آیین کوسه گلین و نوروزخوانی در خاطرات قزوین / اهالی دارالمومنین دلها را به هم گره میزنند
مردم قزوین در عید باستانی با ادا کردن آداب و رسوم نوروزی دلهای خود را به یکدیگر نزدیک کرده و کدورتها را از بین میبرند و همواره این آیین جزو ضروریات زندگی آنها بوده است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یه نقل از صبح قزوین؛ رسمها و آیینهای نوروزی از روزگاران کهن به ارث رسیده است البته دست تطاولگر ایام، برخی آیینهای کهن نوروزی را دستخوش تغییراتی کرده است. البته گردش ایام هیچگاه نتوانسته از رونق و شکوه این آیینها بکاهد، بطوریکه در استان قزوین که دارای سابقه و قدمت تاریخی و فرهنگی است، این جشن با جذابیت و رونق خاصی برگزار می شود.
مردم قزوین در عید باستانی با ادا کردن آداب و رسوم نوروزی دلهای خود را به یکدیگر نزدیک کرده و کدورتها را از بین میبرند و همواره این آیین جزو ضروریات زندگی آنها بوده است. آداب و رسوم مردم قزوین از گذشتههای بسیار دور همواره مورد توجه اقوام و طوایف مختلف بوده است؛ (به لحاظ آب و هوا و موقعیت خاص جغرافیایی) به عنوان یک شاهراه ارتباطی بین مناطق مختلف کشور تنوع ایلات، مهاجرت پذیری و داشتن روحیه شاد و طنز پرداز اهالی قزوین سبب شده تا استان قزوین آداب و رسوم متفاوتی نسبت به سایر استانهای کشور داشته باشد. براساس نتایج حاصل از کاوشهای علمی در پایگاههای تاریخی دشت قزوین، قدمت سکونت و یک جانشینی در این منطقه به بیشاز هفت هزار سال میرسد. این پیشینه تاریخی کهن و رفت و آمد اقوام مختلف در طول تاریخ، باعث ایجاد تنوع فرهنگی بسیار گسترده در این منطقه شده است. این تنوع زمانی زیباتر و گسترده تر می شود که دو منطقه "الموت" و "طارم" را نیز به آن اضافه کنیم. آنچه در ادامه می آید مروری بر رسوم خاص قزوینیها در روزهای نوروز است. چهارشنبه سوری (کُل چهارشنبه یا کُله چهارشنبه): در این زمینه افسانهای وجود دارد، هنگامی که «مختار ثقفی» تصمیم گرفت بر علیه حکومت بنی امیه قیام کند، با یاران خود قرار گذاشت در شب آخرین پنج شنبه سال شورش کنند. چون نقشه آنها لو رفت، او تصمیم گرفت تا نقشه خود را یک شب زودتر پیاده کند. از این رو، به اطرافیان خود گفت در شب چهارشنبه بر روی پشت بام خانه های خود آتش روشن کنند تا همه متوجه شده و قیام کنند. مردم نیز به حمایت از او بر بام منازل خود آتش افروختند. از آن به بعد، به پاس بزرگداشت این اقدام، در آخر هر سال ایرانیان در حیاط یا بام منازل خود آتش می افروزند. هر چند این داستان افسانه ای بیش نیست، ولی نشان دهنده نماد آتش در میان ایرانیان باستان است. در قزوین نیز در این شب آتش روشن می کنند. آنها معتقدند کوپههای آتش حتماَ باید تاق (تک) باشد. در این شب، هیچ چیز از لوازم منزل را به امانت نمی دهند و اگر هم بدهند به جای آن، چیزی دیگری را گرو می گیرند، همچنین مواظب هستند تا در این شب چیزی شکسته نشود، چون آن را خوش یمن نمی دانند، همچنین در این شب کله پاچه می خوردند و شب را با خوردن آجیل سپری می کردند، استخوان های کله پاچه را نگه داشته و صبح روز بعد