شنبه 4 مهر 1405

نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین

وب‌گاه عصر ایران مشاهده در مرجع
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین

روند دموکراتیک شدن نظام سیاسی در برزیل، مابین روندهای موکراتیزاسیون در آفریقای جنوبی و اسپانیا قرار داد. یعنی نقش اپوزیسیون به اندازه آفریقای جنوبی پررنگ نبود، نقش حکومت نیز به اندازه اسپانیا پررنگ نبود.

عصر ایران؛ هومان دوراندیش - سابقه تاریخی و سازماندهی اپوزیسیون در برزیل، در دهه 1980 تهدید بزرگی برای رژیم نظامیان سرکوبگر حاکم بر این کشور ایجاد کرد. فعالیت عمده اپوزیسیون از سال 1945 در دو حزب "سوسیال دموکرات" و "اتحاد ملی دموکراتیک" آغاز شده بود.

در دهه 1970 میلادی، "جنبش دموکراتیک ملی" (MDB) به عنوان حزب اصلی مخالفان حکومت پدیدار شد و در انتخابات سال 1974 با سازماندهی موثر و تکیه بر سابقه حزبی توانست 37 درصد آرا را بدست آورد.

این پیروزی موجب واکنش شدید دولت نظامی و کوشش برای سرکوب مخالفان و ایجاد یک حزب رسمی در برابر حزب مخالف شد. با این حال در سال 1982 ائتلاف میان "جنبش دموکراتیک ملی" با حزب "مردم" سبب کسب 48 درصد آرا در انتخابات ریاست جمهوری شد.

پیش از آن در سال 1977 فشارهای فزاینده اپوزیسیونِ سازماندهی‌شده در احزاب، به اعلان عفو عمومی و آزادسازی فعالیت‌های سیاسی انجامیده بود. سپس فشارهای اپوزیسیون بر تغییر قانون اساسی متمرکز شد و سرانجام به تدوین قانون اساسی جدید انجامید.

با این حال دودستگی میان نظامیان حاکم بر برزیل نیز به گونه‌ای بود که دو رئیس‌جمهور نظامی این کشور، ژنرال گایزل (1974) و ژنرال فیردو (1979) تلاش‌هایی برای اصلاحات از بالا انجام دادند و در روند گذار به دموکراسی بی‌تاثیر نبودند.

ارنستو گایزل: رئیس‌جمهور برزیل از مارس 1974 تا مارس 1979

بنابراین باید گفت گذار برزیل از دیکتاتوری به دموکراسی از یکسو ناشی از تلاش‌های وسیع اپوزیسیونِ سازمان‌یافته و از سوی دیگر ناشی از عملکرد سران رژیم نظامی در راستای نیل به دموکراسی بود.

اما در آرژانتین، دیکتاتوری نظامیان که طی دهه‌های 1970 و 1980 میلادی به ناپدید شدن 30هزار شهروند این کشور در کشتارهای سیاسی منتهی شده بود، سرانجام طی سال‌های 1982 و 1983 با اعتراضات و اعتصابات گسترده به رهبری حزب اصلی مخالف، یعنی "حزب رادیکال" فروپاشید.

رائول آلفونسیون رهبر حزب رادیکال به دنبال شکست آرژانتین در جنگ با انگلستان بر سر جزایر فالکلند، موقعیت را برای فشار گسترده بر نظامیان مناسب دید و با شعار "آزادی انتخابات، آزادی مدنی و محاکمه عاملان قتل‌های سیاسی دهه 1970 و ناقضان حقوق بشر" تظاهرات‌های گسترده‌ای را سازماندهی کرد.

رائول آلفونسیون: رهبر مقتدر اپوزیسیون آرژانتین و سپس رئیس جمهور این کشور از دسامبر 1983 تا جولای 1989

تظاهرات‌ها از بهار 1982 آغاز شد. در نوامبر همین سال ارتش با صدور اعلامیه‌ای تلاش کرد ضمن کنترل اوضاع، نقش خود را در آینده سیاسی کشور و همچنین عدم پیگیری پرونده قتل‌های سیاسی دهه 1970 را تضمین کند.

این اعلامیه موجب تظاهرات وسیع مخالفان به رهبری حزب رادیکال شد و عملا ارتش را از اداره امور کشور عاجز کرد و به تن دادن اجباریِ سران رژیم نظامی به برگزاری انتخابات آزاد و در پی آن، فروپاشی عملی رژیم دیکتاتوری نظامی انجامید.

