شنبه 9 فروردین 1404

«مذهبی صورتی» یعنی چه؟

وب‌گاه فرارو مشاهده در مرجع
«مذهبی صورتی» یعنی چه؟

در فضای مجازی ایران، چند سالی است که برچسبی با عنوان «مذهبی صورتی» در توییتر فارسی و دیگر شبکه‌های اجتماعی ترند شده و به یک اصطلاح جدید برای نامیدن بخشی از جامعه تبدیل شده است.

این اصطلاح، که ریشه‌ای کنایه‌آمیز دارد، به گروهی از مذهبی‌ها اشاره می‌کند که از نگاه سنت‌گرایان، بیش از حد نرم و منعطف هستند؛ کسانی که به جای تأکید بر ظواهر و سخت‌گیری‌های دینی، بر روح دین، اخلاق، عدالت و همزیستی مسالمت‌آمیز تمرکز دارند. اما چرا «صورتی»؟ شاید این رنگ، نمادی از لطافت و فاصله‌گذاری با رنگ‌های تیره و سنتی باشد که معمولاً با مذهب سخت‌گیرانه همراه است.

به گزارش تابناک، این دوقطبی میان تسامح و سخت‌گیری، پدیده‌ای تازه نیست. تاریخ جهان پر است از جوامعی که در آنها گروهی به دلیل مدارا و انعطاف، از سوی گروه‌های تندروتر به سازش‌کاری یا کم‌توجهی به اصول دینی متهم شده‌اند.

این دوقطبی میان تسامح و سخت‌گیری، پدیده‌ای تازه نیست. تاریخ جهان پر است از جوامعی که در آنها گروهی به دلیل مدارا و انعطاف، از سوی گروه‌های تندروتر به سازش‌کاری یا کم‌توجهی به اصول دینی متهم شده‌اند. بیایید سفری به تاریخ کنیم و ببینیم این دوگانگی کجا‌ها رخ داده و امروز در ایران چه معنایی پیدا کرده است.

دوقطبی‌های تاریخی: از جدایی هند و پاکستان تا ایران معاصر

یکی از نمونه‌های تاریخی این دوقطبی را می‌توان در جدایی هند و پاکستان در سال 1947 دید. در آن زمان، جنبش استقلال هند به اوج خود رسید و قانون استقلال هند (Indian Independence Act 1947). دو کشور مستقل هند و پاکستان را در نیمه‌شب 14-15 اوت 1947 به وجود آورد. جنبش تشکیل پاکستان، به رهبری محمدعلی جناح و حزب مسلم‌لیگ، بر اساس «نظریه دو ملت» شکل گرفت که معتقد بود مسلمانان و هندو‌ها نمی‌توانند در یک کشور واحد همزیستی کنند. اما همه مسلمانان با این دیدگاه موافق نبودند. گروهی، از جمله رهبرانی مثل مولانا ابوالکلام آزاد از حزب کنگره ملی هند، با جدایی مخالف بودند و به همزیستی مسالمت‌آمیز با هندو‌ها اعتقاد داشتند.

این گروه، که تصمیم گرفتند در هند بمانند، اغلب از سوی حامیان پاکستان به «سازش‌کاری» یا «خیانت به آرمان اسلامی» متهم شدند. این اتهامات بیشتر از سوی رهبران سیاسی مطرح می‌شد تا علمای دینی، و ریشه در اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک داشت.

در تاریخ اسلام نیز نمونه‌های مشابهی می‌بینیم. در صدر اسلام، گروهی به نام خوارج ظهور کردند که تفسیری بسیار سخت‌گیرانه از دین داشتند. آنها هرگونه تسامح را رد می‌کردند و حتی مسلمانانی را که با دیدگاه‌هایشان موافق نبودند، تکفیر می‌کردند. این سخت‌گیری‌ها به درگیری‌های خونین درون جهان اسلام، مثل نبرد نهروان در سال 657 میلادی، منجر شد و خوارج مقابل امام علی (ع) دست به شمشیر بردند، این مساله نشان داد که بدفهمی در دین می‌تواند به جای وحدت، تفرقه و خشونت بیاورد. در مقابل، بسیاری از مسلمانان، از جمله گروه‌های میانه‌روتر، خوارج را به دلیل عدم مدارا و تفسیر‌های افراطی مورد انتقاد قرار می‌دادند.

