اکبر نبوی: عصر رسانه - انسان ورود به فصلی است که در آن کنشگر حذف میشود / عبور از عصر انسانرسانهها به دوره رسانه - انسان
اکبر نبوی ضمن هشدار نسبت به خطر حذف انسان از فرآیندهای رسانهای، بر ضرورت آمادگی فکری و ارتقای بلوغ جمعی جامعه برای مواجهه با این پدیده تأکید کرد و گفت: هوش مصنوعی صرفاً یک پدیده گذرا نیست، بلکه فصلی جدید در تاریخ زندگی بشر میگشاید که در آن، ماشین مدیریت ذهن و کنشهای انسانی را بر عهده میگیرد.
اکبر نبوی منتقد سینما و روزنامهنگار پیشکسوت درباره اینکه جایگاه رسانههای رسمی در برابر انسانرسانهها خدشهدار شده است یا خیر، گفت: اساساً اینکه ما با پدیدهها موافق باشیم یا مخالف، تغییری در واقعیت موجود ایجاد نمیکند و بیتردید پدیده انسانرسانهها بسیاری از موقعیتهای کنشگری رسانهای را دستخوش تغییر و تحول کرده است، اما نمیتوان با این واقعیت مبارزه کرد.
نبوی افزود: هوش مصنوعی در این بازه زمانی، وضعیت حوزه خبر، گزارش، انتشار و مناسبات انسانی را با چالشهای بنیادینی مواجه خواهد کرد و اگر مسئول سازمان حکمرانی بودم، از همین امروز که بسیار هم دیر شده است، خودم را برای این شرایط آماده میکردم، چرا که هوش مصنوعی در بسیاری از شئون زندگی فردی و اجتماعی نفوذ خواهد کرد و سر سفره تکتک ما خواهد نشست، مرحله رسانه - انسان مرحلهای است که هوش مصنوعی جای انسان را در کنشهای رسانهای میگیرد و این وضعیت بسیار خطرناک است.
انفعال راهبردی و فقدان آیندهپژوهی در کشور
وی در ادامه با ابراز نگرانی نسبت به ضعف نهادهای راهبردی کشور گفت: در حال حاضر مجموعه محدودی از انسانها به عنوان انسانرسانه تصمیم میگیرند چه چیزی را منتشر کنند که البته درباره صحت و سقم محتوای آنها ارزشگذاری نمیکنم، اما در روزگاری نه چندان دور، دیگر انسانی در این فرآیند وجود نخواهد داشت که آن مرحله رسانه - انسان است که به غایت چالشی و خطرناک خواهد بود، چرا که خطر اصلی جایی است که انسان حذف شود و یک پدیده تکنولوژیک، انسان را مدیریت کند.
عبور از فصل اول تاریخ بشر و ورود به عصر هوش مصنوعی
نبوی در تبیین ضرورت آمادگی فعالان رسانهای برای مواجهه با مرحله نوین رسانهای اظهار کرد: فعالان این عرصه باید روزگار نزدیک را به خوبی بشناسند و از همین لحظه خود را تجهیز کنند تا بتوانند از پدیدههایی که در راه هستند، بهرهبرداری مطلوب داشته باشند اگرچه هوش مصنوعی اکنون در مراحل مقدماتی است، اما به مرحلهای خواهد رسید که مستقیماً بر تولیدکنندگان خبر نفوذ پیدا کرده و مسیرها را برای آنان ترسیم میکند.
وی ادامه داد: این وضعیت به قدری در تاریخ زندگی بشر خاص و بیسابقه است که میتوان تاریخ اجتماعی انسان را به دو فصل مشخص تقسیم کرد؛ فصل اول از زمانی که انسان از روی درخت به زمین آمد و در کنار رودخانهها سکنا گزید و شهرها را پدید آورد و فصل دوم که با ظهور هوش مصنوعی آغاز میشود.
این روزنامهنگار پیشکسوت افزود: هوش مصنوعی صرفاً یک پدیده مشابه رادیو، تلویزیون یا بمب اتم نیست، بلکه به تعبیری زندگی بشر را کات میکند و وارد عصر کاملاً جدیدی میکند و اگر این حقیقت را عمیقاً درک کنیم، تازه برنامه ریزی برای نحوه استفاده و کاهش آسیبهای آن آغاز میشود؛ چرا که آسیبها را نمیتوان به طور مطلق از بین برد، اما میتوان با تکیه بر بلوغ جمعی جامعه و حرکت مستمر در مسیر ارتقای فهم و درک عمومی، آنها را به حداقل رساند.
