برخی تریبوندارها طوری حرف میزنند که انگار با فعالسازی مکانیسم ماشه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد

روزنامه هم میهن نوشت: در ایران تریبونهای رسمی در اختیار یک قشر سیاسی قرار دارد و رقبای سیاسی تندروهای اصولگرا، از داشتن تریبون رسمی تا حد زیادی محروم هستند و آن تریبوندارها هم بعضاً طوری حرف میزنند که انگار هیچ اتفاقی با فعالسازی مکانیسم ماشه نخواهد افتاد و به سادهترین شکل ممکن، از کنار ماجرا عبور میکنند.
روزنامه هم میهن نوشت: یکی از مسائلی که در صحنه سیاست ایران تبدیل به رویهای عادی و طبیعی شده، اظهارنظر درباره هر چیزی از سوی برخی تریبوندارهاست. اظهارنظرهایی که گاهی به دلایل سیاسی و جناحی از اصل ماجرا فاصله گرفته و واقعهای را از آنچه که هست یا بزرگتر نمایش میدهند و یا بسیار کوچکتر از چیزی که هست، توصیف میکنند.
نمونه این موضوع در مسائل مربوط به تبعات تصمیمات و اقدامات سیاست خارجی در مسائل داخلی بسیار دیده میشود که مورد اخیر را میتوان به وضوح درباره بحث آغاز فرآیند فعال شدن مکانیسم ماشه مشاهده کرد، که از زمان مطرح شدن تصمیم سه کشور اروپایی، اظهارنظرهای مختلف درباره این موضوع در فضای سیاسی کشور شروع شده است.
نکته اینجاست که در ایران تریبونهای رسمی در اختیار یک قشر سیاسی قرار دارد و رقبای سیاسی تندروهای اصولگرا، از داشتن تریبون رسمی تا حد زیادی محروم هستند و آن تریبوندارها هم بعضاً طوری حرف میزنند که انگار هیچ اتفاقی با فعالسازی مکانیسم ماشه نخواهد افتاد و به سادهترین شکل ممکن، از کنار ماجرا عبور میکنند.
همین جمعه اخیر هم برخی تریبونهای نمازجمعه در این ارتباط شاهد نطقهایی از سوی ائمه جمعه بودند و آنها تاکید داشتند که اتفاقی رخ نداده و نخواهد داد. برای مثال میتوان به جملهای اشاره کرد که احمد مطهریاصل، امام جمعه تبریز گفته بود: «این اقدام ترسناک نیست زیرا امروز کشورمان با چهار هزار و 953 مورد تحریم بزرگ و کوچک مواجه است و در صورت اجرای مکانیسم ماشه فقط هفت مورد تحریم به آن افزوده میشود پس این اقدام بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد.» و یا احمد علمالهدی که در نمازجمعه مشهد گفته بود: «آنان عملیات روانی به راه انداختهاند تا ما تصور کنیم با بحران جدی مواجهیم، درحالیکه حقیقت چیز دیگری است.»
البته که اظهارنظر از سوی هر فردی آزاد است و هر کسی میتواند حرف بزند اما اینکه طوری برخورد شود که گویی یک فرآیند حقوقی در بستر جهانی علیه یک کشور، هیچ تاثیری بر زندگی مردم نخواهد گذاشت و بر همان روند سابق که محمود احمدینژاد قطعنامهها را کاغذپاره خواند و مصیبتهایی که بر مردم با این نگاه تحمیل شد را نادیده بگیریم قطعاً نه منطقی است و نه دیگر از سوی جامعه قابل پذیرش است.
تنها اتفاقی که پیش میآید این است که در عصر انفجار اطلاعات و ارتباطات تلقی مردم از مسئولان و تریبونداران این میشود که یا عمق رخداد را درک نمیکنند یا منافع جریانی و حتی شخصی را بر منافع ملی اولویت میدهند و در فضایی که اکثر تریبونهای رسمی در کشور در اختیار قشری خاص است و صداوسیما هم رسانه رسمی آنها شده و برابری در تریبونهای رسمی در ایران رعایت نمیشود، ناامید از تصمیمگیریها و مجریان شود.
بر همین اساس شاید جا داشته باشد که دولت مسعود پزشکیان و چهرههای شاخص و صاحبنظر سیاسی، به صورت شفاف و بدون بزرگنمایی و یا کوچکنمایی درباره تبعات مکانیسم ماشه حرف بزنند و به نوعی تلاشها، دغدغهها و اختلافات را با مردم در میان بگذارند که چنین برداشت نشود که مسئولان کمکاری میکنند یا دغدغه زندگی و تحقق منافع ملت را ندارند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.