خرید یک سیب، چند ساعت یک کارگر را میبلعد؟!
بررسی سه سبد واقعی میوه نشان میدهد یک خانواده کارگری برای خرید هفتگی حدود 10 کیلو میوه، بسته به تنوع و کیفیت، باید ماهانه بین 10 تا 40 درصد مزد پایه خود را هزینه کند.
کافی است چهار کیلو میوه معمولی تابستان را روی ترازوی میوهفروشی بگذاریم؛ یک کیلو هلو انجیری، یک کیلو آلو، یک کیلو انگور یاقوتی و یک کیلو سیب گلاب. عددی که در نرخنامه 31 تیر 1405 مقابل این چهار قلم مینشیند، 775 هزار تومان است؛ یعنی بیشتر از کل مزد یک روز کارگری که حداقل دستمزد میگیرد. او پس از یک روز کامل کار، هنوز باید حدود 220 هزار تومان دیگر هم روی مزدش بگذارد تا همین کیسه چهارکیلویی را به خانه ببرد.
به گزارش تابناک به نقل از اقتصادنیوز، همین سبد در تیر سال گذشته حدود 375 هزار تومان قیمت داشت. به عبارت دیگر، هزینه این چهار میوه در یک سال بیش از دو برابر شده؛ در حالی که مزد پایه کارگر از حدود 10 میلیون و 300 هزار تومان به 16 میلیون و 600 هزار تومان رسیده است. میوههایی که زمانی انتخابهای عادی تابستان بودند، حالا آرامآرام از خرید روزمره فاصله گرفته و به سبدهای کوچکتر، خریدهای هفتگی و انتخاب میان «ارزانترین میوههای موجود» محدود شدهاند.
مقایسه نرخهای رسمی میادین میوه و ترهبار تهران نشان میدهد گرانی تابستان 1405 فقط به گیلاسهای لوکس، میوههای وارداتی یا نوبرانهها محدود نمانده است. هندوانه، خربزه، طالبی، هلو، آلو و حتی سیب گلاب نیز جهشهایی را ثبت کردهاند که در بسیاری از موارد از افزایش حداقل دستمزد جلو زده است.
جهش خاموش در میدان میوه؛ 17 قلم سریعتر از دستمزد دویدند
برای اینکه مقایسه قیمتها تحت تأثیر تفاوت بازار عمدهفروشی و خردهفروشی قرار نگیرد، قیمتهای تیر 1404 و تیر 1405 از نرخنامههای یک مرجع واحد، یعنی میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران، استخراج شدهاند.
زردآلو رکورددار این جدول است. قیمت هر کیلو از این میوه از 98 هزار تومان به 270 هزار تومان رسیده و نزدیک به 176 درصد افزایش یافته است. سیب گلاب نیز با رشد 164 درصدی، کیلویی 230 هزار تومان قیمت دارد؛ یعنی خرید دو کیلو سیب گلاب تقریباً معادل مزد یک روز کامل کارگر است.
حتی هندوانه که معمولاً پناهگاه خانوارهای کمدرآمد برای حفظ میوه در سبد غذایی محسوب میشود، از کیلویی 16 هزار تومان به 35 هزار تومان رسیده و حدود 119 درصد گران شده است. قیمت آن هنوز در مقایسه با هلو، شلیل و گیلاس پایینتر است، اما سرعت رشدش تقریباً دو برابر افزایش مزد بوده است. گرانی میوه فقط حرف مغازهدارها نیست
افزایش قیمتهای بازار با آمار رسمی تورم نیز همجهت است. در خرداد 1405، گروه «میوه و خشکبار» فقط در یک ماه 12.5 درصد گران شد؛ بالاترین تورم ماهانه در میان گروههای اصلی کالا و خدمات. در همین ماه، تورم ماهانه کل کشور 5.9 درصد و تورم خوراکیها و آشامیدنیها 6.8 درصد بود.
تورم نقطهبهنقطه خوراکیها و آشامیدنیها نیز به حدود 133.9 درصد رسید؛ یعنی هزینه خرید یک سبد مشابه خوراکی نسبت به خرداد سال گذشته بیش از دو برابر شده است. تورم نقطهبهنقطه کل کشور 88.6 درصد و تورم سالانه نیز 62 درصد اعلام شد. این ارقام نشان میدهد فشار میوه بخشی از یک موج بزرگتر افزایش هزینه خوراک خانوارهاست.
فشار تورمی برای همه خانوارها یکسان نیست. تورم سالانه دهک دوم در خرداد به 68.5 درصد رسیده، در حالی که این شاخص برای دهک دهم حدود 60.1 درصد بوده است. خانوارهای کمدرآمد نهتنها درآمد کمتری دارند، بلکه سهم بیشتری از پول خود را برای کالاهایی هزینه میکنند که سریعتر گران شدهاند.
یک روز کار برای یک کیسه کوچک؛ هزینه میوه چند ساعت دستمزد را میبلعد؟
حداقل مزد روزانه کارگران در سال 1405 حدود 554 هزار تومان و مزد پایه ماهانه نزدیک به 16 میلیون و 625 هزار تومان است. بر این اساس، خرید یک کیلو انبه 330 هزار تومانی، نزدیک به 60 درصد مزد روزانه را میگیرد. یک کیلو زردآلو 49 درصد، یک کیلو آلبالو یا گیلاس 45 درصد و یک کیلو موز یا سیب گلاب حدود 42 درصد مزد روزانه را مصرف میکند.