فقدان نگاه راهبردی؛ از هشدار موبایل تا خلأ اندیشکدهها
وی در پاسخ به اینکه چرا به آینده بسیار نگران است، گفت: من در میان مسئولان کنونی وزارت ارشاد، صدا و سیما یا سایر نهادهای عالی، افرادی که دارای تفکر و نگاه راهبردی و آیندهنگر باشند، نمیبینم. در این کشور اندیشکدهها و پژوهشکدههای جدی که خروجی عملیاتی درباره آیندهنگری داشته باشند، نداریم و اگر هم اسمی از آنها وجود دارد، خروجی درخور و مستمری ندارند.
بحران مرزها و چالش انفعال در حکمرانی
نبوی نسبت به خوشبینی افراطی به فعالیت انسانرسانهها هشدار داد و تاکید کرد: در واقع بسیاری از مرزها مخدوش شده و این پدیده تنها به حوزه رسانه محدود نمیشود، بلکه بسیاری از مرزهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حتی روابط انسانی اعم از میانفردی و جمعی به شدت دگرگون شدهاند.
این منتقد سینما ادامه داد: این وضعیت به اقتضائات روزگار بازمیگردد و سرعت زندگی به شدت افزایش یافته است که انسانها اکنون به مراتب کمتحملتر از گذشته شدهاند و مسابقهای که در شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی پدید آمده، بسیاری از مرزهای اخلاقی و هنجاری را جابهجا کرده است.
وی در ادامه به مقایسه رسانههای رسمی با شبکههای اجتماعی پرداخت و گفت: رسانههایی که شناسنامه دارند، مثل رسانههای مکتوب که عمرشان رو به کوتاهی است یا خبرگزاریها که تحت قواعد مشخصی فعالیت میکنند، طبیعتاً اگر اخلاق حرفهای را رعایت کنند، دست به انتشار هر خبری نمیزنند، البته در همان رسانهها نیز در موارد قابلتوجهی شاهد انتشار اخبار مخدوش و پر از ایرادات شکلی و محتوایی هستیم که دستکمی از انسانرسانهها ندارند؛ با این تفاوت که در رسانههای رسمی قواعدی وجود دارد که رعایت میشود، اما در فضای شبکههای اجتماعی این قواعد اساساً نادیده گرفته میشوند.
نبوی بیان کرد: این وضعیت تا حد زیادی به انفعال سازمان حکمرانی کشور در مواجهه با شبکههای اجتماعی بازمیگردد چون مسئولان در آغاز راه سعی کردند این پدیدهها را نفی کنند و با آنها بجنگند، در حالی که متوجه نبودند پدیدههایی که راه خود را در زندگی انسان باز میکنند، نه با نفی و نه با مبارزه از بین نمیروند و رویکرد صحیح این بود که از ابتدا قواعد فعالیت روشن میشد تا نه آزادی انسانها محدود شود و نه مرزهای اخلاقی جامعه در معرض خطر قرار گیرد، اما نتیجه آن نگاه تقابلی، نوعی ولنگاری شده است.
ضرورت ارتقای سواد انتخابگری در جامعه
وی در ادامه با یادآوری دوران تقابل با فناوریهای نوین ارتباطی گفت: یادم هست برخی افراد حتی پس از ظهور ابزارهای ارتباط تصویری در تلفن همراه، سراسیمه به دنبال کسب فتوا برای حرام اعلام کردن این ارتباطات بودند که این نوع نگاه، فرصت برنامهریزی و قاعدهمند کردن فعالیتها را از سازمان حکمرانی میگیرد و به جای کمک به استفاده درست از این پدیده، به نوعی ولنگاری دامن میزند البته نباید تصور کرد اگر سازمانهای حکمرانی هم تلاش برای قاعدهمند کردن میکردند، الزماً به دستاوردهای درخشان میرسیدند؛ چرا که در کشورهای دیگر نیز علیرغم تلاش برای قاعدهمند کردن، به دلیل تحولات پرشتاب جهان امروز چندان موفق نبودند.