در دوران بعد از قرون وسطی در اروپا (قرن 16 و 17) نیز شاهد چنین دوقطبی‌ای هستیم. نگاه جدید پروتستانی با انتشار «نود و پنج تز» مارتین لوتر در سال 1517 آغاز شد و جوامع مسیحی را به دو گروه کاتولیک (سنت‌گرایان) و پروتستان (اصلاح‌طلبان) تقسیم کرد. اصلاح‌طلبان، که خواستار تغییر در کلیسای کاتولیک بودند (مثل حذف فروش آمرزش‌نامه‌ها و تأکید بر دسترسی مستقیم به کتاب مقدس)، از سوی کاتولیک‌ها به «بدعت‌گذاری» و تضعیف ایمان متهم شدند. برای مثال، پاپ لئو دهم در سال 1521 مارتین لوتر را تکفیر کرد و او را متهم به تضعیف اصول مسیحیت کرد.

این اختلافات به جنگ‌های مذهبی طولانی، از جمله جنگ‌های سی‌ساله (1618-1648) و جنگ‌های مذهبی در فرانسه (1562-1598)، منجر شد. با این حال، عوامل سیاسی، مثل حمایت شاهزادگان آلمانی از لوتر برای کاهش نفوذ امپراتوری مقدس روم، نیز در این دوقطبی نقش داشت و نشان می‌دهد که این اختلافات صرفاً مذهبی نبودند.

مغولان نیز نمونه جالبی از این دوگانگی هستند. آنها در دوران فتوحات خود (قرن 13 و 14) رویکردی عمل‌گرایانه به مذهب داشتند و به ادیان مختلف، از جمله اسلام، مسیحیت و بودا، اجازه فعالیت می‌دادند. برای مثال، کوبلای‌خان، نوه چنگیزخان، مناظره‌های دینی میان علمای ادیان مختلف را در دربار خود برگزار می‌کرد و به همه ادیان احترام می‌گذاشت. اما این تسامح از سوی برخی گروه‌های تندرو، به‌ویژه علمای اسلامی، به «بی‌تفاوتی دینی» تعبیر می‌شد. ابن‌اثیر، مورخ قرن 13، در نوشته‌هایش مغولان را به دلیل عدم پایبندی به یک دین خاص مورد انتقاد قرار داده است. با این حال، این تسامح به مغولان کمک کرد تا امپراتوری پهناوری را مدیریت کنند و از تنش‌های مذهبی جلوگیری کنند.

ایران معاصر: مذهبی صورتی و شکاف‌های ایدئولوژیک

در ایران امروز، پس از انقلاب 57، جامعه مذهبی با دوقطبی مشابهی روبه‌رو شده است. از یک سو، مذهبی‌های سنت‌گرا قرار دارند که بر اجرای سخت‌گیرانه احکام دینی تأکید دارند. از سوی دیگر، گروهی از مذهبی‌ها، از جمله نواندیشان دینی به مدارا، همزیستی حتی به قیمت کنار گذاشتن احکام و اصول دینی اصرار داشتند. این گروه که اغلب با برچسب «مذهبی صورتی» مورد طعنه قرار می‌گیرند، معتقدند که برخی سیاست‌ها درباره حجاب و جوانان و زنان نه تنها به دین ضربه زده، بلکه باعث افزایش دین‌گریزی در میان جوانان شده است، اما برای حل مشکل، بعضا سعی می‌کنند صورت مساله را به طور کلی تغییر دهند یا پاک کنند!

در ایران امروز، جامعه مذهبی با دوقطبی مشابهی روبه‌رو شده است. از یک سو، مذهبی‌های سنت‌گرا قرار دارند که بر اجرای سخت‌گیرانه احکام دینی تأکید دارند. از سوی دیگر، گروهی از مذهبی‌ها، از جمله نواندیشان دینی به مدارا، همزیستی حتی به قیمت کنار گذاشتن احکام و اصول دینی اصرار داشتند.