این محاسبه فقط برای یک کیلو میوه است؛ نه سبد یک خانواده. اگر یک خانوار چهارنفره بخواهد در طول هفته فقط چهار کیلو میوه بخرد، حتی سبدی متشکل از میوههای معمولی نیز میتواند از مزد یک روز کارگر بیشتر شود.
سه سبد، سه طبقه؛ میوه برای چه کسی هنوز روزمره است؟
برای سنجش واقعیتر فاصله طبقاتی در بازار میوه، نمیتوان خرید یک کیلو هندوانه را با یک کیلو گیلاس مقایسه کرد؛ هندوانه، طالبی و خربزه معمولاً بهصورت کامل خریداری میشوند و وزن هرکدام چند کیلوگرم است. به همین دلیل، در این محاسبه سه سبد هفتگی برای یک خانواده چهارنفره طراحی شده که وزن هرکدام حدود 10 کیلوگرم است.
در سبد اقتصادی، وزن متوسط یک هندوانه شش کیلوگرم، یک طالبی دوونیم کیلوگرم و یک ملون دو کیلوگرم در نظر گرفته شده است. در دو سبد دیگر نیز علاوه بر یک هندوانه کامل، از هر میوه یک کیلوگرم محاسبه شده است.
این محاسبه نشان میدهد حتی ارزانترین شکل حفظ میوه در سفره نیز دیگر هزینه ناچیزی ندارد. یک خانواده برای خرید هفتگی فقط سه نوع میوه ارزان و آبدار باید 440 هزار تومان بپردازد؛ رقمی که در پایان ماه به یک میلیون و 760 هزار تومان و بیش از 10 درصد حداقل مزد پایه میرسد. این خانواده از نظر وزن، سبد نسبتاً پُری به خانه میبرد، اما حق انتخاب چندانی ندارد؛ بیشتر سبد از هندوانه، طالبی و ملون تشکیل شده و میوههایی مانند هلو، شلیل، سیب گلاب و انگور از آن کنار گذاشته شدهاند.
در سبد طبقه متوسط، وزن خرید تقریباً همان 10 کیلوگرم باقی میماند، اما اضافهشدن پنج میوه معمولی تابستانی، هزینه هفتگی را به حدود یک میلیون و 150 هزار تومان میرساند؛ معادل بیش از دو روز مزد یک کارگر. تکرار این خرید در چهار هفته، نزدیک به چهار میلیون و 600 هزار تومان هزینه دارد و حدود 28 درصد حداقل مزد پایه را مصرف میکند؛ آن هم پیش از آنکه اجاره، گوشت، لبنیات، برنج، دارو، رفتوآمد و سایر هزینههای خانوار پرداخت شود.
در سبد گرانتر نیز خبری از خریدهای عجیب یا چندکیلویی نیست؛ فقط یک کیلو از پنج میوه گرانتر در کنار یک هندوانه کامل قرار گرفته است. با همین ترکیب، هزینه یک خرید هفتگی به یک میلیون و 645 هزار تومان، معادل نزدیک به سه روز مزد، میرسد. تکرار این سبد در یک ماه شش میلیون و 580 هزار تومان هزینه دارد و نزدیک به 40 درصد مزد پایه کارگر را میبلعد. حداقل مزد روزانه سال 1405 حدود 554 هزار تومان و مزد پایه ماهانه نزدیک به 16 میلیون و 625 هزار تومان تعیین شده است.
فاصله این سه سبد در وزن آنها نیست؛ هر سه تقریباً به یک اندازه میوه دارند. تفاوت اصلی در تنوع و حق انتخاب است. خانوار کمدرآمد برای پُر نگهداشتن سبد، ناچار است به سه میوه ارزان و مشابه بسنده کند؛ خانوار طبقه متوسط برای اضافهکردن هلو، آلو، انگور و سیب باید بیش از یکچهارم مزد پایه را کنار بگذارد و دسترسی به میوههای گرانتر نیز میتواند نزدیک به 40 درصد مزد ماهانه را مصرف کند.
میوه حذف نشده؛ تنوع در حال آبرفتن است
آمار فعلی بهتنهایی ثابت نمیکند که همه خانوارهای کارگری میوه را کاملاً از سفره حذف کردهاند. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که هزینه حفظ یک سبد متنوع میوه، بسیار سریعتر از مزد افزایش یافته است.
وقتی هندوانه، خربزه و طالبی ارزانتر از هلو، شلیل، آلبالو و سیب گلاب هستند، واکنش طبیعی خانوار کاهش تنوع، خرید وزن کمتر یا حرکت به سمت میوههای ارزان و آبدار است. در چنین شرایطی ممکن است میوه همچنان در خانه باشد، اما سهم آن از مصرف روزانه کمتر، فاصله خریدها طولانیتر و سبد آن یکدستتر شود.
تابستان 1405 برای بازار میوه فقط فصل رکوردهای قیمتی نیست؛ تصویری از طبقاتیشدن تغذیه است. فاصله میان این سه سبد، فقط فاصله میان هندوانه و شاهتوت نیست؛ فاصله میان خانواری است که برای حفظ وزن سبد، تنوع را قربانی میکند و خانواری که هنوز میتواند میوه را براساس ذائقه و کیفیت انتخاب کند. میوه از سفرهها ناپدید نشده، اما حق انتخاب در بازار آن روزبهروز کوچکتر شده است.