به مزارع خود رفته و آنها را در باغ یا زمین می ریختند و اعتقاد داشتند که این کار باعث جلوگیری از بروز آفت می شود، همچنین اگر درختی بار نمی داد، صاحب آن صبح زود با یک تبر به سراغ آن می رفت و بدون آن که در مسیر خود با کسی صحبت کند، چند ضربه کوچک به آن می زد و در اصطلاح آن را می ترساند که اگر بار ندهد، در آینده قطع خواهد شد. قزوینی ها در شب چهارشنبه سوری رسوم ویژه ای دارند که از جمله آنها بیرون کردن جوانان و خصوصا دختران دم بخت از خانه است. اندکی مانده به زمان اذان مغرب، بزرگ خانه با جارو و خاک انداز جوانان را از خانه بیرون می کرده و انها میبایست تا پایان اذان آنجا مانده و پس از ان برمی گشتند. این حرکت با آن نیت صورت می گرفته که در سال جدید، بخت این جوانان باز شده و از خانه پدری نقل مکان کنند. غذای ویژه چهارشنبه سوری، رشته پلو با "شیش انداز" بوده که هدف از آن در دست گرفتن رشته امور زندگی در سال جدید بوده است. شیش انداز هم خورشتی است که از آب و رب و ادویه و پیاز سرخ کرده و تخم مرغ تهیه میشده است. قزوینیها خرید آینه در شب چهارشنبه سوری را خوش یمن میدانستهاند. در شب چهارشنبه سوری همچنین مراسم قاشق زنی نیز انجام می شود. قاشق زنی: در شب چهارشنبه سوری پس از پریدن از روی آتش، زن و مرد خصوصا بچه ها چادر به سر می کردند طوری که شناخته نشوند و سپس با قاشق و کاسه ای فلزی به سمت خانه هایی می رفتند که درشان رو به قبله باز می شده است. قاشق زن ها پشت در ایستاده و آن قدر قاشق میزدند که صاحبخانه امده و کمی آجیل و شیرینی عید به آنها بدهد. سمنو پزان: سمنو پزان از آیین و سنت های بسیار اصیل قزوین به شمار می رود، این مراسم توسط بانوان به صورت گروهی و دسته جمعی انجام می شود، مراسم سمنو پزان به دلیل مدت زمانی که برای پخت سمنو طول می کشد سرشار از اعتقادات معنوی و مذهبی است، بانوان قزوینی در این مراسم علاوه بر پخت سمنو مجلس دعا خوانی و روزه نیز برپا می کنند. از نیمه دوم اسفند نیز مقدمات سمنوپزان فراهم می شده و 2-3 روز مانده به عید مردم خصوصا کسانی که مشکل و حاجتی داشتند برای برگزاری این مراسم بسیج می شدند که البته هم حاجی فیروز و هم سمنوپزان در برخی استان های مجاور قزوین نیز دیده می شود.. طولانی بودن پخت سمنو، آن را با آداب ویژه و رمزآلودی آمیخته که با مشارکت همسایگان و نیت خاص هر یک از آنان صورت میگیرد. پس از پخت سمنو بچه ها با خواندن این اشعار درخواست سمنو می کنند: نه نه جان سمنو می خوام یار شیرین دهنو می خوام عاشقم من به لقای سمنو سر و جانم به فدای سمنو سمنو بهتر از جان من است سمنو شیرین دندان من است درویش خوانی: در گذشته در قزوین هنگام عید نوروز، از چند روز مانده به عید تا بعداز سیزده نوروز گروهی از درویشان جلو در خانه افراد سرشناس اعیان و تاجران مینشستند و اشعاری در مدح حضرت علی علیهالسلام میخواندند، صاحبخانه نیز به آنها پول و شیرینی میداد و درویش نیز چند دانه نقل به صاحبخانه هدید میداد تا به یاری آنها از گزند مار و عقرب و افعی در امان بمانند. مردم مقدم این درویشان را خوش شگون