این روزنامهنگار پیشکسوت تاکید کرد: بهترین اتفاقی که میتواند بیفتد، تلاش برای ارتقای اندیشه و سطح فرهنگی جامعه است تا در موضع انتخابگری درست قرار گیرد که جامعه اکنون در هر زمینهای از طریق رسانههای جمعی و انسانرسانهها بمباران اطلاعاتی میشود و باید به آن کمک کرد تا به نقطه تشخیص درست برسد و جامعه اگر به این نقطه برسد که در برابر اخبار، گزارشها و تصاویر، هیجانی رفتار نکند و عاقلانه با آنها روبهرو شود، آنگاه است که انتخابهای درست صورت میگیرد؛ چرا که در حال حاضر شبکههای اجتماعی عمدتاً بر مدار رفتارهای هیجانی میچرخند و اگر جامعه از این ورطه خارج شود و در رد یا پذیرش اخبار به بلوغ فکری برسد، گام بزرگی برای مقابله با پیامدهای منفی رسانههای نوین برداشته شده است.
ضرورت تجهیز جامعه با سلاح عقلانیت
وی در پایان راهکار مواجهه با این پدیده نوظهور را پرهیز از انفعال و ترس دانست تاکید کرد: باید به دل ماجرا رفت و نباید این پدیده را نفی کرد بلکه باید جامعه را به لحاظ فکری، اجتماعی و فرهنگی برای مواجهه با این شرایط آماده کنیم و هر اندازه سازمان حکمرانی در افزایش عقلانیت اجتماعی تلاش کند، میتوانیم از این پدیده استفاده درستتری داشته باشیم و خطرات آن را به حداقل برسانیم، اگرچه نمیتوان خطرات را مطلقاً از بین برد، اما هوش مصنوعی مانند یک چاقوی دولبه است که هم استفادههای بسیار خوب دارد و هم میتواند سیستم عصبی جامعه و انسان را با موقعیتهای خطیر و برهمزننده مواجه کند.
نبوی افزود: از این شرایط گریزی نیست و تنها راه نجات، ارتقای سطح بلوغ و عقلانیت جامعه برای مواجهه با این بمباران تکنولوژیک است
تحلیل مهندسی افکار و دام محبوبیتهای لحظهای
وی در ادامه به پرسش پیرامون مهندسی افکار عمومی پرداخت و تصریح کرد: این مسئله، موضوع بسیار مهمی است که بخشی از آن در گذشتههای دور نیز وجود داشته است، چه در رسانههای دیداری و شنیداری و چه در روزگار جولان رسانههای مکتوب، رسانهها متناسب با گرایش، ایدئولوژی، منافع و وابستگی خود به محافل قدرت و ثروت سعی میکردند افکار عمومی را مهندسی کنند و به گونهای هدایت کنند که اهدافشان محقق شود.
این منتقد سینما افزود: در جهان، کم بودند رسانههایی که صرفاً وظیفه اصلی خود یعنی انتقال اطلاعات و خبر را بر عهده بگیرند و اکنون شبکههای اجتماعی و انسانرسانهها نیز همین کار را انجام میدهند که شاید شما اسم این کار را محبوبیت بگذارید، اما کم هستند کسانی که صرفاً به دنبال محبوبیت فعالیت کنند
وی ادامه داد: به نظر من بخش قابل توجهی از کسانی که در فضای مجازی و این شبکهها فعالیت میکنند، به گمان خودشان دارند کار درستی انجام میدهند، اینکه فهم آنها از پدیدههای اجتماعی و انسانی در حوزههای مختلف چقدر درست است و چقدر اطلاعات خوبی گردآوری و منعکس میکنند و اینکه آن اطلاعات تا چه حد به درک و فهم افکار عمومی نسبت به پدیدهها کمک میکند، بحثی جداگانه است و از این زاویه، تنها تفاوت انسانرسانهها با رسانههای به تعبیر من کلاسیک، این است که میزان مشارکت افزایش پیدا کرده و سرعت انتقال خبر هم بالا رفته است؛ یعنی به کمک ابزارهای تکنولوژیک و فناورانه، امکان انتشار خبر در لحظه برای انسانرسانهها فراهم شده است.
