مثنوی انتظار
مثنوی انتظار در تاریخ 22 اسفند 1400 سروده شده است.
زندگی مفهوم آن درانتظار بی امید دنیاست خالی ز ابتکار
هر کسی از بهر فردا زنده است عمر با انگیزه ها پاینده است
گر بگیری تو امید از زندگی می شود آزادی عین بندگی
گر که دهقانی زراعت می کند یا به مصرف او قناعت می کند
شب نخوابی ها اگر در کار اوست بهر حاصلخیزی پربار اوست
گر پدر فرزند خود را پرورد یا که مادر بهر طفل جامه درَد
فکر فرداهای خوب کودک اند بهرشان هر سختی ای افتد پسند
ناخدا گر کار دریایی کند چون به ساحل می رسد شادی کند
گر که آموزش دهد آموزگار طفل را، خواهد نگردد خوار و زار
گر محقق در زمان کشفی کند دارد امید مردم از سختی رهند
آنکه خواهد تا شود یک قهرمان می خرد سختی مُفرِط را به جان
رسم در اجتماع هم این چنین گر نبود امید آن میرد یقین
جامعه همچون حیات فرد دان قوتش از کار زن با مرد دان
جامعه با تنبلی گر خو کند تیشه ها بر ریشه خود می زند
دشمنان بر او مسلط می شوند جمعی با بیگانه بر خط می شوند
هرکسی پا اندرین دنیاگذاشت سهم دارد او ز خورد و هم ز کاشت
کِشته اند پیشینیان ما خورده ایم گر نکاریم ما، نمک نابرده ایم (1)
ما برای زندگی غم می خوریم گر نبود آینده ما می پژمریم
ظالمان هم در جهان امیدوار تا بدزدند از ضعیفان نزار
تا صباحی چند ترکتازی کنند با سر و جانهای خلق بازی کنند
تا که نادانی بگیرد خلق را تا مهیاشان شود خوش دلق را
آنکه این سان با خلایق می کند گوئیا سوراخ به قایق می کند
قایقی کو او نشسته خود در آن او چه بدخواهد برای دیگران؟
گر تو بینی بس بلاهای جدید از بدی های خلایق شد پدید
هر کسی دارد به هر کاری امید تا بگیرد در بغل بخت سعید
این جهان هم کشتزاراست ای رفیق با امید کن انتظارت را دقیق
این جهان است کشتزار آخرت پس بکوش و هم طلب کن مغفرت
پس نشانِ انتظار کوشیدن است مرد میدان در پیِ کم خوردن است
آنکه امیدش به فردای خود است در مسیر کار و کوشش بی خود است
خوب می داند که نابرده رنج کار کی شود گنجی برایش برقرار
گرسعادت او به دنیا طالب است هرچه سعیش بیش بهرش جالب است
پرخوری و عیش نیست کار منتظر چون تلاشی نیست بهر محتضر!
پس بباید با درایت کار کرد سستی و لختی تار و مار کرد
گر که بینی یأس در افکار بیش عاقبت می مانی اندر کار خویش
دأب و عادت در میان مردمان خصلتی است غافل نشاید شد ز آن
کار خود را خود بباید ساز کرد خویش با صالحان همساز کرد
ناامیدی را ز فکر و دل زدود هم هماره بر تلاش خود فزود
هم حکومتها در این امر خطیر اولین تقصیرکار بی نظیر
گر نباشند عالمان کاردان عاشقان واقعی مردمان
ظالمان باید بدانند در جهان انتقام آید براشان بی امان
ظالمانی کو به ظاهر صالح اند لیک بد نیت اند و فاسق اند
بس جنایت ها که در عالم پدید می شود جاری ز انسان پلید
این زمان کووید نوزده یک قلم کشتن آدم شده یک رسم هم!