میدانستند وسعی میکردند که آنها را راضی از مقابل خانه خود روانه نمایند و معتقد بودند که با این کار سال پر برکت و خوش و به دور از نامرادی در پیش خواهند داشت. کوسه گلین و نوروز خوانی: آنچه در برخی استان های کشور با نام نوروز خوانی معروف است و در تویسرکان با عنوان "کوسه و زن کوسه" نامیده می شود در قزوین قدیم نیز به شکل دیگری وجود داشته است. نوروز خوانی و کوسه گلین از دیگر آداب و رسوم مردم قزوین در نزدیکی ایام عید نوروز است، نوروز خوانی و کوسه گلین به مراسمی گفته می شود که در آن تعدادی از افراد از روستا ها به شهر می آیند و ترانه های کوتاه با مضمون سال نو می خوانند و از این طریق از مردم شهر مژدگانی فرا رسیدن بهار را دریافت می کنند، به مراسم نوروز خوانی، نوروز نثار یا نوروزنو سال نیز گفته می شود. نوروزی خوان ها بیشتر از اهالی روستاهای منطقه «الموت» و «طالقان» هستند. آنها در دسته های دو تا چهار نفره، در کوچه و خیابان به راه می افتند و با خواندن اشعار کوتاه و گاه بلند، طلیعه سال نو را به مردم مژده می دهند. مردانی قرمزپوش با صورت هایی سیاه شده با ذغال که "حاجی فیروز" نامیده می شدند داریه و تنبک به دست، می خواندند:"نوروز نساء باشد مبارک.... امسال بر شما باشد مبارک..... عمو نوروز اومده...... سالی یک روز اومده...... عیدی ما یادت نره" در روستای 'توان' از توابع الموت شهرستان قزوین نوروزخوانان چنین می سرایند: نوروز سلطان اسم بنده علی شیرخوان سالی یکبار زنم دوران یکسال رشت یکسال لاهیجان آمدم امسال لنگان لنگان شمی سلام سی سلام، سی علیک جان داداش، سلام علیک اول بگویم من سلام دوم بگویم من کلام با اهل خانه و تمام نوروز سلطان آمده، باد بهاران آمده همچنین در شهر قزوین نیز اشعار نوروزخوانی با لهجه قزوینی خوانده می شود: نوروز نو سال، باشد شما را، امسال باشد مبارک، ای خانم باجی بلا نبینی، واسه مان بیار، نقل و شیرینی ای خانم باجی از ما نرنجی، بیار برا ما نان برنجی ای حاج آقای سر به سر، خدا داده پنج تا پسر همه را کنی تو داماد، ما بگیم مبارک باد. معمولاً یک یا دو نفر بیتی را می خوانند و بیت یا دو بیت دیگر را، دو نفر دیگر پاسخ می دهند. مانند: اولی: نوروز نو سال باشد شما را امسال باشد مبارک، مبارک دومی: ای خانم باجی بلا نبینی واسه مان بیار نقل و شیرینی اولی: نوروز نو سال باشد شما را امسال باشد مبارک، مبارک دومی: ای خانم باجی از ما نرنجی بیار برای ما نان برنجی اولی: ای حاج آقای سر به سر خدا داده پنج تا پسر دومی: همه را کنی تو داماد ما بگوییم مبارک باد ساکنان منازل نیز با شنیدن صدای نوروزی خوان ها به استقبال آنها رفته و با دادن پول و شیرینی از آنان پذیرایی می کنند. سبزههای نوروزی: مردم قزوین جهت آماده شدن برای برگزاری آیین ها و مراسم جشن نوروز، از اواسط اسفند ماه با تهیه نیازمندیها و خانه تکانی به استقبال بهارمی روند که تهیه سبزه از دیگر تدارک نوروزی است که با کاشتن دانه هایی مانند گندم، جو، عدس و ماش در بشقاب آماده میکنند. برخی علاوه بر این سبزه، پارچه نازکی به دور عروسک، کوزه و یا قلیانهای