امروز با حسین منزوی: آهای خبردار!
حسین منزوی (زاده 1 مهر 1325 در زنجان - درگذشته 16 اردیبهشت 1383 در تهران) شاعر و برگزیده اولین دوره جشنواره بینالمللی شعر فجر در بخش شعر کلاسیک بود. او که بیشتر بهعنوان شاعری غزلسرا شناخته شدهاست، در سرودن شعر نیمایی، شعر سپید و ترانه هم تبحر داشت. نقش منزوی، در زندهکردن غزل معاصر، چشمگیر ارزیابی شدهاست و حتی بعضی از منتقدان کار او را انقلابی در غزل امروز میدانند و آن را با کاری...
آهای خبردار! مستی یا هوشیار؟ خوابی یا بیدار؟ خاله یادگار!
تو شبِ سیا تو شبِ تاریک از چپ و از راست از دور و نزدیک یه نفر داره جار میزنه، جار: آهای غمی که مثلِ یه بختک رو سینهی من شدهای آوار از گلوی من دستاتو، وردار
توی کوچهها یه نسیم رفته، پی ولگردی توی باغچهها، پاییز اومده پی نامردی توی آسمون ماهو دق میده دردِ بیدردی خاله یادگار! نمیای بریم شهرو بگردیم قدم به قدم؟ نمیای بریم چراغ ورداریم پرسه بزنیم دنبالِ آدم؟
کوچههای شهر پُرِ ولگرده دل پُرِ درده شب پُرِ مَردو پُرِ نامرده همه پا دارن همه دَس دارن اما بعضیا دورِ خودشون یه قفس دارن بعضیاشونم توی دستشون یه جرس دارن آره خاله جون! خاله خبردار! باغ داریم تا باغ یکی غرقِ گل یکی پُرِ خار مرد داریم تا مرد یکی سَرِ کار یکی سَرِ بار یکی سَرِ دار
آهای خبر دار! خاله یادگار! تو میخونهها دیگه کی مسته؟ دیگه کی هوشیار؟ تو ویرونهها دیگه کی مرده؟ کی شده مُردار؟ تو افسونهها دیگه کی دیوه؟ دیگه کی دیوار؟
آره خبردار خاله یادگار! میخوان بینِ ما دیوار بزنن میله بکارن خندق بکنن تو رو ببرن اونورِ بازار منو بیارن اینورِ بازار از من و توها بازار شلوغه تا ما با همیم دیوار دروغه بارون نزنه آبت نبره من دارم میام خوابت نبره...
خبر، خبردار خاله یادگار! من به یادِ تو بیدار میمونم تو به یادِ کی میمونی بیدار؟
تماشاخانهببینید | شهر النگوهای شیشهای در هند / صنعتی که دارد فراموش میشود
ببینید | شهر النگوهای شیشهای در هند / صنعتی که دارد فراموش میشود
فیلم های دیگر کانال عصر ایران در تلگرام