نیست. نمایشگر لمسی 8.8 اینچی در برابر سیستمهای مدرن امروزی کمی قدیمی به نظر میرسد و گرافیک و سرعت آن نمیتواند با جدیدترین محصولات بازار رقابت کند.
در کابین جولیا هنوز دکمه، کلید و کنترل فیزیکی پیدا میکنید. برای تنظیم بسیاری از عملکردها لازم نیست چند منوی لمسی را باز کنید. فرمان، پدالها و کنترلهای اصلی حس مکانیکی دارند. این همان چیزی است که خودروهای امروزی به تدریج در حال از دست دادن آن هستند.
نسخه Luna Rossa البته از این نظر خاصتر است.
درون کابین از قطعات فیبرکربن استفاده شده و حتی بخشی از متریال به کاررفته در داشبورد از قطعهای از بادبان واقعی پروژه Luna Rossa الهام گرفته است. صندلیهای اسپارکو با پوشش ویژه نیز بخشی از همین داستان هستند و ظاهر کابین را از یک جولیا معمولی جدا میکنند.
اما همه اینها در به یک سؤال ختم میشود: آیا هنوز خرید یک سدان بنزینی 500 اسببخاری منطقی است؟
اگر پاسخ را از حسابدار بپرسید، احتمالاً خیر.
اگر از مهندس محیط زیست بپرسید، احتمالاً باز هم خیر.
اگر از کسی بپرسید که میخواهد در سریعترین زمان ممکن از نقطه A به نقطه B برسد، خودروهای دیگری هم وجود دارند که شاید انتخاب منطقیتری باشند.
اما اگر سؤال را از یک عاشق خودرو بپرسید، پاسخ میتواند کاملاً متفاوت باشد.
چون جولیا کوادریفولیو درباره منطقی بودن ساخته نشده است.
راستی این سوال برای من و شما که در ایران زندگی می کنیم نیست! شما این سوال را نپرسید لطفا!
این خودرو درباره احساس است، درباره صدای یک V6 توئینتوربو، درباره چرخهای عقب، درباره فرمانی که به دستهای راننده اطلاعات میدهد، درباره گیربکسی که اجازه میدهد راننده خودش تصمیم بگیرد و درباره بدنهای که هنوز هم وقتی از کنار آن عبور میکنید، مجبور میشوید یک بار دیگر نگاهش کنید.
شاید به همین دلیل است که تاپگیر هنوز جولیا کوادریفولیو را یکی از بهترین محصولات آلفارومئو میداند؛ خودرویی که با وجود سن بالاتر نسبت به بسیاری از رقبای جدید، همچنان میتواند تجربهای ارائه دهد که بعضی خودروهای مدرنتر با تمام فناوریهایشان از ساختنش عاجزند.
Luna Rossa البته بیشتر یک اثر کلکسیونی است تا یک انتخاب منطقی برای مشتری عادی. هر 10 دستگاه آن از قبل فروخته شدهاند و بنابراین حتی اگر پول کافی هم داشته باشید، دیگر نمیتوانید یکی از آنها را سفارش دهید. اما همین محدودیت شاید ارزش داستان را بیشتر کند.
این نسخه خاص در واقع آخرین جمله یک فصل است؛ فصلی که در آن آلفارومئو تلاش کرد نشان دهد یک سدان اسپرت هنوز میتواند روح داشته باشد.
در زمانی که خودروها آرامآرام به سمت برق، اتوماسیون و دیجیتالی شدن کامل حرکت میکنند، جولیا کوادریفولیو یادآوری میکند که خودرو هنوز میتواند چیزی فراتر از یک وسیله حملونقل باشد.
میتواند یک تجربه باشد، میتواند شما را وادار کند جادهای را انتخاب کنید که پیچ بیشتری دارد، فقط به این دلیل که میدانید پشت آن فرمان چه اتفاقی خواهد افتاد؛ و شاید این بزرگترین دستاورد جولیا باشد؛ اینکه بعد از سالها هنوز هم برای راندنش دلیل میتراشید، نه برای رسیدن به مقصد، بلکه برای خود رانندگی.