جانفدا، ظرفیتی که باید به درستی شناخت
کارشناسان حوزه فرهنگی و اجتماعی معتقدند جانفدا ظرفیتی کم نظیرو سرمایه عظیم اجتماعی است که باید به درستی شناخته شده و بر اساس این شناخت آن را به سمت هستههای کوچک محلی هدایت کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، عادل پیغامی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو هیئتعلمی دانشگاه امام صادق (ع) در نسبت با پویش جانفدا و از منظر اینکه این ها ظرفیتی است و باید این ظرفیت را به درستی شناخت اظهار کرد: به نظر من پویش جانفدا بخشی و انعکاسی از مقوله «بعثت مردمی» است که آقا مطرح فرمودند. بنابراین باید پویش جانفدا را در چارچوب بعثت مردمی تحلیل و دنبال کرد. اگر چنین نگاهی داشته باشیم، باید ببینیم پویش جانفدا چه کمکی میتواند به شکلگیری بهتر، جامعتر و کاملتر بعثت مردمی بکند. مثلاً اگر در جانفدا دستهبندیای از گروههای مختلف ثبتنامکننده داشته باشیم، سازماندهی یا تشکل دادن آنها در عرصههای خاص خودشان میتواند یک کارکرد برای بعثت مردمی تلقی شود. برای مثال، اگر مشخص شود بخشی از ثبتنامکنندگان زنان خانهدار هستند، میتوان در حوزه خانواده برای آنها کارکرد تعریف کرد و این افراد را به یک مجموعه تبدیل کرد. یا مثلاً اگر تعدادی از دانشجویان اقتصاد ثبتنام کرده باشند، میتوان بررسی کرد که این جمع اقتصاددانها چه کنشی میتوانند ایجاد کنند و شاید همین کنش، نوعی بعثت مردمی در یک عرصه خاص را رقم بزند.
وی افزود: اسم جانفدا هم مشخص است؛ یعنی حمایت از وطن. البته در ابتدا بیشتر با یک تصویر و فضای نظامی شکل گرفته، اما اگر بتوانیم پویش جانفدا را از صرفاً یک پویش نظامی خارج کنیم و آن را به دفاع از میهن اسلامی در همه ارکانش گسترش بدهیم، آن وقت دفاع از مسائل خانوادگی، اقتصادی، رسانهای و سایر حوزهها هر کدام دنیایی از ظرفیت خواهند داشت. به نظرم اگر تصویری دقیق از ثبتنامکنندگان، ویژگیها، گروهها و اهدافشان داشته باشیم، ایدههای مختلفی به ذهن خواهد رسید.
پیغامی اضافه کرد: پویش جانفدا در واقع یک هویت جمعی میسازد. مثلاً ممکن است گفته شود ایرانیها بیایند و در یک موضوع کمک کنند، یا بسیجیها فلان کار را انجام بدهند؛ در آن حالت، فرد با یک هویت مشخص وارد میدان میشود. یک بار هم گفته میشود کسانی که در جانفدا ثبتنام کردهاند بیایند کمک کنند. بنابراین خود جانفدا بهتنهایی چیزی نیست جز ظرفی برای ایجاد هویت جمعی، انگیزه، جدیت و اهتمام برای انجام یک مأموریت. استفاده از این هویت جمعی و زنده و فعال نگه داشتن آن، یکی از مهمترین کارهاست. اگر این هویت سرد شود و استفادهای از آن نشود، تفاوتی با این ندارد که مثلاً پویش بسیجیها یا حزباللهیها راه انداخته باشیم؛ چیزی که قبلاً هم وجود داشته است. اگر صرفاً گفته میشد بچهبسیجیها یا عاشقان رهبری بیایند در خیابان، باز هم خیلیها میآمدند. اما وقتی برای این افراد یک هویت جمعی مشخص تعریف میکنید، باید روی آن هویت کار شود تا در بزنگاهها افراد را با انگیزه بیشتری وارد میدان کند.
پویش جانفدا روح تازهای بر پیکر انقلاب اسلامی دمید
در ادامه امیر جلیل نژاد، سردبیر سابق روزنامه قدس و روزنامه نگار تصریح کرد: شاید مهمترین کارکرد این جمعیت، بحث احیای و بازگرداندن بسیاری از امور محلات به مردم باشد. آن چیزی که هم از پویش «جانفدا» و هم از تجمعات و شواهد موجود احساس میشود، دمیده شدن یک روح دوباره بر پیکره انقلاب اسلامی است. شاید مهمترین اتفاقی که حضرت امام و خون رهبر شهید دوباره احیا کرده، همین به میدان آمدن مردم در امور محله، شهر، جامعه و روستا است. به این معنا که بسیاری از امور، به مرور زمان از دست مردم خارج شد. به دلیل گسترش نهادها و ارگانهای دولتی و همچنین بهخاطر اینکه بخشی از ساختارهای دولتی تمایل چندانی به حضور مردم در عرصههای مختلف نداشتند. این مسئله فقط مربوط به حوزه امنیت نیست، بلکه در بسیاری از ساحتها رخ داده است.