سفالی میپیچند و روی این پارچه را با اندودی از خاکشیر و منداب می پوشانند که بتدریج سبز شده و آن را در سفره هفت سین میگذارند. جشن نوروز عید نوروز چون به عنوان روز آغازین سال محسوب می شود، جایگاه ویژه ای در باورها و اعتقادهای مردم ایران دارد. مردم استان قزوین مانند دیگر مردم ایران، از اوایل اسفندماه خود را آماده برگزاری سال نو می کنند. در هنگام تحویل سال، اعمال خود را در سال گذشته مرور کرده و با توجه به آن، برای سال آینده خود برنامه ریزی می کنند. در روز عید، با چیدن سفره های رنگین، درهای خانه های خود را به روی میهمانان می گشایند. آنها در سفره های پارچه ای قلم کار و ظروف رنگارنگ بلوری، انواع شیرینی های خانگی، انجیر و آلبالوی خیس شده، نخود و کشمش، نقل و نوعی توت که با خمیر پودر پسته و بادام درست می کنند، می چینند و به میهمانان تخم مرغ رنگ شده (با پوست پیاز) عیدی می دهند. آیین سال تحویل در هنگام آغاز سال نو که اهمیت و میمنت خاصی دارد، در کنار سفره هفت سین برگزار میشود که سفرهای سفید رنگ یا رنگین و نسبتا فاخر است که بر روی زمین گسترانده و در قسمت بالای آن دو عدد شمع روشن، یک جلد کلام الله مجید و یک آیینه میگذارند. برخی روی آینه یک عدد تخم مرغ آپ پز گذاشته و معتقدند در لحظه تحویل سال، تخم مرغ میچرخد. سبزه، سیب، سکه، سیر، سنجد، سماق و سمنو از جمله اجزای هفت گانه سفره هفت سین است که البته در مناطق مختلف این عناصر متفاوت می باشد. برخی نیز پارچه نازکی به دور عروسک، کوزه و قلیانهای سفالی پیچیده و روی پارچه را با اندودی از خاکشیر و منداب میپوشانند که به تدریج سبز شده و آن را در سفره هفت سین میگذارند. علاوه بر این شیرینی، آب مایه زندگی و روشنایی، نقل سفید و حبه نبات، عسل و ماهی نشانه حیات از دیگر اقلامی است که سفره هفت سین به آن آراسته می شود. سفره هفت سین را قبل از تحویل سال آماده میکنند و تمام اعضای خانواده با لباس نو و تمیز در کنار آن مینشینند و معتقدند که در هنگام تحویل سال همه باید در کنار این سفره جمع شوند تا میانشان تفرقه نیفتد. هنگام تحویل سال پدر یا بزرگ خانواده دستها را به سوی آسمان بلند میکند و دعای مخصوص تحویل سال را بلند میخواند و دیگران نیز آن را تکرار میکنند. پس از پایان دعا، اعضای خانواده با دیده بوسی حلول سال نو را به یکدیگر تبریک گفته و افراد کوچکتر از بزرگترها عیدی میگیرند و پس از آن با خوردن شیرینی و نقل و نبات، دهان خود را شیرین کرده و به شادی میپردازند. سفره نوروزی در روستای 'زرآباد' بخش الموت از توابع شهرستان قزوین، متشکل از نان، آب، قرآن، سمنو، سنجد، سیب، پرتقال و شیرینی است. سفره نوروزی در روستای 'اوان' عبارت از قرآن، سبزه، آب که باید از چشمه آورده شود، خرما و سنجد است. در روستای 'توان' در صبح روز اول عید پسر بچه ای را از بیرون به منزل خود می آورند تا وارد اتاق شود و به خوش یمنی قدم او سالی پر بار و خوب داشته باشند و آن خردسال نیز مقداری آب برای روشنایی در اتاق می پاشد و در نهایت به او عیدی می دهند. در روستای 'اوان' از روز اول عید تا روز سیزدهم