آفت و آفت کُش و آفت بیار بر سر یک خوان نشسته آشکار
ذهن ها گشته اسیر بوق ها پر شد از تبلیغ شهر و سوق ها
درعمل چیزی بجای خویش نیست خط دهنده با ستمکاران یکی است
دوغ ودوشاب درعمل یکسان شده میش ها درکاخِ گرگ مهمان شده
این جهان فعل است و کار ما ندا لیک گاهی زود می ناید صدا (2)
هست بسیاری امور کان انعکاس هم نمی شاید ز خلق ناسپاس
این جهان گنجایش پاداش نیست جرم گاهی با قصاص همتاش نیست (3)
خالق ما خود صریحاً گفته است این جهان از فعل خلق آشفته است (4)
او اگر خواهد سزای بد دهد یا به خادم شوکت سرمد دهد
کی توان در این جهان این کار کرد فرصتی باید که این رفتار کرد
پس بباید تا زمانی بگذرد فرصتی پیش آید و حق بر دمد
پس امید و انتظار در این جهان بخشی از آن می رسد اندر میان
مزد آخر در جهان آخرت هم در این دنیاست ضر و منفعت
گر که هر کاری در این دنیا ثمر می دهد از کارهای خیر و شر
پس بباید منتظر بود تا رسد بر همه از فعل های خوب و بد
آن زمان دیگر نجات در کار نیست الغیاث، الغوث رمز و راز نیست
گفته بود ابلیس در آغاز کار من بر آرم از بنی آدم دمار
چون که موعدسر رسدگوید همو خود بشر تقصیر دارد، پرس از او
من فقط با وسوسه سویش روم او خودش مایل به بت بود و صنم
راستی ما از شیاطین بدتریم در جنایت بر بنی نوع سر تریم
او اگر بر غیر شیطان رشک برد ما نژاد خویش را خواهیم فسرد
او اگر کار خودش توجیه کرد ما چه گوئیم با خودی داریم نبرد
با دو معیار ما قضاوت می کنیم از رفیق خود حمایت می کنیم
ریش و قیچی چون به ناکس داده شد بس قساوت بی حد و اندازه شد
چون که کار دست ستمکاران بود آنکه با آنهااست از یاران بود
حمله بر افغان، عراق و هم یمن هست بهر آزادی و از لطف و من
***
گر که مردم حق خود را طالبند یا خرابکاراند یا که جاهل اند
بین که قدرت چشم هارا کورساخت هم نژادی هم به واقع رنگ باخت
روس و اکراین هردو اند از یک نژاد (5) زان یکی محکوم و دیگرپاک پاک (6)
روس واکراین از برای ما یکی است رمز استقلال ما سازندگی است
آنقدر تبعیض باشد درجهان بحث عدل گمگشته است اندر میان
زین سبب کوشندگان سخت کوش منتظر باشند رسد از غیب توش (7)
چون گذشته کارها از ما و من باید از بالا رسد یک مؤتمن
انتظار امری بدیهی درجهان گر نمی دانی بپرس از این و آن
آنکه مأیوس است جهانش شدسیاه زندگیش همراه شد با اشک وآه
خودکشی ها از سیاهی شد پدید نا امید مُرد از تکان های شدید
در همه ادیان به نوعی انتظار کرده است بسیار را امیدوار
هر دو مذهب معتقد آخر زمان منجی ای باشد براشان در جهان
هم مسیحی و یهودی مدعی روزگاری بِه شود آشفتگی
می کنند هم مردمان خود بسیج لیک بعضی وعده هاشان پوچ و هیچ
بعضی بر مهدی در آخر زمان معتقد هستند که آید در میان
لیک گویند او زاده می شود بهر اصلاحات آماده می شود (8)
لیک باید دیدحرف حق کجاست گفته ها بسیار اندر بین ماست
هر که باشد معتقد بر دین حق می نشاید گیرد از قرآن سَبَق
گویدش قرآن که ما آخر زمان می سپاریم کار را بر صالحان (9)
صالحان کی منتظر بنشسته اند؟ از قیود عالمی بگسسته اند
در قیام اند و به صحنه حاضر اند بهر استقرار حق نی قاصرند
این زمان سر می رسد پس انتظار مهدی موعودآید سوی یار
او چو آید ریشه ظلم می زند کاخ مستکبران از بُن کند
دارد آن بس استنادات قوی زان روایات بشنو از قول نبی
گر که باقی باشد از عمر جهان یک روزی مانده باشد زان میان
آنچنان آن روز طولانی شود تا که خورشید ولایت بر دمد (10)
تا که منجی جهان ظاهر شود ریشه ظلم و جنایت بر کَند
چون کُند مهدی لوای حق بلند مؤمنان دورش بگیرند چندچند
ای خدا عجِل، ظهورش را رسان هم بخواه ما را «رضا» در پیروان
پی نوشت ها: [1] - منظور نمک ناشناس [2] - یعنی همیشه زود کیفر به سراغ آدمی نمیآید و زمان لازم است. [3] - یعنی پاداش و کیفر در بسیاری از موارد برای افراد با کارهای خوب یا بدی که کرده اند همتا نیست و حتی قصاص هم نمیتواند حق مطلب را ادا کند. [4] - اشاره به آیه «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس» روم، 41 [5] - اشاره به جنگ تمام عیار روسیه بر علیه اکراین و حمایت تمام قد غرب از اکراین در سال 2022 میلادی [6] - معیار دوگانه غرب در برخورد با اکراین و جنگهایی که در خاورمیانه راه انداخت [7] - در اینجا به معنی نجات [8] - بعضی از فرق اهل تسنن به مهدی معتقدند و لیکن می گویند هنوز زاده نشده است [9] - اشاره به آیه 105 از سوره انبیاء است. ولقد کتبنافی الزبورمن بعد الذکر، ان الارض یرثهاعبادی الصالحون، [10] - اشاره به رویات لو لم یبق من الدنیا یوم واحد....
کد خبر 1613625