فرهنگی وبگاه تابناک
فرهنگی وبگاه تابناک
حضور در میدان جنگ و در صحنه جهاد و مبارزه، تفنگ به دست گرفتن و تیراندازی کردن، چیزهای پرهیجان قضیه است... این برادران میتوانستند این کارها را بکنند اما سراغ چه کاری رفتند؟ به سراغ کم هیجانترین کارها! هیچ کس هم خبردار نمیشه... کسی باید ایمان داشته باشد تا بتواند این کار را انجام دهد. برادرهای جهاد این کار را کردند.
خیلی برای تو و خانواده و خانه نگرانم. نمیدانم وضعتان در چه حالی است؟ باور کن خیلی ناراحت هستم که آیا گرسنه ماندهاید؟ نفت دارید؟ مریض نیستید؟ پول دارید؟ خدایا خدایا فقط تو میدانی و بس که در جیبم فقط ده تومان پول دارم... که نمیشود کاری کرد. ازت خواهش میکنم مقاومت کن خدا بزرگ است. آیا عذرا گرسنه میماند، شیر دارد یا نه؟ محمد چه کار میکند؟ بگو بابا میگوید، شرمندهات هستم. خداحافظ...
پنجشنبهها که به بهشت زهرا میرویم، در هر گوشه کسی را میبینیم که شوق شهادت را با زبان خاصی واگویه میکند؛ شوقی که با رقص پرچمهای سرخ و سفید و سبز روی مزارها حال و هوای آنجا را بهشتیتر میکند. هرکس به زبانی با آنان سخن میگوید و از صاحبان این تربتها صفا و پاکی را درخواست میکند.
دشمن زخم خورده پس از نا امیدی از تحقق نقشه های شوم خویش، اینبار چاره کار را به زعم خویش در آن یافت که کشورمان را درگیر جنگی سنگین و تمام عیار نماید و بر این اساس این جنگ از سوی رژیم بعث عراق به سرکردگی صدام جنایتکار و با پشتیبانی همه جانبه استکبار جهانی و اعوان و انصار آن بر ملت و نظام ما تحمیل شد. اما این بار نیز امدادهای الهی یاریگر ملت مؤمن و شجاع و غیور ایران اسلامی گردید و دلیرمردان...
انعکاس این دلاوریها و ارادههای مصمم بود که حضرت امام خمینی (ره) را بر آن داشت تا در آن سالها ندا سر دهد که: «ملتی که بانوانش در میدانهای جنگ با ابر قدرتها و با مواجه شدن با قوای شیطانی، قبل از مردها در این میدانها حاضر شدهاند پیروز خواهد شد... شما بانوان اثبات کردید که در صف جلو هستید شما اثبات کردید که مقدم بر مردها هستید. مردها از شما الهام گرفتند.»
جریانی علیه فرماندهان آن مقطع سپاه درست کردند و دو نفر مدنظرشان بود؛ یکی مهدی هاشمی مسئول واحد نهضتهای سپاه و عامل اصلی نفوذ در بیت منتظری که بعدها به اتهام همکاری با ساواک و قتل مرحوم شمس آبادی و دو نفر دیگر اعدام شد. دیگری هم آدم بدی نبود، لیکن به بیت آیتالله منتظری خوشبین بود و تابع آنان بود.
چه احساسی نسبت به قهرمانان جنگ دارند که بسیاری شان را نمیشناسیم و با محاسن سفید، همچنان در گمنامی به سر میبرند و دهها تن از مردم از میان خیل عظیمی که حاضر به سخن گفتن درباره قهرمانانشان نشدند، در یک جمله احساس شان را درباره شهدا بگویند و بیش از چهل شهروند از کودک تا کهنسال و از پزشک تا مادر شهید احساسشان را نسبت به قهرمانان جنگ گفتند تا فیلم دیدنی از این سلسله جملات شکل بگیرد.