وی گفت: در نتیجه، چه عامدانه و چه ناآگاهانه، مشارکت واقعی مردم در بسیاری از موضوعات کمرنگ شد. در حالی که مثلاً در هفت یا هشت سال ابتدایی دهه 60، بسیاری از امور شهرها و روستاها با کمک خود مردم اداره میشد و بار همهچیز فقط بر دوش حاکمیت و نهادهای دولتی نبود. به نظرم، باید عمیقتر از این نگاه کنیم که کارکرد جانفدا فقط مربوط به جنگ یا صرفاً بخش نظامی آن نیست. من فکر میکنم مهمترین کارکرد این پویش میتواند احیای مشارکت مردمی باشد و بهترین نقطه شروع هم همین افرادی هستند که با ثبتنام در پویش، آمادگی خودشان را برای مشارکت اعلام کردهاند.
جلیل نژاد خاطر نشان کرد: اگر در آینده وارد مرحله دیگری از جنگ نظامی نشویم، به نظر من کشور در چند موضوع مهم درگیر خواهد بود. یکی از مهمترین آنها بحث مواسات، همدلی و همراهی مردم با یکدیگر است. به نظرم، پویش جانفدا در این زمینه ظرفیت بسیار خوبی دارد. آدمهایی که حاضرند جانشان را فدای اعتقاد و وطنشان کنند، قطعاً آمادگی دارند از بخشی از مال یا رفاه خودشان هم بگذرند. مثلاً در موضوعاتی مثل کمک به اجاره خانه، بستههای معیشتی یا هر شکل دیگری از کمک مردمی، میشود مشارکت ایجاد کرد و روح همدلی را تقویت کرد.
کنش مشترک عامل همدلی و اخوت
سید مقداد حسینی، معاون ستاد تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان کرد: اصل مسئله این نیست که چه حوزههایی مهمترند؛ مهم این است که ظرفیت موجود این افرادی که وارد پویش شدند چیست. ممکن است ما ده حوزه مهم داشته باشیم، اما ظرفیت این افراد متناسب با آن ده حوزه نباشد. به نظرم، در گام اول باید ظرفیت این آدمها شناسایی شود؛ اینکه چه تواناییهایی دارند و چگونه میتوانند بخشی از مسائل کشور را حل کنند. بعد از آن، اگر بخواهیم وارد حوزههای اولویتدار شویم، من بیشتر روی حل مسائل عملیاتی و اجرایی کشور تمرکز میکنم، نه مسائل صرفاً نظری. به نظرم، تعداد افرادی که بتوانند در فضای نظری کمک کنند محدود است، اما ظرفیتهای عملیاتی و اجرایی میتواند بسیار مؤثر باشد. مثلاً فرض کنید سازمان نوسازی وزارت آموزشوپرورش مدارسی دارد که در جنگ تخریب شدهاند. ما میتوانیم از ظرفیت همین افراد در شهر و منطقه خودشان استفاده کنیم؛ بدون اینکه بخواهیم گروه جهادی از یک استان به استان دیگر اعزام کنیم و هزینه اسکان و تغذیه بدهیم.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: یکی از پیشنیازهای اصلی این است که همهچیز سامانهمحور باشد و یک بانک اطلاعاتی دقیق شکل بگیرد، اما نکته مهمتر این است که چیزی که باعث اخوت و شکلگیری یک شبکه منسجم میشود، کنش مشترک است. چرا خانواده یک شبکه منسجم است؟ چون اعضای آن با هم درگیر زندگی و عمل مشترک هستند. اگر این ظرفیت مردمی دور یک اقدام مشترک جمع نشوند، نهتنها اثر مثبت نخواهند داشت، بلکه حتی ممکن است مضر هم باشند. باید برای این افراد اقدام مشترک تعریف شود؛ یعنی افراد در قالب گروههای کوچک وارد یک کنش واقعی شوند تا احساس هویت مشترک پیدا کنند. برای این کار، ابتدا باید نیاز کشور مشخص شود و بعد ببینیم چه کسانی توان پاسخدادن به آن نیاز را دارند. سپس این افراد وارد عمل شوند. مثلاً همان نمونه بازسازی مدرسه؛ اگر بیست نفر در یک منطقه وارد این کار شوند و یک اقدام واقعی انجام دهند، خود همین اقدام باعث فعالشدن ظرفیتهای بعدی میشود. حتی ممکن است بعداً بدون نیاز به شما، خودشان پروژههای بعدی را هم جلو ببرند. این مسئله در حوزه تولید هم صدق میکند. افرادی که وارد این پویش شدند، نشان دادند حاضرند برای کشورشان هزینه بدهند. حالا اگر کشور موانع را برای کسانی که توان فعالیت تولیدی دارند، بردارد، این افراد میتوانند در شهر و منطقه خودشان وارد تولید شوند و برای کشور ارزش ایجاد کنند.