دختر بچه ها روی بام ها شعر 'گل گندم همه اش سرخ و سفید مال مردم' می خوانند. در این روستا هنگام تحویل سال نو، یک بره داخل منزل می آورند و پس از تحویل سال تا بره از منزل خارج نشود، کسی نباید از خانه بیرون برود. این کار را به نیت اینکه سالی با روزی و برکت فراوان داشته باشند انجام می دهند. در شهر قزوین پذیرایی از میهمانان با چیدن سفرههای رنگین با انواع شیرینیهای خانگی انجام می شود. باقلوای لوزینه و پیچ، پادرازی، نان برنجی، چایی، قندی، بادامی و گردویی، نازک پسته ای، گردویی و بادامی، نخودی، چرخی، لب پیچ، توت پسته ای و بادامی و اتابکی و حاجی کریمی از جمله شیرینی های سنتی قزوین می باشد. البته پیشتر انجیر، آلبالوی خیس شده، نخود و کشمش، نقل، توت خشک و نوعی شیرینی که با خمیر پودر پسته و بادام درست میکردند از اقلامی بود که در پذیرایی از میهمانان استفاده می شد. دید و بازدید عید نوروز یکی از سنتهای عید نوروز دید و بازدید است که این کار از سنتهای بسیار ارزشمند فرهنگ اسلامی بوده و کسی که مومنی را زیارت کند، گویا خدا را در عرش زیارت کرده و کسی که در راه دیدن مومن به مشکلی برخورد کند خدا هفتاد مشکل از او را برطرف میسازد. در گذشته روز اول عید به کودکان اختصاص داشت. آنها به تنهایی به دیدار بستگان خود می رفتند. در روزهای بعد، این بزرگترها بودند که به دید و بازدید می پرداختند. در گذشته وقتی دوشیزگان به دیدار بزرگی می رفتند، با خود گلاب پاچی می بردند و در دست آنها گلاب می ریختند و آنها نیز گلاب را به صورت خود می زدند. البته طبق یک سنت دیرین در قزوین معتقدند کسانی که تا سیزده به دیدار همدیگر نرفته اند می توانند تا 'پنجاه بدر' به دیدن همدیگر بروند. هدیه دادن به دیگران در عید نوروز امروزه از روز اول عید، مراسم عید دیدنی با دیدارهای خانوادگی آغاز میشود. کوچک ترها به دیدار بزرگترها می روند. همه دید و بازدیدها باید تا قبل ازسیزده بدر انجام گیرد. یکی از آداب دیگری که همواره در عید نوروز وجود داشته، هدیه دادن است که البته در نوروز باستان فرودستان هدیه میدادند و اسلام آن را دگرگون کرده است و بزرگان به بینوایان و مسکینان هدیه میدهند که با ساز و کار اسلام همسانی عمیقی دارد. دادن تخم مرغ آب پز رنگ شده با پوست پیاز به عنوان عیدی نیز از سنت هایی بود که اکنون رو به زوال نهاده و در کمتر خانه ای مرسوم می باشد. سیزده به در: در همه نقاط ایران رسم است که مردم روز سیزده فروردین را از خانه بیرون میروند و به دامن طبیعت پناه میبرند تا به اصطلاح نحسی سیزده را بدر کنند. خانوادهها در این روز به صورت گروهی غذای ظهر را آماده کرده و همراه با دیگر خوردنیها به دامان صحرا و طبیعت میروند و با شوخی کردن و بازی کردن این روز را به شادی میگذرانند و خود را برای روزی کاری چهاردهم آماده میکنند. در قزوین دید و بازدید در این روز را جایز نمیدانند و اگر کسی به خانه فرد دیگر برود، صاحبخانه میگوید که نحوست را به خانه من آورد و رونده هم نمیخواهد که مبتلا به نحوست آن خانه شود. قزوینیها معتقدند که روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آن