یک زمانی بین ارتش و سپاه بر سر چگونه جنگیدن اختلاف نظر وجود داشت؛ سپاه میگفت اگر امکانات ارتش مثل تانک و توپ و هواپیما در اختیار باشد، میشود پیروزیهای بزرگی را ایجاد کرد. در ارتش هم کسی مثل صیاد شیرازی میگفت، اگر بسیجیها در اختیار من باشند، من میتوانم پیروزی کسب کنم. او میگفت علت اینکه سپاه در شکستن خط اول دشمن موفق و در عملیات پیروز میشود، بسیجیها هستند، چون آنها نیروهای...
12 کیلومتر جاده ساخته شد؛ جادهای که شب عملیات که هوا هم بارانی شده بود، بسیار موثر بود و بچهها سریع خودشان را به توپخانه دشمن رساندند و مقدار زیادی امکانات مثل تراکتور برای جهاد سازندگی غنیمت گرفتند و طریق القدس به خوبی انجام شد. البته دشمن پاتکهای بسیار سنگینی زد، اما ما با مهمات غنیمتی خودشان با آنها میجنگیدیم.
او نه تنها نمیتواند راه برود که حتی نمیتواند بشنود، اما اگر غم دنیا را بر دل میکشید، یک ساعت که کنارش بنشینید، شادی همراهتان میشود و این بمب روحیه با شما چنان میکند که رزمندگان در دوران جنگ گلوله میخوردند، لبخند میزدند.
من و تو که هیچ از چشمانتظاری نمیدانیم، چگونه میتوانیم قدردان این فداکاریها باشیم؟! اگر مادر شهید میتواند شفاعت امام عزیزمان را بکند، چه حقی بر گردن ما مردم و مسئولین دارد؟! نمیدانم که چگونه باید پاسخگویشان باشیم؛ اما همی دانم که اگر نظر رحمتشان که گوشهای از رحمت الهی است، شامل نشود از اهل دوزخ خواهیم بود.
دفترچه را گرفتم و در حالی که اصلا باورم نمیشد که او اینگونه مقید به انجام فرایضش باشد، سوالهای دفترچه را میخواندم و پاسخهای او را مینوشتم. به صفحه یازده وصیت نامه که رسیدیم. نوشته بود: و مطالبات من به این شرح است. به اینجا که رسیدیم دفترچه را از من گرفت و گفت این قسمت را خودم میخواهم بنویسم
مادر طاقت نیاورد و های های گریه را سر داد. پدر، اما چون کوهی استوار بغض را در گلو نگه داشت و رو به مادر کرد و گفت: «چرا بی تابی میکنی؟ صبور باش! درست به همان وزن و اندازهای است که موقع تولدش خداوند به ما عطا کرد. یادت میآید موقع تولد هم سه کیلو و نیم وزن داشت؟»
قاعدتا در چنین فضایی، انتظار میرود محتوای ارزشمند و تاثیرگذار از عزاداری اربعین و مجموعه رویدادهای پیرامون این راهپیمایی از سوی گروههای حرفهای تدوین و این مجموعه در قالب پخش آنلاین در ایام منتهی به اربعین حسینی پخش شود. این رویداد یک دستاورد تازه در بهره برداری از فضای آنلاین برای گسترش شور حسینی در جهان تشیع خواهد بود.
حسین انتظامی یک بار این اصلاح ساختار را در مطبوعات انجام داد که منجر به تغییر وضعیت رانتی مجوز مطبوعات شد. تا پیش از آن، پروانه فعالیت مطبوعات به قیمتهای گزاف معامله میشد. در سینما هم این اتفاق قابل تحقق است و میتوان تعداد پروانه تهیه کنندگی و کارگردانی آنچنان پرتعداد صادر شود که اصل این پروانه فاقد ارزش ریالی باشد و یادآور رانت نباشد.
دورنمای مثبتی نسبت به توسعه این بخش وجود داشت و به گفته متولیان امر، ساخت بیش از 250 سالن سینما در دستور کار بخش خصوصی قرار گرفته بود؛ سالنهایی که غالبا در مجتمعهای تجاری بود و البته با طرحهای محرومیت زدایی، برخی شهرستانهای کم بضاعت نیز در حال رسیدن به امکان برخورداری از این ظرفیت فرهنگی، هنری و تفریحی بودند.