مسئولیت اجتماعی در پرتو آموزههای توحیدی
نبوی در بخش دیگری از سخنان خود به بحث ابزارهای جدید ارتباطی و بستر اینترنت پرداخت و خاطرنشان کرد: این بستر، موقعیت و شرایطی را فراهم کرده است تا انسانها بتوانند مسئولیت اجتماعی خود را ایفا کنند و منتظر نمانند که رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب این کار را انجام دهند و این رویکرد به گمان من کاملاً در چارچوب معارف و اندیشههای توحیدی است، چرا که خداوند همه انسانها را دعوت میکند تا مسئولیتپذیر باشند و خداوند میفرماید که همگی شما مسئول هستید و اگر از این زاویه نگاه میکنیم، میبینیم شبکههای اجتماعی که پدید آمدهاند و انسانرسانههایی که فعالیت میکنند، از حیث شکل عمل، کاملاً در چارچوب اندیشههای توحیدی عمل میکنند.
آشنایی با سیر تحول رسانهها از رادیو تا شبکههای اجتماعی
اکبر نبوی روزنامه نگار و منتقد سینما، به تحلیل وضعیت کنونی رسانهها و چالش میان نهادهای رسمی و انسانرسانهها پرداخت و گفت: هر روزگاری اقتضائات خاص خود را دارد و برای درک بهتر این وضعیت، باید به گذشته بازگشت؛ روزگاری که رادیو به عنوان موج دوم اقدامات رسانهای ظهور کرد، اقتضائات خاصی را به خود اختصاص داد و نوع انتشار خبر، گسترش شگفتانگیزی پیدا کرد در آن دوران رادیو به نسبت با دوران پیش از خود که تنها روزنامه وجود داشت، دسترسی توده مردم به خبر را به شکل شگفتانگیزی گسترش داد و زمان دسترسی را به شدت کوتاه کرد چون پیش از رادیو، مردم ناچار بودند دستکم 24 ساعت صبر کنند تا روزنامه منتشر شود و به دستشان برسد تا از وقایع مطلع شوند، اما رادیو این فاصله را به شدت کوتاه کرد و تلویزیون نیز به همین ترتیب در ادامه مسیر، تحولات جدیدی پدید آورد و ابزارهای جدیدی در دسترس انسان قرار گرفت تا نیازهای خبری خود را با فاصله زمانی بسیار کمتری تامین کند.
وی در ادامه با اشاره به دوران پیش از شبکههای اجتماعی خاطرنشان کرد: در آن ایام، جریان انتقال اطلاعات و خبر تقریباً یکسویه بود و مجموعهای به نام روزنامهنگار و خبرنگار در یک موسسه مطبوعاتی، وظیفه انتقال خبر را بر عهده داشتند و واکنشهای مخاطبان نسبت به مطالب منتشر شده نیز محدود به راههایی مانند تماس تلفنی یا ارسال نامه بود و سعی میکردند به این شکل در فعالیت رسانهای مشارکت کنند که با ظهور شبکههای اجتماعی، تمام این فرآیندها تحت تاثیر قرار گرفت و مردم خود به تولیدکننده محتوا تبدیل شدند.
آیندهپژوهی در تفکر شیعی؛ گمشده مدیریت کلان
نبوی در بخش پایانی سخنان خود به یک نکته بنیادین در نظام معرفتی شیعه اشاره کرد وگفت: تفاوت بسیار مهم شیعیان با سایر مذاهب این است که آینده در تفکر و نظام معرفتی شیعی بسیار حیاتی است، آیندهای مبتنی بر مهدویت و ظهور منجی است و این مؤلفه باید به صورت منطقی ذهنیتهای ما را برای نگاه به آینده تربیت میکرد، چرا که فرد معتقد به این مبانی بیش از آنکه به گذشته و حال نگاه کند، چشماندازی برای آینده دارد و این نگاه به آینده، اگر در ساحتهای مدیریتی، برنامهریزی و مناسبات اجتماعی نیز جاری میشد، میبایست جامعهای پیشرو ایجاد میکرد، اما در عمل میبینیم که در سطوح کلان تصمیمگیری و مدیریت کشور، جایگاهی برای نگاه به آینده وجود ندارد و چشمانداز و رویاپردازی برای افقهای پیش رو، غایب بزرگ سیستم مدیریتی ماست.