در این مرحله ارتش تلاش کرد از طریق توافق با یک گروه سیاسی (پرونیست‌ها)، زمینه عدم پیروزی حزب اصلی مخالفان، یعنی حزب رادیکال را فراهم آورد اما پایگاه و اعتبار سیاسی و اجتماعی حزب رادیکال مانع از تحقق طرح‌های نظامیان برای جلوگیری از تاسیس دموکراسی در آرژنتین شد.

به عبارت دیگر، آرژانتین از یک دیکتاتوری نظامی به یک دیکتاتوری غیرنظامی حرکت نکرد بلکه توانست به یک نظام سیاسی دموکراتیک برسد. آلفونسیون، پس از پیروزی در انتخابات آزاد، محاکمه سران ارتش را آغاز کرد.

بحران در رژیم نظامی آرژانتین در دهه 1980 در حدی بود که این کشور از دسامبر 1981 تا دسامبر 1983 پنج رئیس‌جمهور نظامی به خود دید که آخرین آن‌ها رینالدو بیگنون بود. حکومت‌های کوتاه‌مدت و بی‌ثبات این پنج نظامی، به خوبی از عمر رو به پایان رژیم نظامیان در آرژانتین خبر می‌داد.

رینالدو بیگنون: آخرین رئیس‌جمهور نظامی آرژانتین، از زوئیه 1982 تا دسامبر 1983

وجه اشتراک فرایند گذار به دموکراسی در برزیل و آرژانتین این بود که دموکراتیزاسیون در این دو کشور موجب عبور از رژیم نظامیان شد؛ اما تفاوت کار در این بود که نظامیان برزیلی قدرت و حتی اقتدار بیشتری نسبت به نظامیان آرژانتینی داشتند. در نتیجه، اپوزیسیون در برزیل نمی‌توانست بدون توافق با حاکمان نظامی، به سمت تاسیس دموکراسی برود.

این نکته را به این صورت هم می‌توان بیان کرد که اپوزیسیون در آرژانتین قوی‌تر از برزیل بود و به همین دلیل بدون توافق با نظامیان، آرژانتین را از رژیم نظامی خلاص کرد و به ساحل دموکراسی رساند.

یکی از علل فقدان اقتدار حاکمان نظامی آرژانتین در قیاس با همتایانشان در برزیل، جنایات گسترده نظامیان آرژانتینی در دوران زمامداری سیاسی‌شان بود. عملکرد سیاسی آن‌ها نفرتی در جامعه آرژانتین برانگیخته بود که از اقتدار رژیم نظامی می‌کاست و حمایت نیرومندی را از جانب مردم متوجه اپوزیسیون رژیم نظامی کرده بود.

پیشتر در توضیح آرای هانتینگتون گفتیم که او گذار به دموکراسی را - با صرفنظر از مورد "مداخله خارجی" - محصول سه فرایند می‌داند: 1- تصمیم و اقدام حاکمان 2- مذاکره و همکاری حکومت و اپوزیسیون 3- تصمیم و اقدام اپوزیسیون و مردم حامی اپوزیسیون.

هانتینگتون راه اول را "تغییر شکل" (یا استحاله)، راه دوم را "جابجایی" و راه سوم را "فروپاشی" می‌نامید. در واقع از نظر او، فروپاشی تقریبا همان "انقلاب آرام" است.

وی دموکراتیک شدن آرژانتین را که ناشی از اعتراضات خیابانی گسترده مردم و تفوق اپوزیسیون بر رژیم نظامیان بود، مصداق فروپاشی می‌داند و همین نحوه گذار به دموکراسی را عامل بسط ید دموکراسی‌خواهان در محاکمه سران رژیم غیردموکراتیک محسوب می‌کند.

ژوزه سارنی: رئیس‌جمهور دوران گذار در برزیل؛ از ماه مه 1985 تا مه 1990

اما هانتینگتون در اینکه دموکراتیزاسیون در برزیل مصداق فرایند "تغییر شکل" بود یا "جابجایی"، تردید داشت. اگرچه او نهایتا سهم بیشتری به "حکومت" می‌دهد و دموکراتیک شدن برزیل را محصول تغییر شکل و استحاله‌ای برآمده از تصمیم حاکمان می‌داند، اما این نکته را هم از قلم نمی‌اندازد که دموکراتیزاسیون در برزیل را، به علت حضور پررنگ اپوزیسیون در تحولات سیاسی این کشور، می‌توان مصداق فرایند "جابجایی" دانست.