در بحرانهای عمومی، مردم میداندارند
علی صابونچی، مدیر موسسه فرهنگی آرماگدون در ادامه اظهار کرد: ما در حوادثی که در سالهای اخیر اتفاق افتاده، یک گسست اجتماعی داشتیم. در موضوعات مختلف، جامعه به نوعی از حاکمیت فاصله گرفته یا احساس کرده از حاکمیت جداست؛ از بحث اینترنت گرفته تا حجاب، مسائل سیاسی و اجتماعی. در این حوزههای مختلف، حتی کمتر شدن حضور در پای صندوقهای رأی هم به نوعی نشاندهنده این است که بخشی از جامعه فاصله گرفته است. اگر از همه جنبهها بخواهیم نگاه کنیم؛ اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، نقطه اشتراک همه اینها حوزه اجتماعی میشود. مثلاً کسی ممکن است از نظر اقتصادی تحت فشار باشد یا از نظر سیاسی جریان مطلوبش رأی نیاورده باشد، اما اگر احساس مسئولیت اجتماعی داشته باشد، باز هم در انتخابات شرکت میکند. یا در بحث حجاب، اگر تفاوت فرهنگی داشته باشد، ولی دغدغه اجتماعی داشته باشد، سعی میکند این گسست اجتماعی اتفاق نیفتد.
وی افزود: به نظر من اگر قرار باشد این افراد را در قالب یک حلقه کنار هم نگه داریم، باید روی همین حوزه اجتماعی تمرکز کنیم. چون در بحرانها، مردم دست همدیگر را میگیرند، رواداری میکنند و همراه میشوند. کرونا نمونه بارزی بود که همه ما تجربهاش کردیم. مردم کنار هم سعی کردند مشکلات را برطرف کنند. در سیل و زلزله هم همین اتفاق میافتد و مردم شروع میکنند به کمک به کسانی که دچار مشکل شدهاند. اتفاق اخیر هم باعث شد یک انسجام در کل جامعه شکل بگیرد. اگر بخواهیم این انسجام را حفظ کنیم، به نظرم نقطه اشتراک همه اینها همان حوزه اجتماعی است. بعد در این حوزه میشود افراد را بر اساس تخصص و علاقه دستهبندی کرد. ما قبل و بعد از انقلاب تجربههای موفق مختلفی داشتیم. قبل از انقلاب، خیریهها، مساجد و هیئتهای مذهبی فعال بودند. بعد از انقلاب هم بسیج و مجموعههای مردممحور به آن اضافه شد. به نظر من اگر بخواهیم از این ظرفیت استفاده کنیم، باید در همین قالبها باشد؛ یعنی کسی که مسجدی است در قالب مسجد، کسی که هیئتی است در قالب هیئت، کسی که کار خیریه انجام میدهد در قالب خیریه و کسی که کار فرهنگی میکند در قالب فعالیت فرهنگی. بطور کلی اگر قرار باشد برای مردم برنامهریزی شود که وارد میدان شوند و کمک کنند، باید از خود مردم استفاده کرد. بهترین راه هم همین مدل دستهبندی است که عرض کردم. بعضی آدمها سلایق، عقاید، توانمندیها و تمایلات متفاوتی دارند. برخی در یک حوزه توانمندترند و در حوزهای دیگر کمتر توان دارند. در بحرانهای عمومی که همه جامعه را درگیر میکند، باید خود مردم میداندار باشند. هرجا که حاکمیت، بهویژه دولت یا هر مجموعه دیگری، بخواهد بدون نظر مردم برای آنها برنامهریزی کند، محکوم به شکست است. نقش مردم را نباید فراموش کرد و خود مردم باید همیشه در تصمیمگیریها دخیل باشند.