چه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم میشود. پس خوب است که کسی در خانه خود نباشد. شاید در تقسیم بلا فراموش شده و از قلم بیفتد. مردم قزوین روز سیزده به در، هفت قلوه سنگ را که هر کدام نمادی از درد و غم و بیماری و... است به داخل رودخانه انداخته و دعا می کنند که سالی بدون هیچ کدام از انها داشته باشند و دوشیزگان برای گشایش بخت خود سبزه ها را گره بزنند و این شعر را زمزمه کنند: سیزده بدر / سال دگر خانه شوهر / بچه بغل در پایان، سبزه های خود را در آب می اندازند و به خانه های خود باز می گردند. پنجاه به در: رسم خاص قزوینی هاست که هم اکنون نیز به صورتی گسترده اجرا می شود. مراسم سنتی پنجاه بدر چیزی شبیه همان سیزده به در است که البته به آن اندازه شناخته شده نیست اما در میان مردم قزوین هنوز هم پابرجاست. قزوینی ها در این روز که به عبارتی پنجاهمین روز از سال جدید است، از خانه بیرون می زنند و به دامان طبیعت می روند تا از خداوند به خاطر نعمت هایش تشکر کنند. آنها در نوزدهمین روز از ماه اردیبهشت هر سال ابتدا به مصلای شهر میروند و دعا می کنند، بعد از آن به دل کوه و دشت می زنند و چند ساعتی را با اطرافیان خود می گذرانند. مصلا آب انباری در خیابان تهران قدیم واقع در جنوب قزوین است و گفته می شود که امام رضا و یارانش هنگام گذر از قزوین در آن نماز خوانده اند به همین دلیل نیز از تقدس خاصی در نزد مردم برخوردار است. حاجتمندان با نیت کردن و برداشتن سنگ ریزه ای ضمن خواندن دعا آنرا روی این سنگ می کشند و سپس رهایش می کنند. اعتقاد بر این است که اگر سنگ ریزه مدتی روی سنگ اصلی بچسبد حاجت خود را خواهند گرفت. این رسم با توجه به جغرافیای قزوین و کم آبی آن جایگاه ویژه ای در فرهنگ این مردم دارد. سابق بر این اطراف مصلا را باغ های منطقه محصور کرده بود که مردم مراسم را در آن برگزار می کردند ولی چند سالی است که اطراف آن را محوطه سازی کرده اند. بنابراین، پنجاه بدر یک رسم دینی - آیینی است که هم با باورهای مذهبی مردم سر و کار دارد و هم با اعتقادات آیینی و سنتی شان. اگر تا آن روز از سال باران خوبی آمده باشد مردم در مصلی نماز شکر هم بجا میآورند و از خداوند به خاطر نزول باران رحمت سپاسگزاری میکنند به پخش نذورات خود می پردازند اما اگر سال کم بارانی باشد نماز استسقاء به جای میآورند و طلب باران رحمت میکنند. این مراسم در بهترین روز فصل بهار از لحاظ آب و هوایی برگزار میشود و در واقع تجدید پیوندی دوباره با طبیعت است اما بیش از هر چیز به نظر می رسد ریشه ای تاریخی داشته باشد که عمر آن به دوران پیش از اسلام هم می رسد. بیشتر قزوینیهای اصیل در این مراسم غذای ساده و محلی به نام دُیماج درست میکنند که ترکیبی از نان محلی خشک شده، سبزی، گردو و پیازداغ و خیار است. آش رشته از جمله نذری های این روز است علاوه بر این، خوردن هندوانه، آجیل مشگل گشا و میوه را هم در این روز ضروری می دانند و بسیاری از کسانی که به پنجاه بدر میروند آش رشته را هم در برنامه عصرانه خود جای می دهند.انتهای پیام /