در این صورت، دموکراتیک شدن نظام سیاسی در برزیل نه اقدامی از بالا (مثل اسپانیا) بلکه محصول تعامل حکومت و اپوزیسیون به حساب می‌آید. احتمالا برای تعیین جایگاه دقیق روند دموکراتیزاسیون در برزیل در کل گذارهای 25 سال آخر قرن بیستم، باید آن را مابین آفریقای جنوبی و اسپانیا قرار داد.

یعنی نقش اپوزیسیون در برزیل به اندازه آفریقای جنوبی پررنگ نبود، نقش حکومت در این کشور نیز به اندازه اسپانیا پررنگ نبود. حکومت و اپوزیسیون هر دو نقش قابل توجهی در دموکراتیک شدن نظام سیاسی برزیل داشتند؛ اگرچه نقش حکومت مهم‌تر از اپوزیسیون بود و به همین دلیل هانتینگتون نهایتا ترجیح می‌دهد فرایند گذار به دموکراسی در برزیل را مصداق "تغییر شکل" بداند. یعنی روندی از بالا، با محوریت حاکمان نظامی.

دقیقا به دلیل ماهیت فرایند گذار در برزیل، اپوزیسیون پس از خاتمه دوران دیکتاتوری نظامیان، برخلاف آرژانتین، نتوانست نظامیان کناررفته از قدرت را محاکمه کند. این امر البته علت دیگری هم داشت و آن اینکه، عملکرد اقتصادی رژیم نظامی در برزیل قابل قبول بود و ضمنا کارنامه حقوق بشری نظامیان برزیلی به اندازه نظامیان آرژانتینی تیره و تار نبود. همچنین شکست خفت‌باری نظیر جنگ فالکلند نیز در کارنامه نظامیان برزیلی وجود نداشت.

به هر حال در برزیل تظاهرات گسترده سال 1984 نقش مهمی در تحولات دموکراتیک این کشور ایفا کرد. التهابات سیاسی نهایتا به تشکیل کنگره قانون اساسی در سال 1987 منتهی شد. پس از نگارش قانون اساسی جدید، در سال 1989 اولین انتخابات آزاد ریاست جمهوری بدون دخالت نظامیان برگزار شد. بنابراین فرایند گذار به دموکراسی حدود پنج سال طول کشید.

فرناندو کولور دی ملو: اولین رئیس‌جمهور برزیل دموکراتیک

اما در آرژانتین اعتراضات گسترده در سپتامبر 1983 آغاز شد و انتخابات آزاد در اکتبر همان سال برگزار شد. قانون اساسی آرژانتین بعدها در دهه 1990 بازنگری و اصلاح شد. یعنی در برزیل ابتدا قانون اساسی دموکراتیک نوشته شد، سپس دولت دموکراتیک شکل گرفت، اما در آرژانتین ابتدا دولت دموکراتیک شد، سپس قانون اساسی.

سابقه تاریخی، مهم‌ترین ویژگی اپوزیسیون در برزیل بود. در آرژانتین، رهبری قاطع رائول آلفونسیون مهم‌ترین ویژگی اپوزیسیون بود.

عملکرد اقتصادی خوب رژیم نظامی در برزیل، در کنار روند چندساله دموکراتیزاسیون در این کشور و نیز وجود نفرت کمتر در این کشور، که محصول جنایات کمتر بود، در مجموع عواملی بودند که دموکراسی برزیل را کارآمدتر از دموکراسی آرژانتین کردند و آثار این کارآمدی هنوز هم در وضعیت کلی دو کشور مشهود است.

تماشاخانه

چرا نمی‌شود سهراب محمدی را مسخره کرد؟ کسی که او را مسخره کرد نه هنر را می‌شناسد و نه هنرمند را (فیلم)

پلیس در تعقیب شتر‌مرغ فراری در آمریکا (فیلم)

فیلم های دیگر docReady(function () { if (window.innerWidth کانال عصر ایران در تلگرام بیشتر بخوانید: مذاکره و دموکراسی در آفریقای جنوبی دیکتاتوری زن و شوهری فراستی و پیرسالاری و برادران لیلا مذاکره و دموکراسی در لهستان رژیم رضاشاه چگونه رژیمی بود؟ باز نشر یک گفت و گو: عماد افروغ و ماکیاولیسم مذهبی جمهوریت را ایرانی نمی‌دانست مانوری برای مهار فلاکت در جهان
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 2
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 3
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 4
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 5
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 6
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 7
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 8
نقش حکومت و اپوزیسیون در دموکراتیک شدن برزیل و آرژانتین 9