خاطرات شهدا |«قول صادق» شهید صدرزاده به همرزم شهیدش
روایت شهید مرتضی عطایی از رفاقتش با شهید مصطفی صدرزاده، به نقل از کتاب ابوعلی کجاست؟ را بخوانید.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «روزبهروز باید یاد شهدا و تکرار نام شهدا و نکتهیابی و نکتهسنجی زندگی شهدا در جامعهی ما رواج پیدا کند.»، این جمله کوتاه برشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در 27 بهمن ماه سال 1393 در خصوص اهمیت نام و یاد شهدا است.
خبرگزاری تسنیم در نظر دارد هر روز خاطرهای از سبک زندگی، سیره اخلاقی شهدا و روزهای سخت دفاع مقدس را منتشر کند.
خاطرات شهدا | روایت مقابله شهید دوران با هواپیمای بدون مهمات در برابر جنگده بعثی + فیلم خاطرات شهدا | دختر بچهای با کفشهای ورنی قرمز اما بدون «سر» + فیلم خاطرات شهدا | شاهکاری که لباس خاکی یک «بسیجی» کرد خاطرات شهدا | گوشه ای از وفاداری شهید علی اصغر ابراهیمی به همسرش + فیلم خاطرات شهدا | خاطرهای از شکست محاصره 13 روزه داعش با تدبیر حاج قاسم / اشک شوق اهالی "نُبل الزهرا" خاطرات شهدا | توصیه حاج احمد متوسلیان برای بچههای «الف. ط»/ از میدان «تعلق» تا میدان مینشهید مرتضی عطایی روایت میکند: یک بار در ماشین نشسته بودیم و من داشتم از سید ابراهیم (نام جهادی شهید مصطفی صدرزاده) فیلم میگرفتم. آنجا به هم قول دادیم هر کدام از ما که زودتر شهید شد، نه تنها آن دیگری را شفاعت کند، بلکه به قول سید ابراهیم: «برود پای امام حسین (ع) بست بنشیند، تا امضای شهادت آن یکی را هم بگیرد. هرکس این کار را نکرد شهید پستی است!» من خندیدم و گفتم: «ولی تو زودتر از من میپری.» یکدفعه سیدابراهیم گفت: «ما به هم قول شرف دادیم.»
سرانجام سید ابراهیم گوی سبقت را از مرتضی عطایی ربود و زودتر شهید شد. شهید عطایی چند روز قبل از شهادت، با انتشار متن زیر خطاب به سید ابراهیم، از او میخواهد تا به وعدهاش عمل کند و او نیز به خیل شهیدان ملحق شود: «صدرزاده، صدرنشین خیمهی اربابی. صدرزاده بودی که به صدر نشستی، شدی صدرنشین مجلس عشقبازان. ما که دستمان از ذیل مجلس هم کوتاه است. اصلاً ما را چه به مجلس عشقبازی! بیا و معرفت نثارمان کن. دعایی کن، شاید به روضههای باقر آلعبا سبک شدیم، اهل پرواز شدیم، پرنده شدیم. دمت گرم. هر وقت از جام سقا مست فیض شدی، نام ما را هم ببر. یادت که نرفته؟ قول داده بودی. شاید به دعای ندبهی فردا صبحی، دست باکرامتی، زیر برات شهادت ما را هم امضا کرد. سلام سید ابراهیم. الوعده وفا.»
استجابت این خواستهی او مدت زیادی به طول نینجامید و در روز عرفه، ساعت یکونیم ظهر، قسمت او نیز رقم خورد. او در لاذقیه با اصابت گلوله به گلویش به شهادت رسید و شعری که برای خود سروده بود، محقق شد: کاش اسم تو آخرین کلامم باشد پروانه شدن حسنختامم باشد مانند کبوتران در خون خفته عنوان "شهید" قبل نامم باشد.
منبع: تاریخ شفاهی جبهه مقاومت انقلاب اسلامی