در توییتر فارسی، این اصطلاح به کرات برای انتقاد از مذهبی‌های اهل تسامح به کار می‌رود. برخی کاربران، مذهبی‌های صورتی را به سازش‌کاری و بی‌توجهی به اصول دینی متهم می‌کنند. برای مثال، کاربری در توییتی نوشته بود: «مذهبی صورتی در برابر اهانت به مقدسات سکوت می‌کنه، اما وقتی یه روحانی لغزش زبانی داره، سریع تکفیرش می‌کنه.» در توییت دیگری، مذهبی صورتی به «چوب دو سر نجس» تشبیه شده که نه از سوی سنت‌گرایان پذیرفته می‌شود و نه از سوی سکولار‌ها جدی گرفته می‌شود. این طعنه‌ها نشان‌دهنده عمق شکاف میان گروه‌های مذهبی در ایران است.

مذهبی‌های صورتی معتقد هستند ویژگی‌هایی دارند که آنها را متمایز می‌کند: آنها به جای تأکید بر ظواهر دینی، بر روح دین، اخلاق و عدالت تمرکز دارند، نگاه انتقادی به تفاسیر سخت‌گیرانه دارند و تنوع عقیدتی را می‌پذیرند. تئورسین‌های مذهبی صورتی / روشنفکری دینی مدعی هستند که در جامعه‌ای مثل ایران، که تنش‌های ایدئولوژیک و فرهنگی در آن بالاست، می‌توانند نقش پل ارتباطی بین گروه‌های مختلف را بازی کنند و به کاهش تعصب‌ها و ترویج همزیستی کمک کنند. اتفاقی که عملا نیافتاده است و صورتی‌ها بیشتر به صورت یک "سبک زندگی" درآمده‌اند نه حاملان و عاملان گفت‌و‌گو!

دوقطبی میان تسامح و سخت‌گیری، چه در تاریخ و چه در ایران امروز، نشان می‌دهد که جوامع مذهبی همیشه با این چالش روبه‌رو بوده‌اند. این حاصل دو نگاه و سلیقه دینی است،

باید پذیرفت بسیاری از انحرافات هم ریشه در "صورتی مزاجی" در مذهب دارد، نگاهی که به غلط و با دیدگاه افراطی، هرجیز به ظاهر ناخوشایند در متون دینی مثل عذاب و جهنم و رنج را منکر می‌شود و بعضا سعی می‌کند از آنها برداشت استعاری کند! حتی برخی مذهبی صورتی‌های افراطی! عملا مذهب و حجاب خود را به قلاب دریافت فالوئر و توجه در شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرده‌اند و عملا "بلاگر حوزه حجاب" محسوب می‌شوند!

در ایران، مذهبی‌های صورتی و مذهبی‌های سنت گرا، هرکدام کارکرد خودشان را دارند و مهم حفظ تعادل و گفت‌و‌گو بین آنهاست، هر دوی این طیف با وجود طعنه‌ها و انتقادها، می‌توانند الگویی برای تعادل بین پایبندی به اصول و انعطاف در برابر نیاز‌های جامعه باشند.

از یاد نبریم که گمشده بزرگ جامعه ایران، گفت‌و‌گو است، تا گفت‌و‌گو‌های محترمانه بین طیف‌های مختلف جامعه، به خصوص طیف‌های مختلف مذهبی در کشور جاری و ساری نشود، هر تغییر و تحول و جنبشی در جامعه، استعداد دو قطبی شدن را دارد و باید منتظر بروز انواع سوءتفاهم و تنش فرهنگی و سیاسی باشیم.

دین اسلام رنگ و بوی خدایی و الهی دارد، خدا همه رنگ‌ها را آفریده، اما شبیه هیچ رنگی نیست و هرکدام از ما به اندازه فهم و سطح ایمان مان، دین را می‌فهمیم، خدای متعال هم صفات جلالی دارد هم صفات و اسمای جمالی، فهم هر دوی اینها در کنار هم، نشانه دینداری صحیح است، بگذریم از اینکه رصد و نقد مداوم مدعیان دینداری، چه در سوی صورتی، چه در طرف مخالف؛ یکی از راه‌های رسیدن به اعتدال و تعادل و انصاف در جامعه ماست.

از میان اخبار

حکم پرونده قتل «منصوره قدیری» خبرنگار ایرنا صادر شد

یک عامل کلیدی شادی که اغلب نادیده گرفته می‌شود!

وضعیت قرمز تالاب هورالعظیم؛ چه باید کرد؟

زورگیری از 2 دانشجو در اطرف خوابگاه علوم پزشکی تهران